تبليغاتX
کارشناسی ارتقای علمی ناحیه 2 سنندج
کارشناسی ارتقای علمی ناحیه 2 سنندج
دوره های ضمن خدمت کوتاه مدت - تحقیقات -نظام پذیرش -
فرانک لاهورپورارائه روش­هایی برای ایجاد تمایل بیشتر دانش­آموزان

 

طرح مربوط به معلم پژوهنده

 

 

 

موضوع :

ارائه روش­هایی برای ایجاد تمایل بیشتر دانش­آموزان

 

رشته علوم تجربی به مطالعه درس فیزیک 3 و آزمایشگاه

 

 

 

ارائه دهنده :

 

فرانک لاهورپور

 

دبیرستان : سروش


توصیف وضعیت موجود:

اگر به نتایج امتحانات نهایی سال سوم رشته علوم تجربی دقت شود و آمارهای دقیقی به عمل آید مشاهده می­شود که تعداد دانش­آموزانی که در درس فیزیک3 و آزمایشگاه نمره قبولی کسب نکرده­اند از تمام دروس دیگر بیشتر است و همین نیاوردن حدنصاب نمره در درس فیزیک با وجود استفاده از تبصره­های موجود، عامل اصلی نگرفتن دیپلم در خردادماه برای دانش­آموزان در این رشته می­باشد که علاوه بر اینکه صدمات روحی جبران­ناپذیری به دانش­آموزان وارد می­آید بلکه موجب ضررهای مالی برای آموزش و پرورش و والدین این دانش­آموزان می­شود.

جمع­آوری اطلاعات و شواهد (1) :

اگر در نمرات نهایی دقت لازم به عمل آید مشاهده می­شود که نه تنها تعداد افتاده­ها در درس فیزیک نسبت به سایر دروس زیاد است بلکه سهم نمرات مطلوب و در خورتوجه بسیار اندک می­باشد که در صورت بررسی می­توان نکات زیر را برای آن یادآوری کرد.

با توجه به فرم انتخاب رشته که برای دانش­آموزان سال اول رشته عمومی اولویت­بندی در رشته­ها صورت می­گیرد، درس فیزیک فقط برای رشته علوم ریاضی اهمیت دارد و برای رشته علوم تجربی به صورت درس تعیین­کننده در نظر گرفته نمی­شود که این امر سبب می­شود که دانش­آموزان متوسط و ضعیف در درس فیزیک1 نیز قادر به انتخاب رشته علوم­تجربی می­شوند که این مشکل و ایراد اصلی در ورود دانش­آموزان به این رشته می­باشند که به وسیله مشاور و مدرسه و ... قابل حل نمی­باشد و باید سطوح بالاتر در نظام آموزش و پرورش راه حلی برای آن بیابند. اما به سایر موارد که توسط معلم و دانش­آموزان قابل کنترل می­باشد می­پردازیم.

من از دانش­آموزانی که در فیزیک 2 نمرات چندان خوبی نیاورده بودند در مورد نمره و اصلاً دلیل انتخاب رشته سؤال پرسیدم که پاسخ­ها جالب بودند.

تعدادی از دانش­آموزان به دلیل علاقه و آوردن نمره خوب در درس زیست، علوم تجربی را انتخاب نموده و اطلاعی از داشتن فیزیک در حد رشته ریاضی فیزیک در رشته علوم تجربی نداشته­اند یا تعدادی در فیزیک 1 با حفظ کردن مطالب و مسائل نمره قبولی کسب کرده برای فیزیک سال­های بعد هم همین روش را اتخاذ کرده و رشته علوم­تجربی را انتخاب کرده­اند.

و تعدادی از دانش­آموزان هم به دلیل نیاوردن امتیاز رشته ریاضی­فیزیک از طرف خانوار مجبور به انتخاب رشته علوم تجربی شده­اند. به هر حال غیر از اشتباه انتخاب رشته از طرف دانش­آموزان دادن نمرات مستمر بالا بدون توجه به توانایی دانش­آموزان از طرف تعداد محدودی از همکاران زمینه مناسب را برای آوردن رشته علوم تجربی فراهم می­کند.

 راههای پیشنهادی برای رفع:

مشکل اصلی که مهم نبودن نمره درس فیزیک در انتخاب رشته علوم تجربی می­باشد باید توسط مسئولان رده بالای نظام پیگیری شود. اما برای سایر موارد کارهای انجام شده در طی سال تحصیلی 86-85 به شرح زیر می­باشد.

1- ارائه روش­های صحیح مطالعه درس و کمک از خود دانش­آموزان در مورد روش­های مطالعه آنها و پیدا کردن نکات منفی و تقویت نکات مثبت در روش مطالعه دانش­آموزان.

