تبليغاتX
کارشناسی ارتقای علمی ناحیه 2 سنندج
کارشناسی ارتقای علمی ناحیه 2 سنندج
دوره های ضمن خدمت کوتاه مدت - تحقیقات -نظام پذیرش -
اهدا کتاب

با تشکر از جناب آقای جمشید مقدم نژاد بخاطر اهداء 24 جلد

 کتاب نفیس به کتابخانه ارتقاء علمی

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 13:53 |

آموزش قرآن در مقطع پیش دبستانی

به نام خدا

موضوع: آموزش قرآن در مقطع پیش دبستانی

محقق: شهناز پیری

مقدمه

بدون تردید اگر کودک از همان زمانی که به سن تمییز و تعقل می رسد ، ارزش ها و مفاهیم اعتقادی، روحی، فکری، تاریخی، اجتماعی، ورزشی و غیره به نوعی ارتباط داشته باشد تا زمانی که دوران نوجوانی و جوانی و بزرگسالی گام می گذارد و به سن پیری می رسد آنچنان مناعت ایمانی ویقین آرامش بخش و صیانت تقوایی، پیدا می کند که به سبب آن از جاهلیت منحط موجود جدا می شود، اوج می گیرد و تمامی مبانی فکری و اعتقادی اندیشه های گمراه کننده را به تمسخر می گیرد.

منظور ما از تربیت ایمانی آن است که فرزند را از زمانی که می اندیشد، با اصول ایمان آشنا کنیم و از هنگامی که فکرش شکوفا می شود، او را به ارکان دین اسلام عادت دهیم و از زمانی که قدرت تمییز می یابد، مبادی شریعت اسلامی را به او آموزش دهیم.

بر هر مربی لازم است که آموزش مفاهیم مربوط به تربیت ایمانی را از همان ابتدای کودکی آغاز کند تا با عقیده و عبادات اسلامی مانوس شود و از لحاظ شیوه زندگی و نظام فکری به آن مزین گردد و پس از آن دین اسلام را به عنوان بهترین راهها و والاترین مربی خود بداند و غیر از قرآن ، پیشوایی و غیر از حضرت محمد (ص) ، رهبر و الگویی برای خویش نشناسد.

آموختن قرآن کریم به کودکان

لازم است ولی و سرپرست کودکان از همان ابتدای کودکی و نوجوانی، قرآن را به آنان بیاموزند، تا اینکه قبل از هر چیز این اعتقاد و باور برای آنان ایجاد شود که خدای متعادل خالق و پروردگار ایشان است و قرآن نیز کلام او می باشد، و تا اینکه روح قرآن در قلبشان نفوذ کند و نور آن در افکار و ادراکات و حواسشان بتابد و آن را روش گرداند، و باید از آغاز کودکی عقاید دینی و احکام قرآن به انان تلقین شود، تا بر اساس محبت و علاقه به قرآن و بر حسب رهنمودها و انجام اوامر و پرهیز از نواهی آن پرورش یابند، و پیوسته در دوران جوانی و پیری متعلق به اخلاق قرآن متمسک به برنامه و راه و روش آن گردند.

ابن سینا نیز در این رابطه گفته است:

هرگاه کودک آمادگی تلقین و آموزش قرآن گردید، و کوشش استعداد شنیدن و امادگی پذیرش آن را پیدا کرد باید تعلیم قرآن به او شروع شود و حروف الفبا و آگاهیهای دینی به او تلقین و تفهیم گردد.

احادیث و روایات وارده درباره تعلیم قرآن

درباره تعلیم قرآن به کودکان

آمده است که رسول خدا (ص) فرمود:

" ادبوا اولادکم علی ثلاث خصال : حب نبیکم و حب ال بیته، و تلاوه القرآن فان حمله القرآن فی ظل عرش اله یوم لا ظل الا ظله مع انبیائه و اصفیائه"

فرزندان خود را بر اساس سه خصلت تربیت کنید: (در محبت پیامبرتان، بر حب آل بیت پیامبر و بر حب تلاوت قرآن، زیرا که بر دارندگان قرآن ، همراه پیامبران و مردان بر گزیده خدا در زیر سایه عرش الله قرار دارند روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نیست).

صحابه کرام (ص) بسیار حریص و علاقمند بودند به اینکه فرزندان خود رابه قرآن آشنا کنند، و پیوسته مراقب و مواظب آنان بودند تا مطابق دستورات قرآن عمل کنند چنانکه راجع به سودمند بودن این روش برای کودکان، آماده است که فردی پسر خود را نزد رسول خدا (ص) آورد و گفت : ای رسول خدا ! پسرم در روز قرآن می خواند و شب می خوابد، رسول الله (ص) فرمود: " چه ایرادی دارد که پسرت روز را با ذکر خدا به پایان ببرد و شب نیز سالم بخوابد"

حرص و علاقه صحابه بر ارتباط کودکانشان با قرآن و به حصول برکت قرآن برای آنان به جایی رسیده بود که اوقات نزول این برکات قرآنی را تعیین می کردند تا کودکانشان برای حصول آن حاضر و آماده شوند.

تردیدی نیست روی آوردن به قرآن و مشغول شدن کودکان به خواندن آن ، موجب دفع بلا و دفع عذاب از خانواده و جامعه می شود، زیرا همچنانکه در پاره ای روایات آمده است:

جامعه ای که فرزندان خود را از ابتدای کودکی و نوجوانی به مکتب قرآن می فرستند و انان را به خواندن قرآن و آموختن دستورالعملهای آن آشنا و وادار می سازند، در اثر خوبی و مبارکی این امر، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار می گیرند.

بطوریکه قاضی عیسی بن مسکین به دختران و نوادگانش قرآن می آموخت.

درباره تفهیم معانی قرآن به کودک:

لازم است شخص مربی و یا والدین کودک در حین آموزش قرآن به او به شرح بسیار مختصر و بیان معانی ساده قرآن که درخور درک و فهم کودک باشد توجه کنند و به آن اشاره نمایند، تا اینکه معنی و مفهوم آن قلب و عقل او باز کند، و نباید این ظن و گمان برای کسی پیش آید که: چون کودک در دوران خردسالی و کوچکی می باشد پس عقل و ذهن زمان طفولیتش شایستگی توضیح معانی و آمادگی پذیرش آن را ندارد. بلکه باید دانست که این کودک عجیب و شگفت انگیز قادر است معلومات را همچون کامپیوتر عصر کنونی در حافظه خود ذخیره کند. اینک به بیان دلائل اثبات این مدعا می پردازیم: آمده است که ابن عباس گفته : " درباره سوره نساء از من بپرسید، بیگمان من این سوره را در دوران کودکی و خردسالی آموخته ام."

آمده است که مامون در دوران کودکیش نزد کسانی قرآن می خواند. و عادت کسائی بر این بود وقتی که مامون قرآن می خواند، او سرش را پائین می انداخت و ساکت می ماند، هرگاه مامون اشتباه کرد کسائی سرش را بلند کرد و اشتباه او را اصلاح می کرد، روزی مامون سوره (صف) را می خواند و وقتی که رسید به این آیه که می فرماید: (یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون)

کسائی سرش را بلند کرد و مامون نیز به او نگریست و آیه را تکرار کرد تا اشتباه خود را بیابد، اما دید آیه را درست خوانده است، پس قرائت خود را ادامه داد و وقتی کسائی رفت و درس تمام شد مامون نزد پدرش هارون الرشید آمد و به او گفت: آیا چیزی را به کسائی وعده داده بودی؟

هارون الرشید گفت: ای پسرم ! تو چگونه آن را دانستی؟ مامون ماجرا را برای پدرش بازگو کرد.

تاثیر قرآن در دل و درون کودک:

قرآن کریم بطور کلی بر دل و درون جامعه بشریت تاثیر بسیاری دارد و آن را تکان می دهد و به طرف خود جذب می نماید و تحت تاثیر قرار می دهد، و هر اندازه پاکی نفس و درون شدت گیرد تاثیر آن فزونی می یابد، بدیهی است کودک دارای نفس و دلی پاکتر می باشد و فطرت و سرشت او پیوسته پاک است. هرگاه در سوره و آیه های مکی دقت و تامل کنیم ، در می یابیم که آنها غالبا سوره هایی کوتاه می باشند، و از اینرو این آیه ها و سوره های کوتاه به واسطه کم حجم بودنشان، آموختن آنها به کودکان از هر نظر کاملتر و متناسب تر می باشند و به خاطر آسان حفظ کردنشان تاثیر بیشتری دارند.

سوره هایی که از کلمات و جملات معدود تشکیل شده اند که با وجود اینکه دارای آیه های اندک و غالبا با فاصله کمی از هم می باشند باز این سوره ها ویژگیهای زیر را دارا می باشند:

الف- هر آیه ای از آنها در حد ذات خود گوئی سوره ای است که از جملات کمی تشکیل شده است.

ب- به واسطه کوتاه بودن سوره ها، کودک در حفظ کردنشان تحت فشار و در تنگنا قرار نمی گیرند.

ج- چون فاصله این سوره ها بر اساس یک جمله، یا دوجمله و یا برچند جمله کوتاه و نزدیک بهم قرار گرفته اند، لذا خواندن و به حافظه سپردن آن بر کودکان آسانتر است.

د- کودک و نوجوان تا به نظم و ترتیب قرآن آشنا نشود، و تلفظ صحیح کلمات و حروف و نحوه ادای صداها را خوب نشناسد و در ذهن و فکرش ثابت و استوار نگردند. مسلما نمی تواند به خواندن و حفظ کردن بعضی از سوره های آن دلگرم و امیدوارم گردد ، و طبیعی است که این کار با دقت و تانی و توام با تکرار و تمرین زیاد میسر می گردد.

ه بدیهی است هر اندازه کودک در خواندن و حفظ کردن این سوره ها پیشرفت کند آنرا سهل و آسانتر می یابد که در نتیجه ی حالات و ویژگیهایی برای او حاصل می شود که او را برخواندن و حفظ کردن کمک می کند. خداوند می فرماید:

" و تنزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه المومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا" آیاتی از قرآن را فرو می فرستیم که مایه ی بهبودی و رحمت است برای مومنان (ولی) برای ستمگران جز زیان نمی افزاید.

آری ، قسم به خدا این آیه ها و سوره ها همه رحمت و برکت الهی هستند برای مومنان، زیرا که اگر می خواهی به عظمت و شگفتی آن پی ببری پس به سوره (قل اعوذ برب الناس) که نخستین سوره ای است که کودکان آنرا می خوانند و حفظ می کنند بخوبی دقت کن که چگونه با نظم و ترتیب خاصی آمده و کلمه (الناس) در آن با فواصل ویژه ای تکرار شده است؟

بطوریکه در آخر آیه هایش بجز حرف (س) دیده نمی شود، حرف سین که خوش صداترین- بقیه حرفها است، به گونه ای که کودک به موقع شنیدنش بر انگیخته می شود و به شادی و نشاط در می آید.

بنگر که چگونه به هنگام تلفظ ، مقاطع این سوره ها با هم تناسب دارند و نفس خردسال ترین کودک را بر تکلم وا می دارد و به او قدرت و نیرویی می بخشد؟ تا آنجایی که گوی کلمات این سوره با کودک در حر کنند و با موفقیت فکری و جسمی او مناسبت دارند. اگر در این سوره خوب دقت شود، معلوم می گردد که در تمام جهات: از نظر حروف، نظم آهنگ و معانی و محتوای شگفت انگیز آن، تطابق وجود دارد. یکی دیگر از تاثیرات قرآن در نفس و درون کودک این است: وقتیکه کودک با قرآن انس می گرفت و با آن زیست و با دقت و تامل در معانی و احکامش آن را خواند، بطور حتم می تواند بسیاری از مشکلات اعتقادی و شخصی خود را حل کند طرز تفکر و راه و روش خویش را درست و سالم گرداند و بدین وسیله اعصاب خویش را نیز آرام کند و حافظه و اندیشه خود را گسترش دهد.