2- ارائه روشی برای مطالعه درس قبل از شروع کلاس فیزیک و قبل از تدریس توسط معلم، بدین صورت که در ابتدای جلسه در مورد بخش موردنظر سؤالاتی از       دانش­آموزان به عمل می­آمد اگر پاسخگو بودند که تدریس درس شروع می­شد ولی اگر معلوم می­شد که درس قبلاً مطالعه نشده است با دادن زمان معین دانش­آموزان در سر کلاس مجبور به مطالعه بخش موردنظر می­شدند.

3- اگر آزمایشگاه مدرسه وسایل مورد نیاز را داشت از آن استفاده و اگر وسایلی را نداشت به دلیل تدریس در مدارس دیگر از آنها امانت گرفته می­شود و این وسایل­ها به سر کلاس درس آورده شده و همراه با دانش­آموزان و در همان مبحث و همزمان با تدریس آزمایش­ها انجام شده و نتیجه­گیری­های لازم که در تفهیم درس مؤثر بودند توسط دانش­آموزان انجام می­شد. به عنوان مثال اولین جلسه درس فیزیک 3 با دو آزمایش شروع می­شود که حتماً دو آزمایش را انجام داده و پس از نتیجه­گیری وارد بحث اصلی که قانون کولن می­باشد، می­شویم.

4- یک سری از قسمت­های درس فصل سوم و چهارم که به صورت سه بعدی و بردارهای عمود برهم می­باشد و برای دانش­آموزان قابل فهم و تصور نیست ناچار به استفاده از نوارهای ویدئویی آموزشی شده و با اختصاص دادن یک جلسه به این موضوع و رفتن به نمازخانه و استفاده از تلویزیون و ویدئو و نگاه کردن به آزمایش­های دقیق شده و حتی برای قسمت­هایی مانند نیروی الکترومغناطیسی وارد بر ذرات دارای بار با استفاده از انیمیشن­های موجود برای دانش­آموزان قابل فهم می­شد.

مثلاً برای کاربرد آهنرباهای الکتریکی با توجه به بعضی از برنامه­های علمی و شبکه آموزش از آن برنامه­ها استفاده می­شد.

5- در پایان هر فصل از دانش­آموزان خواسته می­شد تا وسایل الکتریکی غیرقابل استفاده بعضی از وسایل در منزل را به مدرسه آورده و وسایل الکتریکی موجود در آن شناسایی و حتی ساختمان داخلی آن مثلاً خازن استوانه­ای و غیره مورد بررسی قرار گیرد.

6- در یکی از مدارس هم که امکان استفاده از کامپیوتر و ویدئو پروجکشن وجود داشت از نرم­افزارهای جدید موجود که بستن مدارها توسط دانش­آموزان امکان­پذیر است و دادن اعداد و ارقام و مشاهده نتایج بهره­مند می­شدیم.

7- با نظر خود دانش­آموزان کلاس­ها به چند گروه و به هر گروه تعدادی مسئله  و سؤالات امتحان نهایی سال­های گذشته داده می­شد که به صورت گروهی به آنها پاسخ می­دادند و برای استفاده از فرمول­های موردنظر در گوشه تابلو و یا ورقه از روی کتاب نوشته و لزومی برای حفظ سریع آن نبود بلکه تأکید می­شد که به مرور و حل مسئله­های بیشتر و استفاده مکرر از فرمول­ها، یادگیری آن­ها آسان می­شود.

8- در پایان هر جلسه و پس از بحث و گفتگو در مورد مسائل آن با تعیین زمان مشخص دانش­آموزان به مطالعه درس داده شده پرداخته و اگر در قسمت­هایی از درس اشکال داشتند از هم­گروه­ها و در صورت نرسیدن به جواب به وسیله معلم رفع اشکال می­شد.

گردآوری اطلاعات و شواهد (2) :

در پایان هر فصل گروه­ها مؤظف بودند تمام بخش­ها و سؤالات حل شده را مطالعه نموده و قبل از امتحان کتبی اشکالات را به سرگروه گزارش داده و سرگروه مؤظف بود که آنها را جمع­آوری و در برگه­های مشخصی از طرف گروه خود آن را مکتوب و به معلم تحویل دهد. پس از آن امتحان گروهی و سپس امتحان کتبی یک نفره به عمل می­آمد و به عنوان نمرات مستمر در دفتر نمرات ثبت می­گردید.

با توجه به کارهای انجام شده در سال­ تحصیلی جاری دانش­آموزان اشتیاق بیشتری به درس فیزیک 3 با وجود اینکه انتزاعی­تر از فیزیک­های گذشته بود نشان داده و حتی دانش­آموزان ضعیف تمایل بیشتری به مطالعه و حل مسأله­ها پیدا کردند و یک سری از وسایل دست­ساز دانش­آموزان همیشه همراهشان بود و هنگام مورد نیاز از آن استفاده می­کردند و حتی در گروه برای توجیه جهت جریان و نیرو و تعیین جهت میدان از لیوان و یا حلقه­های ساخته شده خود استفاده می­کردند. خود دانش­آموزان آمادگی خود را اعلام نموده تا ساعات فوق­العاده بیشتری را به درس فیزیک اختصاص دهند.