حکمت این تعلیم چیست؟

-        فرزندان با قرآن کریم از جنبه روحی مانوس می شوند و بعنوان برنامه زندگی از آن بهره می گیرند.

-        ارتباط خویش را با تاریخ گذشته اسلام در می یابند و از گذشته با عظمت و پر افتخار خود آگاهی می یابند.

-        از جهت حرکت و شجاعت و جهاد ، به گذشتگان بزرگوار خود تانی می کنند.

کودک در چه سنی شروع به آموختن کند؟

ابوعاصم گفته است: پسرم که کمتر از سه سال سن داشت به نزد ابن جریج بردم تا نظر دهد چه وقت قرآن و حدیث به او آموخته شود:

ابوعاصم گفت: هیچ اشکال ندارد که کودک در چنین سن و سالی قرآن و حدیث را بیاموزد.

پاداش دادن به معلم قرآن و والدینی که به فرزندانشان قرآن تعلیم می دهند.

پس ای پدر و مادر عزیز ، بکوش که معلم مناسبی برای تعلیم قرآن برای فرزندانت بیابی که در منزل ، مسجد یا سایر مراکز آموزشی، قرآن را به آنان آموزش دهد و بدانکه اگر این وظیفه را به خوبی ادا کنی ، مسئولیت خود را از جهت روحی و فکری و عملی برای فرزندت برقرار ساخته ای.

آمده است : رسول خدا (ص) فرمود:

من قرا القران و عمل به الیس الله والدیه تاجا یوم القیامه ضوءه من ضوء الشمس. کسیکه قرآن را بیاموزد و آن را بخواند و به دستوراتش عمل کند، خداوند در روز قیامت تاجی بر سر والدینش می پوشاند که نورش از نور خورشید زیباتر و درخشنده تر می باشد.

گویند: وقتی که حماد بن ابی حنیفه سوره فاتحه یا یاد گرفت، پدرش ابوحنیفه پانصد درهم به معلمش بخشید- در آن موقع با یک درهم گوسفندی خریده می شد- معلم بخشیدن پانصد درهم را زیاد دانست، چون فقط سوره فاتحه را به پسرش آموخته بود، ابوحنیفه به معلم گفت : آنچه را که به پسرم آموخته ای کم و ناچیز مشمار، اگر بیشتر از پانصد درهم همراه خود می داشتم آن را بخاطر تعظیم و احترام به قرآن به تو می دادم.

-        نمونه هایی از کودکان و نوجوانان حافظ قرآن

الف- امام شافعی می گوید: در سن هفت سالگی تمام قرآن را حفظ نمودم و در سن ده سالگی نیز کتاب الموطا را حفظ کردم.

ب- سهل بن عبدالله تستری می گوید: نزد معلم قرآن رفتم و در سن شش، یا هفت سالگی تمام قرآن را آموختم و آن را نیز حفظ کردم.

ج- گویند: وقتیکه ابن سینا به سن ده سالگی رسید بر تمام قرآن کریم آگاهی و مهارت کامل پیدا کرده بود.

شیوه آموزش قرآن در مهد کودک فجر

-        نحوه حفظ سوره های کوچک در کلاس

-        شیوه اجرا و آموزش سه جلد کتاب آموزش قرآن مکتب القرآن

-        فواید حفظ سوره های قرآن و چگونگی آموزش مفاهیم سوره ها

-        فواید آموزش حروف الفبا ( آموزش سه جلد کتاب قرآن)

-        چگونگی حفظ سوره های کوچک

هر مربی متعهد و پایبند به عقاید دینی باید دارای خصوصیات اخلاقی زیر باشد:

-        باید نمونه و الگوی عملی از قرآن و دستورات آن و روش و اعمال رسول اکرم حضرت محمد (ص) باشد.

-    در عین الگو بودن، یادگیری و حفظ سوره های کوجک قرآن را حلاوت و شیرینی خاصی دهد تا کودکان نیز مشتاق یادگیری و حفظ سوره ها شوند

-    خود سوره ها را حفظ باشد و به کودکان در حفظ انها کمک کند و در حفظ سوره ها اجباری در کار نباشد. اینجانب بعنوان مربی هر روز کلاس با نام و یاد خدا مهربان شروع می کردم و جزء عملی لاینفک در کارم بود و کودکان نیز یاد گرفته بودند هر کاری را با نام او آغاز کنند. (حتی سر سفره به صورت جمعی بسم الله را می گفتند).

ابتدا سعی و تلاش می کردم که کودکان و نوآموزان تلفظ صحیح کلمات را خوب یاد بگیرند و برای رسیدن به این هدف به این شیوه عمل می کردم. مربی هر کلمه را شیوا و رسا تلفظ می کردم و از آنان نیز می خواستم به صورت گروهی با صدای بلند کلمات را پس از من تلفظ کنند و به حرکات لب و نحوه تلفظ یکی یکی آنها توجه می کردم که درست کلمات را تلفظ نمایند و سعی می کردم صدای آخر کلمات را بکشم تا آنان متوجه صدای آخر شوند.

پس از چندین بار تمرین و تکرار یک آیه، نوار کاست (مخصوصا مقطع آمادگی) را روشن و همان آیه را سه بار تکرار می کنند و کودکان باید فقط گوش دهند. مرحله دوم (که سه بار تکرار می کند) کودکان با صدای آرام زمزمه می کردند و در مرحله آخر انان نیز با صدای بلند پس از تلفظ نوار تکرار می کردند. این روا چند روز تکرار میگردد تا زمانی که متوجه می شدم اکثر نوآموزان تلفظ صحیح گلمات را یاد گرفته اند و لازم به ذکر است اجباری در حفظ آیه ها نبود)

جهت رفع خستگی کودکان و تشویق آنان به یادگیری قرآن حرکات ورزشی با آهنگ ونوار شاد انجام می دادیم (این عمل قبل یا بعد از کلاس قرآن انجام می شد).

نحوه تفاهیم معانی سوره های کوچک

جهت تفهیم معانی سوره های کوچک و بسم الله و اشهد و غیره بصورت داستانگویی و پرسش و پاسخ و فعالیت گروهی و فردی انجام می دادم، و زمان داستانگویی آنچنان کودکان را مشتاق می کردم، که خواهان عدم قطع داستان بودند حتی اگر زمان غذا خوردن یا زنگ تفریح می رسید.

داستانهایی که هر سال سعی کرده ام ارائه دهم

زندگی حضرت محمد (ص) شب معراج و نزول قرآن، زندگی حضرت ابراهیم و اسماعیل و ارتباط زندگی آنها به ایام حج- شهادت حضرت علی و حسین و غیره ... پیروزی انقلاب اسلامی در ایام بیست و دو بهمن و دیگر پیامبران و بستگی به ایام الله داشت جهت آگاهی کودکان یک داستان مربوط به آن ایام ارائه می دادم . به عنوان مثال یک نمونه از معانی سوره های را بیان می کنم.

مفهوم کلی و اجمالی سوره ناس

بچه های عزیز امروز می خواهیم سوره جدید یاد بگیریم، اسم این سوره ناس است، بنظر شما ناس به فارسی یعنی چه؟ خوب شما نمی دانید من می گویم. ناس کلمه عربی است و به فارسی یعنی انسان و آدم خوب ناس یعنی چه؟ ... وقتی شما به مهد کودک می آیید به مردم و آدمها نگاه کرده اید؟ یا به کار و رفتار بچه های محله و کوچه تان توجه کرده اید؟ آیا همه آنها کارهای خوب انجام می دهند؟ یا نه بعضی کار بد انجام می دهند. در پاسخ این سوال هر کودکی در خور دید خود شروع به صحبت می کند که چه افرادی دیده و چه کار انجام داده اند شرح می دهد. مثلا یکی می گوید خانم اون روز یکی دیدم به دوستش حرف زشتش گفت؟ و کم کم به مطلب اصلی می رسیم، که بچه های عزیز در جامعه بعضی افراد هستند کارهای بد انجام می دهند.

آیا عزیزمان دوست دارید با آنان رفیق و دوست شوید؟

آفرین ما باید از اینگونه افراد دوری کنیم و با آنها دوست نشویم. چون مار ا به کارهای بد می خوانند و کم کم کارهای بد آنان را یاد می گیریم و انجام می دهیم.

خوب این سوره هم درباره آدمهای بد است و هر شب که می خوابیم این سوره را بخوانیم و به خدا پناه ببریم تا اذیت و آزار انان به ما نرسد و خدا ما را کمک کند و دوست داشته باشد.

با بیان این جملات و پرسش و پاسخ کودکان به یادگیری و حفظ سوره مشتاق می شوند که مبادا شب این سوره را نخوانند و شیطان آنها را گول دهد و آدم بد شوند. روزهای بعد وقتی کودکان به مدرسه می آیند، توضیح می دهندکه خانم با مادرم سوره ناس خواندم و از شر آدمها بد به خدا پناه بردم و الخ...

فواید حفظ سوره ها و یادگیری معانی ساده

1-    ایجاد اعتقاد دینی و آرامش روحی در کودکان (ولی بشرطی که این مسائل در خانه و مدارس تکرار شود)

2-    تقویت حافظه کودکان در ضمن حفظ سوره های کوچک (اجباری نیست)

3-    تقویت روحیه گروهی و جمعی و شرکت در جریان بحث

4-    رشد و تقویت قوه بیان کودکان منزوی و گوشه گیر

5-    تلاش کودکان در کنترل رفتار خودشان که مبادا خدا از آنها ناراحت شود و یا با شیطان دوست شوند.

6-    ایجاد علاقه و انس و احترام به قرآن و مسائل ساده دینی...

نحوه آموزش سه جلد کتاب قرآن مکتب قرآن

جهت یادگیری روخوانی قرآن در پیش دبستانی، کودک باید ابتدا شکل حروف الفبا را ببیند و بشناسد و بخواند. پس اولین مرحله آموزش قرآن با یادگیری حروف الفبا شروع می شود.

شیوه آموزش کتاب آشنایی با حروف الفبا

برای یادگیری هر حرفی صفحه ای تصویر است و شکل حرف تازه در صفحه بعد رسم شده است. مربی جهت معرفی حرف تازه، شی یا تصویر حیوان و غیره ... که صدای آخرش آن صدا باشد. کلاس آورده و با نشان دادن آن اسم شی یا تصویر از کودکان می پرسد و با تلفظ آن مربی سعی می کند صدای آخر را بکشد تا نو اموزان خوب بشنوند و آنرا تشخیص دهند. مربی و نوآموزان صدای آخر آنقدر می کشند که نفسشان قطع شود. پس از بیان چند کلمه به این شیوه کم کم کودکان صدای جدید برایشان عادی می شود.

سپس مربی تصویر کتاب را نشان داده (ضمنا کودکان گروه بندی کرده و برای هر گروه یک سر گروه انتخاب می کند) و از هر گروه می خواهد خوب به تصویر نگاه کنند و با مشورت هم یک داستان بگویند و یک نفر را خود گروه انتخاب کنند تا به نمایندگی گروه به پای کلاس بیابد، داستانی که درست کرده اند ارائه دهد. و گروهی که کاملترین و بهترین داستان تعریف کند برنده می باشند و تشویق می گردند.

پس از فعالیت گروهی، تصاویری که صدای آخرشان ( حرف جدید) است، بیان می کنند و همگی با هم انرا می کشند و هر کس بیشتر بکشد خوشحال تر است، بعد این مرحله مربی صدای جدید با نام مهمان جدید معرفی می نماید و در گوشه ای از دیوار نصب می کند.

جلسه دوم

رنگ آمیزی صدای جدید در کتاب توسط کودکان انجام می شود. پس از رنگ آمیزی صدای تدریس شده، ازهر گروه می خواهم که با هم مشورت کنند وتعدادی اسم شی یا حیوان و غیره ... نام ببرند که صدای اول یا آخر آنها دارای صدای جدید باشد. بعد از این مرحله دو نفر دو نفر کودکان جهت انجام مسابقه کشیدن صدای جدید پای کلاس آورده و هر نفری که دیرتر نفسش قطع شد برنده است این مرحله را کودکان به علت مسابقه بودن خیلی دوست دارند.