تجدیدنظر در روش­های انجام گرفته و اعتبار بخشی آنها:

پس از اینکه اطلاعات لازم در باره چگونگی انجام این روش­ها و نظر دانش­آموزان جمع­آوری، مشخص شد که روش مطالعه قبل از تدریس و همچنین انجام آزمایش در حین تدریس و مهمتر از همه مطالعه بعد از تدریس بسیاری از قسمت­های غیرقابل فهم را برایشان قابل فهم نموده و با توجه به پاسخ خود دانش­آموزان اگر بعد از کلاس و در همان روز مطالعه مجددی در خانه انجام و مسائل حل شده توسط خودشان مجدداً حل شود یادگیرشان بسیار عمیق­تر خواهد شد.


نتیجه­گیری:

از انجام دادن روش­ها و کارهای انجام شده می­توان:

الف- تمایل دانش­آموزان به یادگیری روش­های صحیح مطالعه.

ب- تمایل دانش­آموزان به استفاده از روش­های گروهی و برگزاری امتحانات به صورت گروهی.

ج- تمایل دانش­آموزان به ساختن وسیله­هایی توسط خود دانش­آموزان و استفاده از آزمایشگاه و انجام آزمایشها.

د- تمایل دانش­آموزان به استفاده از وسایل کمک­آموزشی مانند نوارهای ویدئویی و سی­دی­های کامپیوتری و ....

در پایان سال تحصیلی و در بررسی نتایج امتحانات نهایی و برگزاری امتحان فیزیک کشوری دانش­آموزان رشته علوم­تجربی دبیرستان سروش درصد قبولی بیشتری نسبت به نوبت اول کسب نمودند.

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 11:40 |

تغيير نگرش نسبت به نقش زنان در جامعه 23/4/1386
تغيير نگرش نسبت به نقش زنان در جامعه 23/4/1386

مقاله حاضر با نگاهی جدی به مسأله اشتغال زنان این مهم را در پرتو تغییراتی كه لازم است در نگرش به مفاهیم متداول جامعه واقع شود، مورد مطالعه قرار می دهد.
 

تغییر نگرش نسبت به نقش زنان در جامعه

 

مقدمه

د رجامعه ‌كنونی هر چند ادعای برابری دو جنس در حقوق اجتماعی وانسانی به نحو فراگیری در حال پذیرش است، بین پذیرش عقلانی آن و اجرای آن در عمل فاصله ‌بسیاری موجود است. هنوز نگرشها وارزشهای جامعه ‌ما كاملا پدر سالارانه است ومتاسفانه این ارزشها تقریبا تمامی حوزه های حیات اجتماعی وفردی اعضاء جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است. در كتابهای درسی كه اساس تعلیم و تربیت و اجتماعی شدن فرزندان جامعه را تعیین می نمایند، نقش زنان عمدتاً مادر و ندرتاً معلّم تعریف شده است دختران و زنان در محدوده‌ خانه و حیاط منزل و مدرسه حركت می كنند در حالیكه پسران فعالانه در خارج از خانه مشغول فعالیت، كار، بازی و ورزش می باشند . در سالهای بالاتر همین نقشهای كوتاه زنان نیز محو می گردد. این امر از همان ابتدا در اذهان افراد آینده جامعه اثر چشمگیر موقعیت و پایگاه اجتماعی و محدودیت حركت و امكانات زنان را می گذارد.این در حالی است كه از سوی دیگر زنان بنا بر مقتضیات ظاهری توسعه ،به تحصیلات و متعاقب آن اشتغال مبادرت می ورزند و این امر موجبات بروز تناقضاتی در جامعه ای می شود كه از سویی زنانش درپایگاهی فرو تر از مردان قرار دارند و از سوی دیگر تحصیلكرده ، فرهیخته ، كارآمد و البته محقّند كه در فعالیتها و بویژه تصمیم گیری های اجتماعی مشاركت نمایند.

   تناقض یاد شده در چندین جنبه از حیات اجتماعی زنان مؤثر واقع می شود. یكی از ابعاد چنین تناقضی در نوع مشاغلی نمایان می گردد كه عموم زنان قادرند احراز نمایند. این مشاغل طیف ناچیزی از اقسام مشاغل اجتماعی و اقتصادی را شامل می گردد ازجمله منشی گری، تدریس، خدمات بهداشتی، نظافتچی، دوزندگی و آرایشگری وخدمات ویژة زنان، فروشندگی صندوقداری و برخی مشاغل جزء دیگر؛ در سال 1986نزدیك به 90%كارمندان دفتری و98%همة منشیان در انگلستان زن بودند . اینگونه مشاغل با پایگاه اجتماعی نه چندان مطلوب و درآمد ناچیز عمده اشتغال زنان را در بر می گیرند.مشاغل  دیگر كه نیازمند تخصص و تحصیلات است البته در صورتی به زنان تفویض می گردد كه در شرایط برابر مردانی طالب و خواهان آن پستها نباشند؛ در سال 1375میزان فعالیت عمومی برای مردان 5/74 درصد و برای زنان 6/9 درصد بوده است. این ارقام مبین چند واقعیت است از جمله آنكه كارفرمایان تمایل كمتری به استخدام زنان درمقایسه با مردان دارند. بنا بر این نه تنها میزان اشتغال بلكه نوع اشتغال نیز از شاخصه های نابرابری اشتغال زنان و مردان محسوب می گردد.

   از دیگر شاخصه های نابرابری اشتغال خانمها درآمد كمتر آنها نسبت به آقایان برای میزان كار برابر است. اصولا زنان در بخشهایی از اشتغال قرار می گیرند كه دستمزد كمتری پرداخت می گردد، اما حتی آن زمان كه در موقعیت شغلی یكسان با میزان كارایی برابر با مردان قرار دارند نیز دستمزد كمتری دریافت می نمایند. كارمندان دفتری زن در انگلستان 60%درآمد همتایان مردشان مزد دریافت می نمایند و فروشندگان زن 57% درآمد مردان در همان شغل را  بدست می آورند .   از طرف دیگر در جامعه ما هجوم زنان به مشاغل مردانه لا اقل تا كنون قادر نبوده است كه معضل زنان در فعالیت اجتماعی را كاهش دهد بلكه حتی به نوعی هویت آنان و خصایص ممتازه زنان را در معرض تغییر قرار داده است. به این معنا كه ساختارهای حاكم بر جامعه ما ساختارهای پدر سالاری و مبتنی بر ارزش محوری قدرت است در چنین جامعه ای رقابت و تنازع برای كسب قدرت و اعمال آن و نیز تمایل به نابرابری و ترتب مقامات و حاكمیت از بالا به پایین بخش مهمی از قواعد فعالیت اجتماعی را شامل  می گردد و زنان نیز لاجرم برای حضور در عرصه های مشاركت اجتماعی باید خود را با این اصول و ارزشها انطباق داده خصایص و ویژگیهای شفقت آمیز ، رحم ذاتی و تمایل به مشاركت و همكاری را در منزل وانهند و با لباس مبدل در نقش مردان به اجتماع وارد گردند، در غیر اینصورت برای ایشان جایی و سهمی در فعالیتهای اجتماعی وجود نخواهد داشت. چنانچه در دهة 1980 كه یك پادشاه و یك نخست وزیر زن همزمان در انگلستان حكومت می كردند عملا هیچ تفاوتی در ساختارهای ارزشی و كاركردی جامعه  بریتانیا یی مشاهده نشده است . از این روی تنها كمیت حضور زنان و حتی پایگاههای اشغال شده توسط زنان نیست كه دارای اهمیت است بلكه لازم است تا جامعه تغییراتی در اصول و ارزشهای خویش ایجاد نماید بنحوی كه هردو جنس بتوانند با حفظ هویت و ارزشهای انسانی در جامعه فعالانه مشارکت نمایند .

   مساله دیگری كه زنان با آن در گیرند در بهایی است كه باید برای اشتغال بپردازند كه از جمله میزان بالای ساعت كاری در هفته درمقایسه با همتایان مردشان است. جامعه ما البته در پاره ای مسائل به درك موقعیت و ایجاد فرصتهای شغلی برای خانمها مبالات نموده است اما البته هنوز نمی تواند از انجام امور منزل توسط زنان صرفنظر نماید. به این ترتیب خانمهای شاغل با پدیده « فشار مضاعف» مواجهند. به این معنا كه از یكسو بیش از زنان خانه دار ناگزیر از كار كردن می باشند 5/84ساعت در ازای78ساعت كار خانمهای خانه دار و از سوی دیگر دلواپسی دائمی برای انجام امور منزل و رسیدگی به فرزندان نیز ایشان را آزار می دهد و گاه حتی از انجام میزان بشتری از فعّالیت كه لازمه ارتقاء شغلی است باز می دارد.

وضعیت زنان خانه دار 

 آنچه ذكر شد معضلات زنان شاغل را به خاطرمی آورد كه در جای خود بسیار نگران كننده است اما از جانبی دیگر با وضعیت اسفناك زنان خانه دار مواجهیم و البته همه اینها صرفنظر از معضلات عمومی زنان است كه موضوع بحث این مقاله نیست از جمله خشونت علیه زنان در داخل حریم به اصطلاح امن خانواده! با اینحال در مورد زنان خانه دار وضع از زنان شاغل نیز وخیم تر است. بسیاری از زنان جامعه ‌ما به اختیار یا اجبار از انجام فعالیتهای اجتماعی اجتناب           می نمایند و به انجام امور منزل و نگهداری و مراقبت از فرزندانشان مبادرت می نمایند .