بهمین منوال تدریس کلیه حروف انجام می گیرد و تقریبا بهمن ماه تدریس حروف تمام می گردد. و آموزش کتاب جلد (2) قرآن که روخوانی کلمات قرآنی و سیلابها است آغاز می شود.

و در مرحله سیلاب سازی بصورت شعر آموزش داده می شود . مثال: بچه های عزیز ب با َ چه می شود؟ بَ بَ بَ میشه

جلسه سوم قرآن نیز روخوانی سوره های کوچک هست.

فواید و محاسن استفاده از کتابهای آموزش قرآن مکتب قرآن

1-    تقویت حس همکاری و ایجاد ارتباط صمیمانه بین اعضای گروه

2-    تقویت قوه بیان و ایجاد رقابت صحیح در توضیح تصاویر کتاب

3-    رشد و تقویت قوه تخیل داستانگویی در کودکان

4-    گسترش دامنه لغات و توانایی جمله سازی و تقویت حافظه

5-    دانستن صدای اول و آخر کلمات و تفاوت کلمات ادامه دار و بدون ادامه

6-    آموزش صحیح تنفس هنگام مسابقه برای کشیدن حروف کش دار

7-    ایجاد عادت صحیح در کودکان جهت مشورت با همدیگر زمانی که داستان برای تصاویر می گویند.

8-    خواندن حروف الفبا و کلمات ساده قرآنی

مشکلاتی که در اجرا و آموزش کتابهای مذکور داشتم

اینجانب چند سال در استان آذربایجان شرقی به عنوان مربی آمادگی اشتغال به کار داشتم و کتابهای مذکور در آنجا آموزش می دادند، متوجه شدم که یادگیری آنها مفید می باشد. لذا تصمیم گرفتم همان شیوه در استان کردستان اجرا نمایم، اما با مشکل کمبود کتاب و عدم آشنایی مربیان دیگر با شیوه مواجه شدم ولی با این وجود آموزش کتابها را با دو سری کتاب که از کرمانشاه و تبریز تهیه کرده بودم، شروع نمودن و به حمد خدا از نتیجه کار خود و حتی مدیر محترم مهد و اولیاء رضایت کامل دارند و طی بررسیهای به عمل آمده متوجه شده ام شاگردان سال قبل در پایه اول نسبت به همکلاسیهایشان موفق تر بوده اند.

نتایجی که در آموزش کتب قرآن با وجود کمبود امکانات در سنندج عایدم شده است.

1-  رفع مشکل کودکانی که دارای لکنت زبان بوده اند. به علت تلفظ صحیح حروف و مسابقه در کشیدن حروف و مشورت گروهی

2-    کودکان گوشه گیر به علت شرکت در فعالیت گروهی و بیان تصاویر کتاب حدودا مشکل آنها حل شده است.

3-    مهمترین و اساسی ترین کاری که خودم و حتی اولیاء رضایت کامل شده اند. تقویت عقیده دینی در کودکان است.

4-    یادگیری حروف الفبا و خواندن کلمات ساده قرآنی جلد دوم کتاب

5-    ایجاد روحیه گروهی و تقویت روحیه رهبری گروه توسط کودکان مستعد

6-    علاقمندی کودکان به مسائل عبادی مانند روزه، نماز، حج

7-    حفظ سوره های کوچک توسط کودکان مستعد

8-    یادگیری بیشتر زبان فراسی به علت شرح تصاویر کتاب

نتیجه:

به حمد خدا از عملکرد اموزشی و تربیتی خود تقریبا رضایت دارم از مسئولان امر آموزش مقطع ابتدایی خواهشمندم به یادگیری قرآن کریم که پایه و اساس تربیت فرزندانمان در آینده می باشد توجه بیشتری مبذول نمایند تا این نهالهای آینده خود به بهترین شیوه به ثمر برسند و قبل از اینکه توسط افراد غیر متعهد تربیت غیر دینی شوند.

خودمان روحیه و اعتقاد دینی در آنان بوجود آوریم و به سوی مسائل غیر اخلاقی تمایل پیدا نکنند.

بیائید همه با هم دست به دست هم و با اخلاص کامل ابتدا علوم دینی به کودکان مان این آینده سازان جامعه یاد بدهیم. و علوم دیگر در کنار مسائل تربیتی و دینی آموزش دهیم.

پیشنهادات

از مسئولان مقطع پیش دبستانی و ابتدایی خواهشمندم

تحقیقی راجع به آموزش قرآن و سه کتاب مکتب القرآن  انجام دهند که آیا استانهای دیگری که سه کتاب مذکور به کودکان مقطع آمادگی آموزش می دهند موفقند یا نه؟

معایب و محاسن این امر مدنظر گیرند، در صورتی که مفید است چرا استان ما آنرا اجرا ننمایند؟

اگر اموزش این کتب مفید نیست چرا استانهای دیگر آموزش آنرا قطع نکرده اند؟

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 13:49 |

جذاب نمودن درس انشا برای دانش آموزان در پایه ی پنجم

به نام خدا

موضوع: جذاب نمودن درس انشا برای دانش آموزان در پایه ی پنجم

محقق: فراست سبحانی

مقدمه

انشا در لغت به معنی سخن آفریدن و نشو نما دادن و بزرگ گردانیدن است. و در اصطلاح ادبیات عبارت از نگارش جمله ها و عبارتهایی است که افکار و اندیشه نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند تا خواننده آنها را به آسانی بفهمد و برای او خوشایند باشد.

یکی از عوامل متعدد ناموفق بودن درس انشا نداشتن روش مناسب است. لزوم به کارگیری روش مطلوب در تدریس به اندازه ای است که بعضی از دست اندرکاران علوم تربیتی بهره گیری از روش های مناسب را مهم تر از دانش آن درس دانسته اند.

تلاش برای تدریس انشا امری ضروری و لازم است. در سر کلاس های ما تدریس به همان شیوه های سنتی تکرار مطالب گذشته است. و از دیدگاه علوم تربیتی هر کاری که مکانیکی انجام شود کاری آموزشی نیست. زیرا خلاقیت در آن وجود ندارد و تا خلاقیت نباشد مسائل اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، و سیاسی حل نمی شود و باید کاری کنیم که کلاس انشا تبدیل به کارگاه نوشتن شود.

بیان مساله

پس از چند جلسه تدریس در درس انشا پایه پنجم به این نتیجه رسیدم که در طول سالهای گذشته به درس انشا اهمیتی داده نشده بود زیرا دانش آموزان به آسانی نمی توانستند بنویسند و افکار خود را بیان نمایند و درس انشا برای آنها جذابیتی نداشت . نارسایی حتی بر نحوه ی پاسخ دادن آنها در دروس کتبی نیز اثر گذاشته بود. این مسئله فکر مرا به خود مشغول ساخته بود که به راستی چگونه می توانم دانش آموزان را با درس انشا آشتی دهم ؟ و شیوه های اندیشیدن را پیرامون یک موضوع فراهم آورم؟ و کلاس انشا را از حالت خشک و سرد بیرون بیاورم؟ و با استفاده از روش های مختلف، تجربیات اولیا همکاران و مشاوران و متخصصین تعلیم و تربیت دانش آموزان را از منزلگاه مراحل تفکر تحلیل، ترکیب، نقادی و نوآوری و ابداع بگذرانم؟ و به پرورش قدرت تفکر و تحلیل آنها بپردازم.

گردآوری اطلاعات و شواهد(1)

برای حل این مشکل ابتدا به جمع آوری تجربیات اولیا دانش آموزان در ارتباط با درس انشا پرداختم و در جلسه ی ارتقا کیفیت آموزگاران در آبان ماه مسئله را مطرح نمودم و از تجربیات همکاران محترم به خصوص مدیر مدرسه استفاده نمودم.

و در این رابطه به مطالعه ی کتابهای مختلف از جمله: آیین نگارش، ره یافت های آموزشی و تربیتی در درس انشا خودآموز روش تدریس مهارت نوشتن در دوره ی ابتدایی، خودآموز روش تدریس زبان فارسی، شیوه های خلاق آموزش انشا، آموزش خاطره نویسی پرداختم

پیشینه ی تحقیق در مورد درس انشا:

نتایج تحقیق سیر تاریخی درس انشا در کتاب های درسی مدارس ایران از سال 1300 تا 1373 کاری از سید حسین محمدی حسینی نژاد به شرح ذیل است.

1-  به دلیل این که در کار تالیف کتاب های درسی به ویژه انشا هیات های علمی، تخصصی نظارت نداشته اند، توجه جدی و پیگیر به این درس نشده است و 2- کتابهای راهنمای انشا عملا فاقد یک برنامه عملی و هدف دار برای درس انشا می باشد. 3- دانش آموزان در تمام مقاطع این درس را دوست دارند و آن را جدی تلقی می کنند.

تجزیه و تحلیل اطلاعات شواهد (1)

پس از بررسی نظرات اولیا و همکاران به این نتیجه رسیدم در درس انشا موانع زیادی وجود دارد که برخی از آنها عبارتست از:

1-    ضعف فرهنگ مطالعه

2-    جایگاه نداشتن فرهنگ انتقاد و رواج فرهنگ تملق

3-    فرهنگ جرات نداشتن واتکا به خانواده برای ابراز ایده ها و آرام و هجوم به مسائل و برآورد راه حل و ارائه آن ها

4-    عدم وجود تشویق کارساز و مناسب

5-    ارزش نگذاشتن به نوشته های ابتدایی

6-    ملموس نبودن موضوعات و مسائل مورد بحث و تکراری بودن آنها

7-    همکاری نامناسب خانواده ها

8-    عدم وجود ارزیابی دقیق از درس انشا

9-    ذاتی و ارثی پنداشتن امر خلاقیت و ابداع

10-مشخص نبودن جایگاه درس انشا در برنامه ی درسی به صورت اعتقادی و سهل الوصول بودن و در اختیار گرفتن آموزش آن و نیز زمان آن برای تکمیل دروس دیگر

چگونگی انجام کار:

برای جذاب بودن درس انشا و تشویق دانش آموزان به خوب نوشتن و شکوفا کردن استعداد نوشتن آنها و اینکه بتوانند بهترین واژه ها را در جمله های مناسب قرار دهند تا متنی روان و زیبا از نظر ساختار زبانی درست نموده باشند. فعالیتهای ذیل را در سر کلاس انشا به اجرا در آوردم

1-  ساخت کیسه ی جادویی و قرار دادن اشیا مختلف از جمله ساعت، کاغذ، سوزن، مداد و که دانش آموز با انتخاب وسیله ی مورد نظر به طور تصادفی باید در مورد آن انشایی بنویسند.

2-  خواندن یک قصه یا داستان به صورت نیمه تمام و حدس زدن پایان آن به صورت نوشتاریتوسط دانش آموزان برای تقویت اعتماد به نفس

3-  سخنرانی در مورد مسائل روزمره حداقل روزی 3 دقیقه توسط یکی از دانش آموزان که به مسائل اجتماعی، فرهنگی و مشکلات جامعه ای امروز می پرداخت.

4-    دادن تصاویر به گروهها و انشای گروهی در مورد تصاویر و نقاشی ها

5-    ارائه دفتری با جملات زیبا که دانش آموزان به تناسب به جمع آوری مطالب نوشتاری ادبی زیبا می پرداختند.

6-    جمع آوری ضرب المثلها و کلام های شیرین گذشتگان

7-    توصیف محیط اطراف مانند کلاس، گل، مدرسه و ... به زبانی ساده و توجه به جزئیات آن

8-    تهیه ی دفتر خاطرات و نوشتن خاطره هایی که از لحاظ ادبی ارزش داشته باشند.

9-  تشویق دانش آموزان با عناوینی ( همچون هزار آفرین نویسنده ی کوچک، با افکار بزرگ شما آینده ای با شکوه رقم می خورد و آفرینشی بهتر و خلاقیتی زیباتر را برای شما آرزومندم).