   زنان در مرحله« مادری فعّال« تقریبا 78 ساعت در هفته كار می كنند كه از فعالیتهای هر كارگری بیشتر است، لذا شدت فشار كار بر ایشان در این مرحله بسیار زیاد است و این در حالی است كه هیچ مزد و پاداشی برای آن دریافت نمی نمایند و بیشتر درآمد شوهر نیز صرف رفاه خود او و بیشتر فرزندان می گردد و سهم زن از درآمد شوهر ناچیز است كه اكثراً از همان هم می گذرند. باری بتدریج كه فرزندان بزرگتر می شوند، از میزان كار مادران نیز كاسته می شود تا اینكه بطور متوسط در سنین 46-45 سالگی با خروج فرزندان از خانه وظایف او به طور چشمگیری كاهش می یابد. مادری كه تمام ارزشهای خود را در انجام وظایف مادری و رسیدگش به امور منزل و فرزندان می دید اینك در حالی كه هنوز جوان و دارای توان است خود را تنها و بی فایده می یابد. او خود را  در سیر نزولی از حیث مقام می بیند به نحویكه دیگر كار مهمی برای انجام دادن ندارد. هیچ تخصّصی ندارد و برای فراگیری نیز بسیار دیر شده است لذا نمی تواند امید به دست آوردن شغل مناسبی را در سر بپروراند عادت به مطالعه و انجام خدمات اداری به دلیل اشتغال تمام وقت به امور فرزندان در او شكل نگرفته و بنا بر این افسرده می شود و مدام از كمر درد و پادرد و دردهای دیگری شكایت می كند كه معاینات پزشكی بی اساس بودن آنها را اثبات می نمایند. بیماری آنها نه جسمانی كه روان تنی است آنان    نمی دانند از اوقات خود چگونه باید استفاده نمایند و نیز هویت و موقعیت خودرا كه عبارت از فعالیتهای مادری بود ،از دست رفته   می بینند .

   فقر نیز معضل دیگر زنان خانه دار است. ایشان درآمدی برای خود ندارند. ازهمین روی نمی توانند از درآمد خانواده كه همان درآمد شوهر است به میل خود و بر حسب نیاز خود استفاده نمایند. در بهترین حالت زنان توزیع كننده‌ درآمد همسران خود هستند. قاعده عمومی بر این است كه داراییهای خانواده به نام شوهر ثبت می گردد و اختیار خرید و فروش آنها نیز با اوست. این در حالی است كه كار بی اجر و مزد خانه داری بین 20 تا40 در صد ثروت ایجاد شده در كشورهای صنعتی را در بر می گیرد. كار زنان خانه دار كه شوهرانشان برای انجام فعالیتهای اقتصادی به آن وابسته اند، به تقویت اقتصاد كل جامعه كمك شایانی می نماید در حالی كه زنان که ارائه کننده این خدمتند از جمله فقیر ترین اقشار جامعه اند    بنا بر این با یك سر در گمی جدی مواجهیم.  برای خانمها بهتر است به اشتغال مبادرت ورزند یا در منزل به امور خانه داری بپردازند؟ مشکلات  كدام قشر كمتر و موقعیت كدامیك مطلوب تر است؟ در حالی كه پاسخ تلخ ما این است كه در حقیقت موقعیت هیچیك مطلوب نیست، این سؤال همچنان بر جای می ماند، سؤالی كه به پاسخی فوری و واضح نیاز دارد.

ضرورت تغییر برخی نگرشها

   در این مقایسه شرایط ، به نكات و مسائلی برخورد نمودیم كه راه خروج از آن  تغییر دیدگاههای تمامی اعضای جامعه نسبت به پاره ای مسائل است، زیرا مادامی كه ما نتوانیم نگاه خود را به مسائل دگرگون سازیم از درك موقعیت و یافتن راه حلهای كارآمد و بدیع عاجز خواهیم ماند و در دور باطل سر گردانی دربازار كار و خانه نشینی زنان باقی خواهیم ماند و نه تنها زنان از رشد و تكاملی كه استحقاق آن را دارند محروم می مانند، كل جامعه انسانی از مزایای حضوركامل و تمام عیار زنان بی بهره خواهد ماند و لذا مسائل همچنان حل نخواهند شد و در توسعه جامعه ایران توفیق بیشتری نخواهیم یافت. به نظر نمی رسد كه راه حل در هیچ طرح روبنایی و مخاصمه جویانه بین دو جنس یافت شود بلكه راه حل بنیادی و زیر بنایی تغییر منظر و زاویه دید است. همانگونه كه در انقلاب كپرنیكی در دنیای نجوم اتفاق افتاد و یا كانت در عالم فلسفه ایجادنمود. برای زنان در رقابت با مردان سعادتی وجود ندارد. راه حل در نگاهی نو به اساس و اصول است، نگاهی كه زنان ومردان در آن با یكدیگر سهیم باشند:

الف)قدرت:

   از جمله تغییرات، تغییر در نگرش نسبت به قدرت به عنوان ارزش محوری جامعه است. در جامعه ما قدرت به ابزاری برای وادار كردن دیگران در تنفیذ اراده صاحبان قدرت تقلیل یافته است و از ابعاد دیگر آن غفلت شده است. در تاریخی كه برای ما نوشته اند قدرت همواره بخش مهم و عمده امتیازات افراد، گروهها، اقوام، طبقات  و ملتها بوده است و البته بیشتر در اختیار مردان قرار داشته است. بدین ترتیب نقش قدرت در جامعه تأمین توانایی تملك، تفوق، نفوذ، مقاومت و كسب پیروزی برای صاحبان خود بوده است. البته باید پذیرفت كه چنین تعبیری از قدرت در ادوار پیشین حیات بشر كارایی هایی هم داشته است اما در عصر بلوغ و ارتقاء درك و فهم بشر و پیچیدگی بیشتر جوامع انسانی دیگر مفید و موجد شرایط لازم برای پیشرفت بشر امروز نیست. به همین قیاس كه دیگر تكنولوژی كارآمد برای راه اندازی راه آهن، برای فرستادن فضاپیماها به خارج از منظومه شمسی عقب مانده و نا كارآمد است.   بنا بر آنچه گفته شد لازم است در جستجوی مفاهیم بدیع تری از قدرت باشیم كه گرچه در پذیرش آنها با یكدیگر متّفقیم ،در عمل راه زیادی برای اجرا و بكار بستن آنها داریم. از جمله معانی قدرت، قدرت حقیقت است كه در ارتباط با عظیم ترین توفیقات دینی، فلسفی،هنری و تجارب علمی از عوامل مؤثر و نافذ محسوب می گردد. از دیگر معانی قدرت  ،  قدرت اخلاقی و پیروی از سرمشقهایی است كه از تفوق اخلاقی قابل توجهی نسبت به سایرین بر خوردارند؛ وسیله ای قطعی در تجهیز و بسیج نیروهای بیکران تلاش انسانها در عرصه  فردی و اجتماعی است .

   قدرت و نیروی اتحاد و اتفاق از دیگر جوانب مفهوم قدرت است كه می تواند تحولات كمی و كیفی عظیمی در سعادت و مدنیت عالم انسانی ایجاد نماید و استعدادهای نهفته در هویت مردمان را چنان متحد و متوافق سازد كه بتواند در مسیر رستگاری نوع بشر  به کار گمارده شود .   به این ترتیب قدرت اولیای امور نه برای حكومت، تفوق و ترتب و تنفیذ اراده ایشان كه در جهت جلب حمایت و اعتماد مردمان و از طریق مشورت آزاد ،صریح و تا حد امكان گسترده و همه جانبه اعمال می گردد. چنین جامعه ای بی تردید از اعمال زور و بی عدالتی علیه هریك از اعضایش (از جمله زنان) اجتناب خواهد نمود. مهمتر آنكه چنین تعابیری از قدرت نمی تواند بدون حضور نگرشهای زنان كه مبتنی بر محبت و مشاركت و رشد دادن است، در جامعه نهادینه گردد و منتج به توفیقات بیشتر زنان خواهد شد .

ب) كار و الگوهای اقتصادی:

   نظام اشتغال امروز هدفی بسیار نازل را دنبال می كند كه همانا عبارت است از«بدست آوردن امكانات هرچه بیشتر برای مصرف كالاهایی كه عرضه می گردد». مشاغل كاذب، اختلاس، بی انصافی و بی میلی نسبت به ایفاء صمیمانه وظایف شغلی از جمله عواقب چنین نگرشی به كار است در حالیکه در اشتغال و كار نیازمند ارزشهای اخلاقی نوینی هستیم كه كار را از سطح تنازع بقاء به خدمت به همنوع و عمران زمین كه زیستگاه نوع بشر است مبدل می سازد. چنین معنایی از اشتغال بر استعدادهای ذاتی نوع انسان به خدمت ، محبت و تعهد صمیمانه در اجرای وظایف اقتصادی متكی است كه در زنان به وفور یافت می شود و البته مردان نیز از آن بهره مندند.

ج) روابط انسانی ونقشهای خانوادگی:

   اگر جامعه امروز ما جامعه ای مترقی و بالغ است و اگر داعیه ‌عدالت اجتماعی و حقوق بشر برای تأمین حداكثر بهره مندی اعضاء جامعه از امكانات رفاهی و سعادت حقیقی را دارد، لازم است گستره عدالت اجتماعی و ادراك از مصادیق بشر و حقوق بشر را از دایره مردان خارج سازد و تا حوزه زنان گسترش دهد. بی شك بشریتی كه قادر است حقوق حیوانات و گیاهان و كوهها و دریاها و آسمان را از طریق قوانین حفظ محیط زیست رعایت نماید ناتوان نیست از اینكه بر اعاده حقوق مسلوبه نیمی از جمعیت خویش همت گمارد و روابط انسانی را بر مبانی جدیدی طراحی و تعریف نماید كه او را قادر سازد غفلت هزاران ساله اش از «جنس مكمل» و «انسانی دیگر» جبران نماید و او را نه جنس دوم و فرودست كه «جنسی دیگر و مكمل» ارزیابی نماید. تنها چنین عدالت واقعا گسترده ای قادر خواهد بود نقش زنان در جمیع عرصه های اجتماع را به نحو مؤثری بهبود بخشدو هم در روابط خانوادگی، هم در روابط كاری آنان را در عرض مردان و ممد و برابر با آنها قرار دهد.