10-آشنایی با نویسندگان بزرگ و آثار آنها

11-خلاصه نویسی کتاب های جذاب و در خور فهم

12-بردن دانش آموزان به دامن طبیعت و گردش علمی و ارائه گزارش در روز بعد

13-دادن موضوعاتی از قبیل: ای کاش...

اگر به جای معلم، مدیر، رئیس جمهور و ... بودید

14-نوشتن انشای تحقیقاتی و محقق بارآوردن دانش آموزان

15-توصیف یک روز مطلوب و خوب و به یادماندنی

16-سفر رویایی به سیارات منظومه شمسی

17-موضوع انشا در مورد کشف چیزهایی که تا کنون بشر به آن دست نیافته است.

18-آموزش آیین نگارش به دانش آموزان

19-تبدیل کلاس به کارگاه نوشتن

20-جمع آوری نمونه نثرهای زیبا و ادبی و خواندن آن با شور و احساسات در کلاس

گردآوری شواهد (2)

اجرای شیوه های پیش بینی شده به طور محسوس از بهبودی وضع موجود حکایت داشت. از تحولی که در دانش آموزان به وجود آمده بود با توجه به رضایت اولیا و اظهار نظر مثبت همکاران اکنون دانش آموزان به راحتی می نوشتند، درباره ی مسائل روز اظهار نظر می نمودند و در سر صف انشاهای زیبای خود را به مناسبت های مختلف می خواندند. شواهد نشان می داد که کارهای گروهی بسیار موثر واقع شده بود و کلاس انشا جذابیت زیادی برای دانش آموزان داشت.

پیشنهادات

1-    باید کوشید تا کلاس انشا که مادر تمام دروس است دارای برنامه و طرحی مناسب در ابعاد گوناگون آموزشی باشد.

2-  مشکلات و تنگناها و علل افت و نارسایی کلاس انشا به درستی بررسی و تحلیل گردد و راه حل های مناسب و علمی برای رهایی از این شرایط نامناسب مطرح شود. (ره یافت های آموزشی و تربیتی در درس انشا سید حسین خسینی نژاد)

3-    شیوه های مناسب نگارش و انشا به دانش آموزان شناخته شود.

4-  مجموعه ی تجربه های موفق، روش های مطلوب و شیوه هایی که معلمان موفق در این زمینه داشته اند جمع آوری، بازیابی و بررسی شود.

5-    فرهنگ مطالعه رواج یابد و در ساعت انشا از مطالعه و کتابخوانی و فرهنگ انتقاد استفاده شود.

6-    تشویق اولیا و مربیان در ارتباط با نوشته های دانش آموزان

7-    برگزاری المپیاد های انشا نویسی

8-    بحث و تبادل نظر، پرسش و پاسخ در درس انشا

9-    بهترین انشاها در سر صف خوانده شود و مورد تشویق مناسب قرار گیرد.

 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 13:48 |

رفع مشکل لکنت زبان یک دانش آموز

به نام خدا

موضوع: رفع مشکل لکنت زبان یک دانش آموز

محقق: حفصه محمدیان

چکیده

لکنت زبان یکی از مهمترین اختلالات گفتاری است که از کهن ترین ادوار در میان جوامع بشری شایع بوده است. فردی که لکنت زبان دارد، در بیان اصوات، هجاها و یا کلمات ، دچار گیر و مکث، کشش و تکرار می شود. لکنت زبان معمولا با حرکات بدنی مانند تکان دادن دست، سر، گردن، و ... همراه است.

پژوهشگران سه عامل را در پیدا کردن لکنت زبان موثر می دانند . فیزیکی ، عاطفی، و تقلید از کودکان لکنتی دیگر. لکنت در کودکان دبستانی و پیش دبستانی 5/1 تا 2 درصد است که در پسران سه برابر دختران است.

لکنت چیست؟

لکنت عبارتست از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه ای فرد قصد بیان آن دارد. کودکانی که لکنت دارند می دانند چه می خواهند بگویند و قبلا آنها را صدها یا هزارها مرتبه بدون لکنت گفته اند. با این حال، این بار علی رغم تلاشهایی که می کنند قادر نیستند کلمه را به راحتی و بدون تقلا ادا کنند احتمال ابتلای کودک به لکنت بین سنین 2 تا 4 سالگی بیش از سایر سنین است و بعد از این سن به تدریج تا سن 12 سالگی این احتمال کاهش می یابد مگر اینکه دچار سانحه ی مغزی جدی شده باشد. بنابراین لکنت حقیقتا یک مساله ی مربوط به دوران کودکی است و در بین پسران شایع تر از دختران می باشد.

 

 

مقدمه

بی تردید یکی از نعمتهای گرانقدر الهی نعمت کلام است. از جمله نشانه ها و معیارهایی سنجش میزان هوش، مهارت برقراری روابط اجتماعی، اعتماد به نفس، احساس و نگرش، مسئولیت پذیری، قدرت یادگیری استدلال، منطقی انتقال معلومات، اخلاق، ادب و هنر فرد، سخن گفتن و مهارت کلامی اوست. رشد کلامی کودکان در گرو وجود الگوهای اصلی همچون پدر و مادر و شنیدن صحبتهای آنها است. با کودکان به زبان ایشان در حد فهم و ادراک آنان باید سخن گفت، اما شمرده و آرام و صحیح با سلاست و ملاطفت، از تکرار کلام به زبان شکسته باید اجتناب نمود. لکنت زبان هرگز عیب و عار نیست، بدزبانی، غیرحق و ناروا سخن گفتن ننگ و زشت است، لکنت زبانی می توان با تمرین و بهره گیری از تخصص گفتار درماندگان مجرب درمان نمود. اما بد زبانی ( فحش، دروغ) غیبت و تهمت ناروایی را باید با ایمان اخلاص شجاعت اخلاقی و تقویت اراده و اعتماد به نفس اصلاح نمود. ناتوانی کلامی می تواند موجب سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس کودکان شود، مخصوصا زمانی وان راپیر (دهقانی 1369 ص8) معتقد است درمان لکنت اولیه بهتر است از طریق بحث با والدین صورت گیرد و اگر چنانچه لازم است کار درمان مستقیم انجام شود. این کار از طریق ارائه مهارتهای شخصی کودک و مهارتهای گفتاری صورت می گیرد. تحقیقات زیادی درباره نقش والدین و روشهای درمانی ناشی از آن انجام شده است. برای مثال توماس کروکوپر ( خجسته مهر 1373 س 37 ) معتقد اند والدین کودکان لکنتی دانش و اطلاعات اندکی درباره ی لکنت و پیامدهای روانی و اجتماعی بر کودک و بزرگسال لکنتی دارند.

روز اول مهر ماه سال تحصیلی 85-84 بود هنگامی که بچه ها در سر صف بودند آنها را به ترتیب قد شماره گذاری کردم و یکی یکی وارد کلاس شدند و هر کدام سر جای خود نشستند در زنگ اول دانش آموزان به نوبت خود را معرفی کردند تا اینکه نوبت به دانش آموزی به نام سارا رسید. در نگاه اول پی بردم که این دانش آموز احساس خوبی نداشت گویا مشکلی داشت. اضطراب و نگرانی سراسر وجود این دانش آموز را فرا گرفته بود و با وصف اینکه با تعدادی از دانش آموزان آشنایی قبلی داشت با وصف این باز هم از معرفی کردن خود وحشت داشت و و حشت و ترس سارا از این لحاظ بود که مبادا همکلاسی های جدید او را مورد تمسخر قرار دهند. عاقبت پس از اندکی تامل راضی شد که خود را معرفی نماید و به خاطر اینکه دیگران متوجه نقص گفتاریش نشوند سریع نام خود را بر زبان آورد متاسفانه سلیس و روان نبود و بعدها به این نتیجه رسیدم که سارا بیشتر مواقع مخصوصا هنگام پرسش از دروس به طور شفاهی گریان و عاجز بود و مرتب از کلاس بیرون می رفت و این کار باعث به هم زدن نظم و آرامش در کلاس شده بود. فکر اینکه چگونه می توانم سارا را وادار جمع نمایم و به او اعتماد به نفس بدهم تا بتواند در حضور جمع صحبت کند تمام ذهن مرا مشغول ساخته بود. با مطالعاتی که روی رفتار سارا داشتم توانستم دلایل مشکلات وی را چنین بیابم:

1-    نقش خانوادگی سارا:

در همان اوایل با سارا به آرامی صحبت کردم و او را به گوشه ای از حیاط مدرسه بردم ولی جواب قانع کننده ای برای من نداشت تا اینکه با مادر سارا خواستم وی اظهار داشت که چند سال گذشته فرزندی (دختر) 4 ساله داشته که بر اثر تب فوت کرده بود واین ماجرا مصادف با 8 سالگی سارا بود و دیدن صحنه ی مرگ خواهر باعث استرس و لکنت زبان در وجود سارا گشته بود.

2-    ضربه های روحی در گذشته یا مکان خاص

با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده از سارا ، از نظر خانوادگی هیچ مشکلی نداشته و با توجه به اظهارات مادر سارا می توان گفت که سارا دختر عاطفی و احساساتی و حساس می باشد و بر اثر هیجانات روحی و استرس، فشار روانی، دل سردی و نا امیدی از دست دادن خواهرش و دلواپسی، نگرانی دچار اختلال کلامی شده است.

برای اینکه بتوانم در مورد سارا تصمیم به جمع آوری اطلاعاتی از زندگی او پرداختم.

روش گردآوری اطلاعات (1)

1-    دوستان، هم کلاسی های سارا ( در این رابطه از چند تا دوست یک سال و سالهای گذشته اطلاعاتی را کسب کردم.)

2-    معلمان سالهای گذشته ( اول- دوم- سوم)

3-    مدیر دبستان

4-    مربی بهداشت (مربی بهداشت طی چندین نامه او را به مشاوره برای گفتار درمانی ارجاع داده بودند)

5-  بررسی پیشینه، تحقیق همکاران در مورد لکنت زبان در پژوهشکده معلم که تحت عنوان بررسی مقایسه ای روشهای تقلیل لکنت زبان کودکان در بین دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 78-77

(مجری- علی رمضانپور   ناظر: دکتر جعفر دارابی)

6-    مشاهده رفتار موجود (خارج از کلاس توسط خودم مخصوصا در زنگهای تفریح و بیرون از مدرسه)

در جلسه شورای معلمان در تاریخ 29/8/84 برگزار شد مورد لکنت زبان سارا را در جلسه مطرح نمودم. مدیر محترمه سارا نسبت در سالهای گذشته از نظر گرفتاری مشکل داشته است و همین مورد باعث افت تحصیلی او شده است.

بعد از اظهار نظر مدیر ، همکار پایه سوم خانم گازران اظهار داشتند که سارا از نظر گرفتاری امید می رود تا حد زیادی تغییر نماید. که همین اظهار نظر ایشان مرا در تصمیم خود مبنی بر اصلاح لکنت سارا راسخ تر نمود.

-    مربی بهداشت عقیده داشت که باید سارا در کلاسهای گفتار درمانی شرکت نماید و اسن اصلاح در کلاس و مدرسه میسر نمی باشد.

تجزیه و تحلیل داده ها

پس از تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی اطلاعات به دست آمده از کلینیک مشاوره ای که سارا را مورد بررسی قرار داده بود. علت همه ناراحتی های روحی و روانی ناشی از مرگ خواهرش به وجود آمده بود از طرف مشاور عنوان شد.

راه حل پیشنهادی برای مشکل

1-    مشارکت در کار گروهی- علمی

2-    خودداری از تمسخر و یا خرده گیری در رفتار این نوع کودکان

3-    تقویت اعتماد به نفس و جلوگیری از قطع صحبت

4-    صبر و تحمل در مشاهده ی اعمال و برقراری آرامش در گفتار آن

5-    تشکیل جلسات با والدین این دانش آموز

6-    آگاهی برنامه ی درمانی و درمانگر با کودک

7-    در مقابل آیینه در تنهایی روزی نیم ساعت صحبت کند

لکنت زبان از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است از جمله: تلقین، هیپنوتیزم، خودالقایی، روش جویدن تنفس، روش آرام سازی، خواب درمانی، رفتار درمانی، با جراحی استفاده از شوک الکتریکی و درمان تنبیهی مدرن.

لذا با توجه به جنبه های مختلف لکنت زبان که بیان شد در بین آنها تاثیر تشویق را در این کار قرار دادم تا بتوانم به نتایج مثبتی دست یابم.

ویژگیهای راه پیشنهادی برای تعقیب

تشویق در اصل به معنای شوق افکندن و ترغیب کردن به کار می رود تشویق کردن یعنی شقایق کردن و ترغیب نمودن، به ذوق و شوق آوردن، خواهان آرزومند ساختن. تشویق و ترغیب موثرترین عامل برای اصلاح و تقویت رفتاری یادگیری پایدار است . رشد مطلوب شخصیت بچه ها در گرو مهر و محبت و تشویق به جای مربیان و والدین است. وقتی رفتارهای مطلوب و موفقیت آمیز بچه ها مورد تائید و تشویق قرار می گیرد، نه تنها کمیت این قبیل رفتارها افزایش می یابد و تداوم آن بیشتر می شود بلکه کودکان از احساس خود ارزشمندی و اعتماد به نفس افزونتری برخوردار می گردندتشویق به جا و به موقع ولو با یک نگاه و لبخند، اعتماد به نفس را افزایش داده انرژی روانی او را بیشتر می کند و موجبات شکوفایی و خلاقیت ذهنی وی را فراهم می آورد و تشویق و تقویت رفتار رفتار مثبت کودکان سبب شکل گیری عادات مطلوب در آنان می شود. به عبارت دیگر از آن جا که از طریق رفتارهای تشویق آمیز کلامی و غیر کلامی، مادی و معنوی مستقیم و غیر مستقیم مربی بیش از هر چیز به یک نیاز مهم کودکان یعنی نیاز به محبت ، تعلق و توجه پاسخ داده می شود، ما شاهد بیشترین موثرترین و پایدارترین اثر در رفتار آنان هستیم در حالی که وقتی کودکی راتنبیه می کنیم ، نه تنها به هیچ یک از نیازهای فطری و اساسی او پاسخ نمی دهیم بلکه تعادل حیاتی اش را بر هم زده، او را با تجربه ی ناخوشایندی که همواره از آن گریز دارد مواجه می کنیم ولو اینکه بطور موقت رفتار نامطلوب او را کنترل کرده باشیم. وقتی که معلم به بچه ها محبت می کند، آن گاه که مربی به تلاش بچه ها اهمیت  می دهد، زمانی که معلم پیشرفت هر دانش آموز را با خودش مقایسه می کند و وقتی که معلم همواره با چهره ای گشاده و مهربان، از تشویق بیشترین بهره را می گیرد، بچه ها با نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به معلم و کلاس ، با بالاترین انگیزه و اشتهای تحصیلی تلاش می کندو بیشترین موفقیت ها را به دست می آورند.

چگونگی اجرای تغییر پیشنهادی

بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از وضعیت این دانش آموز برای معالجه آن مدتها ذهن مرا به خود مشغول می کرد که با این دانش آموز چگونه رفتار نمایم تا بتوانم تا حدودی در اختلالات تکلمی آن موثر باشم و بتوانم با آن ارتباط عاطفی برقرار نمایم و تغییراتی در بین این دانش آموز به وجود آورم و با توجه به موارد یاد شده در لکنت زبان و جنبه های مختلف آن مورد های زیر را در این پژوهش انتخاب نمودم چون احساس می کردم با این کارها و شناخت روحیه ی این دانش آموز می توانم اعتماد به نفس وی را بیشتر کنم.

1-    تشویق

2-    مسئولیت پذیری

3-    ارتباط عاطفی با کودکان

برای اینکه حس مسئولیت را در آن تقویت نمایم و بتواند یا اولیای مدرسه رابطه ی کلامی داشته باشد و آن را به عنوان عضوی از جامعه احساس مسئولیت پرورش نمایم وی را به عنوان مبصر در کلاس معرفی کردم و تکالیف دانش آموزان را گروه بندی کرده و بیشترین تکالیف را به این دانش آموز داده تا از این طریق بتوانم از هیجانات روحی و استرس آن بکاهم و بتواند اختلال گفتاریش را کم کند.

انتخاب راه جدید موقتی

1-  برای اینکه بتوانم سارا را از نظر روحی و روانی تقویت نمایم تصمیم گرفتم که ارتباط عاطفی با او داشته باشم سارا که در ردیف وسط کلاس بود جدا و در ردیف اول کلاس پیش خودم نشاندم.

2-  تصمیم گرفتم ارتباط بیشتر و تنگاتنگی در محیط مدرسه و خارج از مدرسه ( تلفنی با خانواده اش) داشته باشم و او را مورد حمایت خویش قرار دهم.

چگونگی نظارت بر راه حل جدید

در این مرحله تلاش می کنم از همان آغاز کار بر چگونگی پیشرفت کار به طور روزانه نظارت و دقت داشته باشم. این کار موجب می شود ضمن پیشگیری ، پیش بینی هایی انجام شده در صورت لزوم تغییرات لازم را در عمل به وجود آورم.

1-  با پیشگیری هایی را که در مورد آن کردم دیدم که از نظر لکنت زبانی تحت تاثیر برخوردها و توصیه های مهم من به سارا قرار گرفته است و دیدم در رفتار و کلامش نسبت به روزها و ماههای قبل تغییراتی به وجود آمده است و نتیجه گرفتم که اگر این کار را ادامه دهم موثر و مفید خواهد شد.

2-  از گوشه گیری ، هیجانات روحی و استرس آن کم شده و خود را در حضور جمع نشان می دهد. این شادی و نشاط را در چهره و برخوردها و علاقمندی به کلاس و درس مشاهده نمودم.

3-  از همکاران خویش در این مورد سوالاتی پرسیدم که گفتند نسبت به وضعیت قبلی بهتر شده ، از جمله مربی بهداشت که از این وضعیت خیلی راضی بودند.

4-    سارا را در فعالیتهای گروهی شرکت دادم و مسئولیتهایی را به او سپردم

5-    از تحقیر کردن، توسط دانش آموزان دیگر جلوگیری کردم

6-    در فعالیتهای درسی ، سارا را به عنوان سر گروه مورد تشویق قرار دادم.

گردآوری اطلاعات شواهد (2)

در این مرحله از تحقیق با توجه به اظهار نظرهای همکاران و مشاهدات خودم پیدا بود که تغییراتی از نظر لکنت زبانی و درسی بوجود آمده است برای اینکه دقیقا مشخص شود که روشهای به کار گرفته شده موثر بوده یا نه تصمیم گرفتم درباره ی آنچه انجام داده ام اطلاعات عینی و موثقی جمع آوری کنم.

-    از مدیر، مربی بهداشت مدرسه در مورد لکنت زبان سارا، از بچه ها مصاحبه ای به عمل آوردم که از وضع آن اظهار رضایت نمودند.

-        مدیر: سارا از نظر گفتاری تا حد زیادی پیشرفت نموده است.

-        معلم سال گذشته سارا عقیده داشت که در رفتار و گفتار سارا تغییرات چشم گیری حاصل شده است.

ارزشیابی تاثیر اقدام جدید و تعیین اعتبار

در این مرحله پس از اینکه اطلاعات لازم درباره ی چگونگی اجرا و نتایج آن جمع آوری شد و با توجه به نظر همکاران تلاش کردم کمبودهای علمی خود را تا آنجا که توانستیم برطرف کنیم و از آنان خواهش کردم درباره ی کار من و نتایج آن نظراتی را ارائه نمایند و نظرات آنان مثبت و موفقیت آمیز بود.

تصمیم نهایی و نتیجه گیری

اکنون که چند ماه از سال تحصیلی می گذرد با استعانت به خداوند عالم و تلاش و همکاری همه عوامل ذیربط در اجرای طرح نتایج زیر حاصل گردید.

1-    سارا پس از 2 سال به راحتی می تواند در کلاس و خارج از کلاس به خوبی صحبت کند.

2-    اعتماد به نفس زیادی در سارا بوجود امده و خود را در حضور جمع نشان می دهد

3-    هیجانات روحی و روانی، استرس، اضطراب، ترس آن کنترل شد.

4-    بهبود درس

5-    مهارتهای کلامیش رشد می یافت

امید است این سعی ناقابل در خور توجه همکاران باشد

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 13:47 |

ریاضی همراه بازی (پایه ی دوم)

به نام خدا

موضوع: ریاضی همراه بازی (پایه ی دوم)

محقق: فرح رنج پرور

بیان مسئله ی مورد نظر و توضیحاتی درباره آن:

هفته اول مهر ماه سال تحصیلی 85-84 را با تکرار مروری بر دروس پایه ی اول گذشت چون اولین سالی بود که به مدرسه مورد نظر آمده بودم با روحیات و علایق بچه ها آسنا نبودم.

در همان هفته اول متوجه شدم که هانیه در کلاس همیشه بی قرار است و بیشتر اوقات سوال می کند که ساعت چند است؟ و یا سرش را روی میز می گذاشت و به کلاس بی توجه بود هر وقت هم به او نزدیک می شدم رنگ صورتش سرخ می شد و انگشتش را در دهانش می گذاشت. بر عکس دیگر دانش آموزان که به من ابراز علاقه می کردند هانیه همیشه از من دوری می کرد ابتدا احساس می کردم که از من خوشش نمی آید.

اولین بار که تدریس ریاضی (پایه ی دوم که یادآوری پایه اول بود) شروع کردیم متوجه وحشت و اضطراب عجیبی در هانیه شدم بدون اینکه به او چیزی بگویم رفتارش را زیر نظر گرفتم در طول 45 دقیقه کلاس ریاضی سه بار اجازه گرفت و از کلاس بیرون رفت و بدون هیچ اعتراضی اجازه دادم که بیرون برود . در موقع انجام تمرینات خیلی بی حوصله بود.

ساعت بعد که تدریس بخوانیم (فارسی) داشتیم کلاس را گروه بندی کردم و برای هر گروه به طور اتفاقی یک سرگروه انتخاب کردم که هانیه سر گروه یکی از گروهها بود. تدریس درس به صورت نمایش بود او از دیدن عروسکی که به عنوان مهمان به کلاس برده بودم بسیار خوشحال شد و این تغییر حالت به خوبی در چهره اش نمایان بود.

فراری بودن و اضطراب و وحشت هانیه از درس ریاضی و علاقه اش به درس فارسی مرا بر آن داشت تا راه حلی اساسی برای حل مشکل پیش آمده پیدا کنم. اما احساس کردم که به تنهایی توانایی این کار را ندارم و باید از دیگر همکاران و مدیر مدرسه کمک بگیرم.

نتیجه گیری:

با اجرای این پژوهش علمی نتیجه ی بدست آمده این بود که آموزش ریاضی همراه بازی و مشارکت فعال دانش آموزان و درگیر کردن دانش آموزان در امر تدریس تاثیر بسزایی در یادگیری دارد. وباعث می شود دانش آموزان احساس لذت کنند و اعتماد به نفس داشته باشند.

ضعف این دانش آموز در درس ریاضی رفع گردید.

 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 13:46 |

فیلسوف کیست؟

 

 

فیلسوف کسی است که به فلسفه و فلسفه ورزیدن می پردازد؛ یعنی دانشمند فلسفه است.
گذشتگان، فیلسوف را حکیم می نامیدند و مقصودشان از این کلمه این بود که حکیم کسی است که بر علوم مختلف، از علم طب گرفته تا علم ریاضیات تسلط دارد و همچنین حکمت (فلسفه) را نیز که به معنای علم به احوال موجودات است، آموخته است.