د)هویت زنانه:

   انسان به روح، انسان است و جسم و روح انسانی فاقد جنسیت است. جنسیت از یك جنبه امری زیست شناختی و جسمانی است و از جنبه ای دیگر یك بر ساخته ‌اجتماعی است كه بر اساس انتظارات فرهنگی نقشهای زنانه ومردانه را تفكیك و تعریف  می نماید. از این رو هویت انسانی و معنوی ما مستقل از جنسیت می تواند رشد و ارتقاء یابد. لذا هویت زنانه و مردانه نمی تواند علت تفوق و برتری باشد. هردوی این هویتها مادام كه به هویت واقعی انسانی  تقرب جویند می توانند مكمل و ممد یكدیگر برای سعادت و رفاه و رستگاری نوع بشر باشند . بی گمان پرنده با یك بال، هرچقدر قوی باشد، قادر به پرواز نخواهد بود.

نتیجه گیری

    براساس آنچه ذکر شد  ،توجه به چند نكته و به كار بستن آنها در هر نوع رابطه میان زنان و مردان می تواند مفید تلقی گردد. در جامعه چیزی را  كم  داریم كه اساساً می توان از آن به نوعی وجدان و استشعار به هویت انسانی و شرافت بشری زنان یاد كرد. چنین خودآگاهی هر نوع تحقیر و استخفاف شأن زنان را محكوم خواهد ساخت. این وجدان لازم است در بادی امر  در خانواده به شكل آرمانی نهادینه و رسماً پذیرفته شده و به اطفال آموزش داده شود و در روابط بین والدین مراعات گردد. چنین همتی ضمناً در ارتباطی دیالكتیك با تعلیم و تربیت دختران  و زنان نه تنها به نحو مساوی با پسران كه در پاره ای مسائل بیش از ایشان قرار گیرد. چرا كه مادران مربیان اول فرزندان هستند و در شكل گیری شخصیت و انتظارات ایشان بسیار سهیم و دخیلند.

   بنا برآنچه ذكر شد، دادن فرصتهای شغلی برابر با مردان به زنان اگرچه لازم است، كافی به نظر نمی رسد. جامعه باید از انتزاعی نمودن و تقدّس بخشیدن به نقش مادران به معنای كنار زدن آنان از صحنه‌ فعالیتهای اجتماعی و نیز از طفره رفتن برای به حساب آوردن پایگاه اجتماعی رسماً تعریف شده برای آنها جداً اجتناب نماید. اگر نقش مادری  برای تربیت و اجتماعی كردن اعضای آینده جامعه دارای اهمیت فوق العاده است، تعیین یك روز به عنوان روز مادر و هدیه دادن به مادران كمترین كاری است كه لازم است برای مادران انجام دهیم، نه تنهاكاری كه انجام می دهیم.   لازم است جامعه مزایا و حقوق مناسب همراه با تأمین اجتماعی مستقل از مردان برای زنان و مادرانی كه حیات خود را وقف تربیت و پرورش اطفال جامعه می نمایند، در نظر بگیرد.  مزایایی كه امروز تنها به نقش پدری به عنوان یك نقش اجتماعی تعلق می گیرد و نقش مادری را در ظاهر به نقشی آسمانی ارتقاء می بخشد و در عمل از اولین حقوق زمینی محرومش می سازد. در چنین صورتی مزایا، پایگاه و هم تامین اجتماعی لازم برای یك زندگی سالم و سازنده اجتماعی به نقشی تعلق خواهد گرفت كه زنان به خوبی از عهده آن بر می آیند و آنگاه از حضورشان در خانواده توهین ، تحقیر و محرومیتی نخواهند چشید و با افتخار به ایفاء سهم خویش از امور جامعه در منزل موفق خواهند شد و اقداماتشان در حوزه های دیگر اجتماعی نه برای رقابت با همسرانشان كه برای یاری و یاوری آنان است. بی گمان آرمان برابری بین دو جنس روزی همانگونه كه امروز ازلحاظ نظری پذیرفته شده است، در عمل اجراء خواهد شد و بشر از این مرحله رشد و بلوغ خود نیز سر بلند خواهد گذشت، اما مهم است كه سهم ما در تحقق این آرمان متعالی در اندازه های مطلوب و مطابق شئون قابل قبول برای خودمان باشد.