فیثاغورس اولین کسی بود که خود را فیلسوف، یعنی دوستدار حکمت نامید؛ زیرا در نظر او، صفت حکیم فقط به خداوند اختصاص داشت.
وی زندگی را به میدان های مسابقه تشبیه می کرد و می گفت:
کسانی که در این میدان ها حضور می یابند، سه گروهند:
یکی کسانی که برای شرکت در بازی حاضر شده اند. دوم کسانی که برای خرید و فروش بلیط به آن جا آمده اند و سوم کسانی که برای تماشا آمده اند. در میدان زندگی، گروه سوم فلاسفه اند. فلاسفه جهان را از بالا (همانند تماشاچیان)نگاه می کنند و در مورد آن قضاوت می کنند.

کار فیلسوف چیست؟

فیلسوف همواره به ملاحظه مسائل و مشکلاتی می پردازد که برای همه ما دارای اهمیت است. وی با مطالعه انتقادی صحیح می کوشد تا عقاید و شناخت ما را درباره جهان و انسان ارزشیابی کند. وی می کوشد تصویری کلی و منظم و منطقی در مورد آنچه می دانیم و آنچه می اندیشیم، پیدا و مطرح نماید.
شخص معمولی در پرتو پژوهش فیلسوف و با نظر به طرح جامعی که وی فراهم آورده است، می تواند تصور خود را در مورد جهان و امور انسانی متناسب با آن طرح کلی اصلاح کرده و اعمال و رفتار خود را با آن بسنجد.

از همان آغاز پیدایش فلسفه، عقیده متفکرانی که به این نوع پژوهش ها سرگرم بودند، این بود که نظریاتی را که درباره خود و جهان قبول می کنیم، باید مورد رسیدگی دقیق قرار دهیم تا ببینیم آیا عقلا پذیرفتنی هست یا نه.
همه ما عقاید و معلوماتی درباره جهان و انسان حاصل کرده ایم؛ اما فقط معدودی از ما تامل و فکر کرده ایم که آیا این معلومات و عقاید قابل اعتماد و معتبر است یا خیر.
فیلسوف اصرار دارد که این همه را در معرض مطالعه و بررسی دقیق قرار دهد تا دریابد که آیا این نظریات و عقاید مبتنی بر دلیل و مدرک کافی هست یا خیر.

سقراط دلیل توجه خود را به فلسفه چنین یاد کرده است:
زندگی بدون تفکر و تامل، زندگی نیست و ارزش ندارد.
وی دریافت که همه مردم اطرافش، زندگی خود را در نیل به هدفهای گوناگون مانند لذت و ثروت صرف می کنند؛ بدون آن که از خود بپرسند که آیا این امور مهم و قابل اعتماد هست یا خیر. و چون چنین سوالی را از خود نمی پرسند و در طلب جواب هم نیستند، نمی توانند بدانند که آیا درست عمل می کنند یا نه و سراسر حیاتشان در طلب اغراض بی فایده و مضر تلف می شود.

به همین دلایل، فلاسفه به طور کلی همه بر آن بوده اند که مطالعه و بررسی و نقد و تحلیل نظریات و عقاید و افکار و دلایل آن ها، مهم و با ارزش است.

ویژگی های یک فیلسوف

اساسا فیلسوف به کسی گفته می شود که خصوصیاتی را که بر گرفته از خصوصیات روح فلسفی است، در خود داشته باشد.
برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

1- فیلسوف، کسی است که به ارزش عقل ایمان دارد و در علم و عمل خود مقید به احکام عقل است. در این زمینه وی برخلاف کسی است که در علم و عمل خود، معتقد به وحی و الهام یا متکی به خرافات است.

2- فیلسوف، کسی است که درباره علل بنیادین امور و حوادث تحقیق می کند. به عبارت دیگر، او متفکری است که در مورد حوادث به تفسیر عقلی پرداخته و به جستجوی علل آن ها می پردازد. 3- فیلسوف در پی یافتن معنای جهان و چیستی آن است. به اشیا از جنبه هایی که علوم دیگر به آن ها می پردازند، کاری ندارد. بلکه با هستی اشیا و بودن آنها سر و کار دارد و می خواهد قوانین بودن را بیابد.

4- فیلسوف جزئی نگر نیست؛ بلکه همه امور را در یک کل واحد می بیند؛ یعنی همه دیدگاه ها و نظرات درباره زندگی و جهان را در یک کل واحد کنار هم قرار داده و سازماندهی می کند و سپس به نقد و بررسی آن ها می پردازد.

5- فیلسوف هیچ چیزی را بدون دلیل و برهان و استدلال نمی پذیرد؛ بلکه قبل از هر چیز مطلب مورد نظر را مورد بازرسی و مداقه قرار می دهد تا مبادا عنصری غیر عقلی وارد در دستگاه فلسفی گردد.

6- فیلسوف بدون توجه به اغراض، هدف ها و یا حرفه ای که بدان اشتغال دارد، می خواهد افکار و نظریات در باره جهان و زندگی را مطالعه ونقد کند. وی می خواهد دریابد که ما انسان ها در مسائل اساسی که با آن ها روبروییم، چگونه می اندیشیم، شناخت ما مبتنی بر چه چیزی است و برای نیل به احکام و داوریهای صحیح، چه ملاک ها و موازینی را باید برگزینیم.

7- فیلسوف به روشن کردن عقاید ما و نظریه هایی که درباره جهان و انسان و ارزشهای انسانی داریم، اصرار می ورزد. او پیش از آنکه صرفا دارای مجموعه ای از عقاید باشد، احساس می کند که این عقاید را باید مورد بازرسی دقیق قرار دهد و در نظامی از افکار که دارای ارتباط منطقی باشتد، مرتب و منظم سازد.

8- فیلسوف همیشه دنبال درک حقایق است و غیر از حقیقت، به چیز دیگری وابسته نیست.
 

منابع

*       فلسفه و منطق، صفحه 44

*       کلیات فلسفه، صفحه 4

*       فرهنگ فلسفی

*       سیر فلسفه، صفحه3

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 0:7 |

کتب موجود در کتاب خانه

رديف

نام کتاب

 

موضوع

2

ديوان صائب

ادبيات

3

مثنوي معنوي

ادبيات

4

ديوان توسي

ادبيات

5

کليات شمس تبريزي

ادبيات

6

شرح حافظ

ادبيات

7

نردبان شکسته

ادبيات

8

کمدي الهي دانته

ادبيات

9

کمدي الهي دانته بهشت

ادبيات

10

شرح سودي برحافظ

ادبيات

11

شرح سودي برحافظ ٢

ادبيات

12

شرح سودي برحافظ ٣

ادبيات

13

سيربي سلوک

ادبيات

14

اي شمع ها بسوزيد

ادبيات

15

کليات اقبال لاهوري

ادبيات

16

دوقرن سکوت

ادبيات

17

هشت کتاب

ادبيات

18

تامل در حافظ

ادبيات

19

چشمان تو در آينه ي اشک

ادبيات

20

شعر وزندگي

ادبيات

21

سرود قرن

ادبيات

22

هزار ويک شب

ادبيات

23

هزار ويک شب جلد ٢

ادبيات

24

شاهنامه فردوسي

ادبيات

25

غزليات سعدي

ادبيات

 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 8:53 |

اعجاز قرآن

 

 

 

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.

 

قرآن و ادعای اعجاز

همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.

قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.

 

اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.

 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.

 

چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:

1-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.

2-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.

3-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.

 

در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.

 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و ... با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و ... و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.

در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.

 

شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)

نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:

فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:

اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.

ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.

در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.

 

سایر وجوه اعجاز قرآن

از آنچه تاکنون بیان شد به روشنی آشکار می‌شود که قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت معجزه است. اگرچه همین مقدار کافی است تا بتوانیم به این مطلب پی ببریم که قرآن کریم نمی‌تواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد اما همانگونه که بیان کردیم، محققین اسلامی معتقدند که علاوه بر اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن که در تک‌تک سور آن مشهود است، برای کل قرآن در مجموع وجوه دیگری از اعجاز نیز وجود دارد. نکته بسیار مهم آنست که فهم این وجوه، مانند فهم اعجاز فصاحت و بلاغت، تخصصی نیست بلکه همگان با هر ملیت و هر نژادی قادر به فهم این وجوه از اعجاز می‌باشند. باید توجه داشت که محققان وجوه متعددی از اعجاز را ذکر کرده‌اند که ما به جهت اختصار تنها سه مورد از آنها را بررسی می‌کنیم:

1- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

 

الف) اشاره به حرکت زمین:

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)

"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."

در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

 

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:

"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)

"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."

قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

 

ج)  "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)

"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

 

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:

"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)

"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."

در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

 

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:

"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"

"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."

این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

 

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:

"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"

"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

 

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:

"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)

"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."

 

سخن آخر

گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند. 

در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

1-   معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.

2-      قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.

3-   آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.

4-   از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.

5-   در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.

6-   در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.

7-   قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

 

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند

 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 8:51 |

طراحي فعاليت هاي آموزشي


  روش نگارش و تنظيم طرح درس روزانه

طرح درس روزانه شامل پيش بيني مجموعه فعاليت هايي است که معلم از پيش براي رسيدن به يک يا چند هدف آموزشي در يک جلسه تدريس، تدارک مي بيند. طرح درس جلسات آموزشي سبب مي شود که معلم فعاليت هاي آموزشي را به ترتيب و يکي بعد از ديگري در مراحل و زمانهاي مشخص و به شيوه اي منطقي اجرا کند و نتايج حاصل از آن را براي تدريس در مراحل بعدي آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحي هر جلسه آموزشي، سازماندهي و ارزيابي دائمي جريان فعاليت هاي ياددهي - يادگيري را سبب مي شود.
در طول برنامه هاي آموزشي، گاهي، وقت و تلاش زيادي به دليل تکراري بودن مطالب و فعاليتها به هدر مي رود و يا حذف عمومي يا غيرعمدي بعضي مطالب ضروري به دليل کمبود وقت و يا فعاليت هاي بيهوده، به جريان آموزش آسيب مي رساند. مهمترين کارکرد طراحي آموزشي آن است که از تکرار مطالب بيهوده و حذف موارد ضروري جلوگيري مي کند.
طرح درس جزئيات لازم براي آموزش يک يا چند درس در مورد يک موضوع را تعيين مي کند. درسها ممکن است کوتاه و سي دقيقه اي باشند و چند ساعت به طول بينجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهني و فعاليت هايي که دانش آموزان بايد انجام دهند. از عواملي هستند که مدت زمان تدريس را مشخص مي سازند البته بدون نوشتن و تدوين برنامه و طرح درس هم مي توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم مي خواهد از کارآيي مؤثر در فرآيند تدريس برخوردار باشد. بايد طرح درس خود را دقيقاً تنظيم نمايد. در تنظيم طرح درس، اهداف رفتاري، انتخاب محتوا و فعاليت هاي آموزشي بايد در هسته مرکزي آن قرار گيرند. از فوايد توجه به سازه هاي فوق در فرآيند طراحي، موارد زير را مي توان نام برد:
1. به معلمان در فرآيند تدريس کمک مي کند.
2. براي انتخاب مواد آموزشي، بسيار مفيد مي باشد.
3. در تعيين تکاليف درسي تک تک دانش آموزان مؤثر است.
4. براي انتخاب و ساختن سؤالهاي ارزشيابي، ارزشمند هستند.
5. در خلاصه کردن و اعلام نتايج ارزشيابي به معلم کمک مي کند.
6. در "خود ارزيابي" دانش آموزان عامل بسيار مفيدي است.
7. دانش آموزان را به ياد گيرندگاني خودکفا تبديل مي کند.
علاوه بر موارد فوق، دلايل مختلفي براي اثبات لزوم تهيه طرح درس وجود دارد. يک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر مي سازد که در طول دوره ي آموزشي خود به دقت در مورد همه چيز فکر کند. در تنظيم و انتخاب منابع مورد نياز کمک بزرگي محسوب مي شود و مي تواند معلم را در زمينه هاي زير ياري دهد:
1.انگيزه هاي لازم را ايجاد کند.
2. بر قسمتهاي مختلف درس از جمله تجارب يادگيري دانش آموزان به نحو مطلوب تأکيد کند.
3. اطمينان دهد که کليه اطلاعات مورد نياز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.
4. امکان استفاده از وسايل آموزشي را فراهم مي سازد.
5. طرح سؤالهاي مناسب را پيش بيني مي کند.
6. تدريس معلم براساس برنامه اي منظم و از پيش تعيين شده انجام مي شود.
معلمان کارآمد معمولاً تلاش مي کنند طرح درس، دقيق با جزئيات کامل بنويسند و براساس آن فعاليت هاي آموزشي را دنبال مي کنند. البته گاهي مي توان از طرح درسهايي که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهاي مورد نظر را خود شخصاً تنظيم نمايند و در طول دوره هاي آموزشي همواره به اصلاح و تکميل آن بپردازند. طرح درس به دليل اين که مراحل تدريس را مشخص مي کند، راهنماي معلم در فرآيند تدريس است. يک طرح درس شامل فهرستي است که در هر ستون آن يکي از مراحل تدريس به شرح زير نوشته مي شود:
1. هريک از واحدها و يا درسها و زماني که بايد صرف آن شود.
2. فعاليت هايي که دانش آموزان بايد در آن درس يا واحد يادگيري انجام دهند.
3. مطالبي که بايد به وسيله ي معلم به دانش آموزان ارائه شود.
4. نکات کليدي موجود در محتواي کتاب درسي يا ساير منابع مورد استفاده ي دانش آموزان مشخص مي شود.
5. وسايل يا فعاليت هاي آموزشي مانند فيلمها، بازديدهاي علمي ... و همچنين فعاليت هاي مربوط به ارزشيابي دانش آموزان را مشخص مي کند.
مراحل نگارش و تنظيم طرح درس روزانه
رعايت مراحل و نکات زير براي تدوين يک طرح درس خوب لازم و ضروري است:



  1- موضوع يا عنوان درس

عنوان درس بايد به طور دقيق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاريم، عنوان گويايي نيست، بلکه بهتر است بنويسيم: «چگونه مي توان از دماسنج استفاده کرد» يا «طريقه ي استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزيه و تحليل موضوعات مسلط باشد بهتر مي تواند براي آن، عنوان مناسب انتخاب کند.  



  2- تعيين و نگارش عناوين فرعي يا رئوس مطالب

پس از تعيين و نوشتن موضوع درس، طراح بايد عناوين فرعي موضوع درس را مشخص سازد، ترتيب و توالي مناسب عناوين فرعي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. عناوين فرعي، بهترين راهنماي نگارش هدفهاي جزئي است؛ زيرا براساس هر عنوان فرعي مي توان يک هدف جزئي نوشت.  



  3- نوشتن هدف کلي درس

نوشتن هدف کلي يک جلسه تدريس، همانند هدف کلي يک دوره ي آموزشي است؛ اما در قالب يک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهاي کلي جلسات بايد موجب تحقيق اهداف کلي دوره شوند. به عبارت ديگر اهداف کلي هر جلسه ي تدريس، عناصر يا مراحل رسيدن به اهداف کلي دوره را مشخص مي کنند. در نوشتن هدف کلي هر جلسه نيز معمولاً از افعال کلي استفاده مي شود. ذکر شرايط و معيار در اين نوع از اهداف ضرورتي ندارد.  



  4- نگارش و تنظيم هدفهاي جزئي درس

ساده ترين راه نوشتن اهداف جزئي يک درس، اين است که براساس هر موضوع فرعي يک هدف جزئي نوشته شود. ماهيت اهداف جزئي همانند هدف کلي درس است؛ اما در قالب موضوعي ريزتر و محدودتر. به عبارت ديگر، هدفهاي جزئي درس، اهداف زيرمجموعه هدف کلي درس مي باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئي و تنظيم درست توالي آن، مي تواند موجب نظم بيشتر فعاليت هاي آموزشي شود و در نهايت، تحقق هدف کلي را تضمين نمايد.  



  5- نگارش و تنظيم هدفهاي رفتاري درس

پس از نوشتن هدفهاي جزئي، طراح بايد هدفهاي جزئي را تبديل به هدفهاي رفتاري نمايد. هدفهاي رفتاري هر جلسه تدريس بايد با توجه به شرايط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حيطه هاي يادگيري تنظيم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و يا به صورت پيش نياز و پس نياز مرتب گردد. در هدفهاي رفتاري: عملکرد (نوع رفتار)، شرايط و معيار دقيقاً بايد مشخص شود.  



  6- تعيين رفتار ورودي دانش آموزان

پس از نوشتن هدفهاي رفتاري درس، رفتار ورودي دانش آموزان يا پيش نيازهاي تحقق هدفهاي رفتاري بايد مشحص شوند. گروهي معتقدند كه ابتدا بايد رفتارهاي ورودي دانش آموزان در بررسي، مشخص و سپس هدفهاي رفتاري نوشته شوند. چنين رويكردي در نظامها يا دوره هايي صادق است كه محتوا و كتاب مشخصي ارائه نشده باشد و معلم كاملاً در انتخاب و سازماندهي مطالب درسي آزاد باشد. در نظام آموزشي ايران به دليل متمرکز بودن، اجراي چنين پيشنهادي تقريباً غيرممکن است.  



  7- ارزشيابي تشخيصي

اغلب سؤال مي شود که معلمان چگونه مي توانند اطلاعات پيش نياز يا رفتار ورودي دانش آموزان را تشخيص دهند؟ اين امر توسط ارزشيابي تشخيصي ممکن مي باشد.
معلم بر اساس تخصص و مهارتي که دارد بايد ابتدا رفتار ورودي را پيش بيني کند و سپس براساس دانش پيش نياز درس مورد تدريس، سؤالهايي طرح نمايد. سؤالهاي طرح شده بايد در ستون ارزشيابي طرح درس نوشته شود. اين سؤالها قبل از تدريس بايد از دانش آموزان پرسيده شوند، تا وجود يا عدم وجود پيش نياز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پيش نياز درس مورد تدريس، مخصوصاً زماني که موضوع درس با موضوعات قبلي و بعدي ارتباط تسلسلي داشته باشد، حتماً بايد رفتار ورودي ترميم گردد.
 



  8- نگارش مراحل اجراي تدريس

در آموزشهاي مستقيم تنظيم نحوه ي ارائه محتوا به ترتيب اهميت به چند مرحله به شرح زير تقسيم مي شود:
الف- مرحله ي آمادگي
مرحله ي آمادگي خود، شامل قسمتهاي زير مي باشد:
-آمادگي معلم
بديهي است براي انجام هر کاري بايد آمادگي داشت. موضوع تدريس نيز نمي تواند از اين قاعده مستثني باشد. معلم بايد پيش بيني کند که در کلاس درس چه فعاليتي را مي خواهد انجام دهد و چگونه مي خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه مي خواهد در کلاس درس انگيزه ايجاد کند و اين انگيزه را تا پايان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه مي خواهد کلاس را به پايان برساند؟
-آمادگي دانش آموزان
اگر دانش آموزي به درس معلم توجه نکند و در اجراي فعاليت هاي آموزشي با او همکاري ننمايد، عمل تدريس به مفهوم واقعي آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاري آنها مستلزم آماده شدن براي فعاليت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلي هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدي متوجه کلاس و فعاليت هاي مورد نظر نمايد. معلمان با تجربه در اين مرحله از روشهاي مختلفي استفاده مي کنند.
علاوه بر موارد ذکر شده، معلم بايد قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسايل آموزشي مورد نياز را در کلاس آماده نمايد. چنانچه در کاربرد بعضي از وسايل مهارت چنداني نداشته باشد، بايد قبل از رفتن به کلاس و به کارگيري وسايل در حضور دانش آموزان، تمرين لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نمايد. معلم نه تنها بايد وسايلي را که خود براي تدريس لازم دارد آماده کند، بلکه بايد وسايلي را که دانش آموزان براي کسب تجارب و انجام دادن تمرين بدان نيازمندند، نيز تهيه کرده، در اختيار آنان قرار دهد.
ب- مرحله معرفي و بيان هدفهاي صريح آموزشي
معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، بايد موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفي کند. معرفي درس و اهداف آن بايد به گونه اي صورت گيرد که متناسب با ساختار شناختي دانش آموزان باشد.
معرفي درس و هدفهاي رفتاري آن، دانش آموزان را براي آشنايي با تجارب يادگيري و سعي در دستيابي به آنها آماده مي سازد. معلم بايد انتظارات خود را از دانش آموزان، بسيار ساده، روشن و مشخص بيان کند. زمان اختصاص داده شده براي معرفي درس نبايد بيش از 3 تا 5 دقيقه وقت کلاس را بگيرد.
ج- مرحله ي ارائه درس
در مرحله ي ارائه درس، محتواي مورد آموزش بايد دقيقاً مشخص شود. از روشهايي چون سخنراني، بحث گروهي، نمايش تصاوير، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهايي که براي آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم بايد اطمينان حاصل کند که بخشهاي مختلف محتوا با يک روال منطقي ارائه خواهد شد و هيچ نکته نامفهومي در ميان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم براي هر قسمت به طور دقيق مشخص شود. ارائه محتوا در حقيقت قسمت اصلي کار تدريس و شامل دو عامل جدا ناشدني است:
1- سازماندهي کليه محتواي درس و توالي آنها بايد رعايت شود.
2- روش آموزش قسمتهاي مختلف مشخص شود.
به طور مثال معلم بايد حداقل نکات زير را پيش بيني کند:
الف) سؤالهايي که بايد پرسيده شوند.
ب) در هنگام بحث دلايل لازم پيش بيني شود.
ج) در حدود 5 تا 10 دقيق فيلم نشان داده شود.
د) پس از نمايش فيلم، موضوع مورد بحث قرار گيرد.
معلم بايد پيش بيني کند که منظور از سؤال چيست؟ آيا فقط براي جلب توجه دانش آموزان است و نيازي به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ي چه کسي است؟ معلم يا دانش آموزان؟ آيا سؤال بر روي نکات اصلي درس تأکيد دارد؟ آيا سؤال ايجاد انگيزه مي کند؟ آيا سؤالها سبب مؤثر شدن تدريس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آيا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک مي کند؟ آيا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهيم، اصول خاص و مورد نظر جلب مي نمايد؟
سؤالها بايد زمينه ي بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بين معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بيان ديگر، سؤال بايد سبب شناخت بهتر و ايجاد قدرت تجزيه و تحليل، ترکيب، ارزيابي، نتيجه گيري و تعميم در دانش آموزان شود. مقدمه در ارائه محتوا بسيار مهم است. يک مقدمه خوب مي تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ي آنها را به ادامه درس برانگيزد. مقدمه خوب شامل مطالب زير است:
1- درس در چه موردي صحبت مي کند؟
2- کجا و در چه زماني دانش آموزان مي توانند از آنچه در اين درس مي آموزند، استفاده کنند؟
3- چگونه بايد مطالعه کنند و مفاهيم را بياموزند؟
4- بازنگري مختصري از آنچه در درسهاي قبلي مرتبط با موضوع آموخته اند.
تکرار مطالب پيش نياز معمولاً براي مؤثر کردن تدريس لازم است؛ اما لازم نيست هميشه از يک روش براي يادآوري رفتار ورودي استفاده کنيم. معلم بايد روي نکات کليدي رفتار ورودي تأکيد کند تا درس جديد راحت تر و قابل فهم تر شود. اين تکرار نبايد طولاني باشد.
د- مرحله ي خلاصه کردن و نتيجه گيري
براي تثبيت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندي و نتيجه گيري شود. تلخيص و جمع بندي، مفاهيم از دست داده شده در طول آموزش را براي دانش آموزان روشن مي کند بهتر است تلخيص و نتيجه گيري توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهايي را ارائه نمايد.
ه- مرحله ي ارزشيابي
بعد از ارائه محتوا و جمع بندي و نتيجه گيري، لازم است معلم از چگونگي تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه اين عمل ممکن است در طول فعاليت هاي آموزشي به طور ضمني انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پايان ارائه محتوا، با مقايسه سطح مهارتي که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسيده اند، ميزان يادگيري دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدريس خود را ارزشيابي کند.
زمان ارزشيابي، بستگي به مدت زمان تدريس دارد؛ اما اين مرحله نبايد زياد وقت کلاس را بگيرد. به طور متعادل مي توان ده دقيقه براي اين کار در نظر گرفت. سؤالهاي مرحله ي ارزشيابي بايد بر اساس هدفهاي رفتاري درس طرح شوند.
و- مرحله ي تعيين فعاليت هاي تکميلي
معلم مي تواند براي تقويت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگي واقعي دانش آموزان فعاليت هايي را در خارج از کلاس پيش بيني کند. اين تکاليف، بخشي از مطالعات مربوط به درس محسوب مي شوند. معلم بايد اين نوع فعاليتها را دقيقاًً پيش بيني کند و در اختيار دانش آموزان قرار دهد. معرفي منابع مطالعه يا فعاليت مانند: کتاب، مقالات جديد، فيلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت مي دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از اين امکانات افزايش دهند.
اگر معلم انتظار داشته باشد که وظايف و فعاليت هاي تکميلي خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصي انجام شود، بايد اصولي را که در ذهن دارد به طور واضح و دقيق به دانش آموزان اعلام کند. اگر اين اصول، به صورت شفاهي از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراين بهتر است اصول و معيارها به تفصيل به صورت کتبي و در صورت امکان همراه با مثال در اختيار دانش آموزان قرار داده شود. چنين کارکردي در وقت کلاس صرفه جويي کرده و به دانش آموزاني که غيبت دارند و يا در فاصله ي اعلام فعاليت هاي تکميلي تا زمان انجام آن بعضي از اصول را فراموش مي کنند، کمک مي کند.
در اکثر مواقع، معلم تکاليف خواندني، يا انجام فعاليت در خانه را زماني ارائه مي دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکاليف در روند يادگيري دانش آموزان اهميت دارد، بايد بيش از اين به آن توجه شود، يکي از بهترين شيوه هاي تعيين فعاليت هاي تکميلي (تکاليف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنماي از قبل تنظيم شده است. اينکه راهنماي تعيين تکاليف به چه صورتي نوشته شود و چه امکاناتي در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعيت آموزشي و نوع درس بستگي دارد. در زير يک نمونه از راهنماي فعاليت هاي تکميلي دانش آموزان آورده شده است:
 



  - مقدمه
- اهميت موضوع
- تکاليف و تاريخ ارائه آنها
- مطالعات و مطالبي که بايد خوانده شوند.
- مسائلي که بايد حل شوند.
- گزارشهايي که بايد نوشته شوند.
- آزمايشهايي که بايد انجام شوند.
- سؤالهايي که دانش آموزان بايد با مطالعه ي شخصي به آنها پاسخ گويند.

منابع - اطلاعات کامل در مورد منابع
يکي از انواع تکاليفي که بسيار مفيد و ارزشمند است، کاربرد فعاليت هاي آموزشي در خارج از کلاس درس مي باشد. کاربرد مفاهيم آموخته شده زماني امکان پذير است که مطالب آموخته شده به طور ذهني و عملي در کلاس تمرين شود. اگر دانش آموزي مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهني تحليل کند و در موقعيت شبيه سازي شده به کار گيرد، مي توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعيت حقيقي نيز به کار گيرد. کاربرد مفاهيم، سبب مي شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهيم آموخته شده در فرآيند استفاده کنند

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 14:13 |

طراحي فعاليت هاي آموزشي


  بخش دوم
بررسي و نقد طرح درسهاي ارائه شده در جشنواره سراسري سال 82

مقدمه
بخش دوم اين مجموعه به بررسي و ارزشيابي برخي از طرح درسهاي تنظيم شده در سه درس ادبيات، فيزيک و رياضيات سال اول دربيرستان که توسط دبيران محترم اين دروس در استانهاي مختلف ايران تنظيم شده اند، اختصاص يافته است.
بدين ترتيب که در ابتدا نمونه طرح درس تنظيم شده توسط دبير محترم عيناً ارائه شده است سپس به نقد و بررسي آن طرح درس پرداخته شده و بعد يک نمونه بازنويسي شده، آمده است. ضمن ارج نهادن به زحمات و تلاشهاي همکاران بزرگوار متذکر مي گردد که در اين بررسي هرگز درصدد نيستيم يک الگوي ثابت براي نگارش و تنظيم طرح درس ارائه دهيم؛ اما معلمان و طراحان گرانقدر بايد به اين مسأله توجه داشته باشند که طرح درس، شرح مفصل و سناريوي تدريس نيست، بلکه چارچوب پيش بيني شده اي است که معلم بايد براساس آن فعاليت هاي آموزشي را در کلاس درس دنبال کند. تدريس بدون برنامه اي از قبل طراحي شده، کاري کورکورانه و طراحي بدون اجرا، فعاليتي بي ثمر است که تنها زينت بخش صفحات کاغذ خواهد بود.
تفاوت بين معلم متخصص با تجربه و کارآمد و معلم غير متخصص و بدون تجربه، اين است که معلم متخصص با تجربه قبل از آموزش، در زمينه فعاليت هاي آموزشي مي انديشد و عناصر دخيل و تأثير بر آن را مورد بررسي قرار مي دهد و سعي مي کند که از مجموعه امکانات در فرآيند ياددهي – يادگيري، بهره گيري مناسب داشته باشد؛ اما معلم غيرمتخصص و بي تجربه بدون انديشيدن به نتايج و فرآيند فعاليت و بهره جويي بهينه از امکانات، شروع به تدريس مي کند.
طرح درس، راهنماي معلم و چارچوبي منظم و سازماندهي شده براي رخدادهاي آموزشي است. در يک طرح درس خوب تنظيم شده، حداقل بايد عناصر و سازه هايي همچون: موضوع درس، رئوس مطالب يا عناوين فرعي درس، هدف کلي، اهداف جزئي و رفتاري، رفتار ورودي دانش آموزان، ارزشيابي تشخيصي، فعاليت آموزشي، روش تدريس، وسايل آموزشي مورد نياز، شيوه ي ارزشيابي پاياني و فعاليت تکميلي مورد بررسي و توجه قرار گيرند. طرح درس بايد به گونه اي تنظيم شود که حتي معلم مبتدي، بتواند با يک نگاه فعاليت هاي آموزشي خود را در کلاس درس دنبال کند.



  نقد و بررسي طرح درسهاي مربوط به درس ادبيات فارسي (2)
شماره 1: طرح درس ارائه شده توسط دبير محترم
عنوان کتاب : ادبيات 1
موضوع درس : تا هست عالمي، تا هست آدمي

اهداف کلي
- آشنايي با نمونه اي از آثار ادبي فارسي در کشورهاي همسايه (تاجيکستان) و پرورش قوه خلاقيت و ايجاد روحيه همکاري و فرصت تفکر در دانش آموزان.
- آشنايي با جلوه هاي تاريخي و اجتماعي ادبيات فارسي برون مرزي.
- آشنايي با برخي از فارسي سرايان برون مرزي (عبيد رجب).
اهداف جزئي
- دانش آموز با شاعران فارسي سراي برون مرزي (تاجيک) آشنا شود.
- دانش آموز به اهميت زبان فارسي دري در بين کشورهاي همسايه پي ببرد.
- دانش آموز با عبيد رجب و نمونه اي از اشعارش آشنا شود.
- دانش آموز با قالب نيمايي بيشتر آشنا شود.
- دانش آموز معني ابيات را بفهمد.
- دانش آموز تشبيه هايي را که در متن درس آمده، تشخيص دهد.
- دانش آموز به تشبيه هايي غير از آنچه که در متن درس آمده پي ببرد.
- دانش آموز با دکتر چمران و نمونه اي از آن آشنا شود.
- دانش آموز با شاعران فارسي سراي برون مرزي (تاجيک) آشنا شود.
- دانش آموز به اهميت زبان فارسي دري در بين کشورهاي همسايه پي ببرد.
- دانش آموز با عبيد رجب و نمونه اي از اشعارش آشنا شود.
- دانش آموز با قالب نيمايي بيشتر آشنا شود.
- دانش آموز معني ابيات را بفهمد.
- دانش آموز تشبيه هايي را که در متن درس آمده، تشخيص دهد.
- دانش آموز به تشبيه هايي غير از آنچه که در متن درس آمده پي ببرد.
- دانش آموز با دکتر چمران و نمونه اي از آن آشنا شود.
 



  پيش بايسته ها

- دانش آموز با ادبيات فارسي برون مرزي آشنايي داشته باشد.
- دانش آموز چند شاعر فارسي سراي برون مرزي را نام ببرد.
- دانش آموز در مورد زبان فارسي دري اطلاعاتي داشته باشد.
- دانش آموز در مورد قالب نيمايي اطلاعاتي داشته باشد.
- دانش آموز درآمد بر ادبيات فارسي برون مرزي را ياد گرفته باشد.
- دانش آموز با محمد اقبال لاهوري و آثار و تفکرات او آشنا باشد.
- دانش آموز با محمد ابراهيم صفا معاصر افغانستاني و آثار و افکار او آشنا باشد.
- دانش آموز عوامل اتحاد، وحدت و مليّت را بداند.
 



  ارزشيابي تشخيص

بايد متوجه شد که دانش آموز تا چد حد به سؤالات زير پاسخ مي دهد تا بتوان اولين گام تدريس را مشخص کرد.
- حوزه گسترش زبان فارسي قبلاً از کجا تا کجا بوده و اکنون چه تحولاتي پيدا کرده است؟
- زبان فارسي دري چيست؟
- چند شاعر فارسي سراي برون مرزي را نام ببرد؟
- آيا درباره شخصيتهايي چون اقبال لاهوري و محمدابراهيم صفا مي تواند توضيح دهد؟
- آيا ابيات درس بيست و سوم از اقبال و لاله آزاد از محمد ابراهيم صفا را مي تواند معني کند؟
- آيا اطلاعاتي درباره شاعر تاجيک (عبيد رجب) دارد؟
- آيا درباره قالب نيمايي مي تواند توضيحاتي دهد؟
- آيا درباره دکتر چمران مي توان توضيحاتي دهد؟
 



  طراحي هندسي کلاس

دانش آموزان پس از گروه بندي (با توجه به امکانات کلاسي)، اگر صندلي باشد به شکل هندسي u طراحي مي شود و اگر ميز و نيمکت باشد به شکل آزمايشگاهي.  



  گروههاي يادگيري در کلاس

گروههاي يادگيري را با استفاده از کارتهاي رنگي، به شکل تصادفي به گروههاي ناهمگن تقسيم مي کنيم (يعني قوي و ضعيف باهم، در يک گروه باشند). تعداد افراد هر گروه بستگي به تعداد دانش آموزان دارد؛ مثلاً اگر 12 نفر باشد به سه گروه 4 نفره.  



  رسانه هاي آموزشي

معلم - کتاب ادبيات - تخته - گچ - تابلو پاک کن - نوار - ضبط صوت - تصوير - نقشه جغرافيايي - روزنامه ديواري - چارت - نقاب - طراحي - کتابچه (دست ساخته خود معلم) - محيط تعاملي - تابلو معلم ساخته - سؤالات از قبل طراحي شده.  



  انتخاب روش

- روش فعال با رويکرد همياري
- روش بديعه پردازي جهت شکوفا کردن قوه خلاقيت در دانش آموزان و ايجاد فرصت تفکر
- روش کارآيي تيم جهت همکاري دانش آموزان و ايجاد فرصت براي تفکر و مشورت
- روش روشن سازي طرز تلقي براي رسيدن به اهداف نگرشي
- روش پرسش و پاسخ
- روش نمايشي
- روش مباحثه
- روش ايفاي نقش
- روش توضيحي
 

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 14:10 |