منبع:مشاور
|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 8:49 |

عفت فضیلت بزرگ اخلاقی

                                                                                         

 

     « عفت ‏»نقطه مقابل‏«شکم پرستی و شهوت پرستی‏»است و از مهمترین فضایل انسانی‏محسوب می‏شود.« عفت ‏»به گفته راغب اصفهانی در کتاب‏«المفردات‏»،به معنی پدید آمدن حالتی درنفس است که آدمی را از غلبه شهوت باز می‏دارد و«عفیف‏»به کسی گفته می‏شود که‏دارای این وصف و حالت‏باشد. علمای اخلاق نیز در تعریف‏« عفت ‏»،آن را صفتی حد وسط در میان شهوت پرستی و خمودی دانسته‏اند. براساس آیات و روایات اسلامی ‏« عفت ‏»از بزرگترین فضایل انسانی است و هیچ کس در سیر الی الله،بدون داشتن آن به جایی نمی‏رسد.در زندگی دنیا نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گروعفت است. با این اشاره به قرآن باز می‏گردیم و آیات ذیل را بررسی می‏کنیم:

1- للفقرآء الذین احصروا فی سبیل الله لا یستطیعون ضربا فی الارض یحسبهم‏الجاهل اغنیاء من التعفف تعرفهم بسیماهم لا یسئلون الناس الحافا و ما تنفقوا من خیرفان الله به علیم (سوره بقره،آیه 273) ؛ (انفاق شما مخصوصا باید)برای نیازمندانی باشد که در راه خدا،در تنگنا قرار گرفته‏اند،(و توجه به آیین خدا،آنها را از وطن‏های خویش آواره ساخته و شرکت در میدان جهاد به آنهااجازه نمی‏دهد تا برای تامین هزینه زندگی،دست‏به کسب و تجارت بزنند)،نمی‏توانندمسافرتی کنند(و سرمایه‏ای به دست آورند)و از شدت خویشتن‏داری،افراد ناآگاه آنها رابی‏نیاز می‏پندارند،اما آنها را از چهره‏هایشان می‏شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم‏نمی‏خواهند(این است مشخصات آنها!)و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید،خداوند از آن‏آگاه است. در این آیه

2- و راودته التی هو فی بیتها عن نفسه و غلقت الابواب و قالت هیت لک قال‏معاذ الله انه ربی احسن مثوای انه لا یفلح الظالمون (سوره یوسف،آیه 23) ؛ و آن زن که یوسف در خانه او بود،از او تمنای کامجویی کرد،درها را بست و گفت: «بیا(به سوی آنچه برای تو مهیاست)».(یوسف)گفت:«پناه می‏برم به خدا!او[ عزیز مصر]صاحب نعمت من است،مقام مرا گرامی داشته(آیا ممکن است‏به او ظلم و خیانت کنم؟!) ،مسلما ظالمان رستگار نمی‏شوند!»

 

3- و لقد همت‏به و هم بها لو لا ان رءا برهان ربه کذلک لنصرف عنه السوء والفحشاء انه من عبادنا المخلصین(سوره یوسف، آیه 24) ؛ آن زن قصد او کرد و او نیز-اگر برهان پروردگار را نمی‏دید-قصد وی می‏نمود!این‏چنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم،زیرا او از بندگان مخلص ما بود.

4-قالت فذالکن الذی لمتننی فیه و لقد راودته عن نفسه فاستعصم و لئن لم یفعل‏ماء امره لیسجنن و لیکونا من الصاغرین-قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه والا تصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین-فاستجاب له ربه فصرف عنه‏کیدهن انه هو السمیع العلیم (سوره یوسف،آیه 32-34) ؛(همسر عزیز مصر)گفت:«این همان کسی است که به خاطر(عشق)او مرا سرزنش‏کردید!(آری!)من او را به خویشتن دعوت کردم و او خودداری کرد و اگر آنچه را دستورمی‏دهم،انجام ندهد،به زندان خواهد افتاد و مسلما خوار و ذلیل خواهد شد!» ، (یوسف)گفت:«پروردگارا!زندان،نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا به سوی آن‏می‏خوانند!و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی،به سوی آنان متمایل خواهم شد و ازجاهلان خواهم بود!» ،پروردگار دعای او را اجابت کرد و مکر آنان را از او گردانید،زیرا او شنوا و داناست.

5- و الذین هم لفروجهم حافظون×الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیرملومین-فمن ابتغی ورآء ذلک فاولئک هم العادون (سوره مؤمنون،آیه 5-7) ؛ و آنها که دامان خود را(از آلوده شدن به بی عفتی)حفظ می‏کنند.

6-.. و الحافظین فروجهم و الحافظات ...(سوره احزاب،آیه 35) ؛ مردان پاکدامن و زنان پاکدامن.

نیازمندان آبرومند

در آیه نخست، درباره بهترین مورد انفاق،می‏فرماید:انفاق شما(مخصوصا)بایدبرای نیازمندانی باشد که در راه خدا محصور شده(و از خانه و کاشانه خود آواره‏گشته‏اند و شرکت در میدان جهاد به آنها اجازه نمی‏دهد برای تامین زندگی خود تلاش‏کنند)و نمی‏توانند سفری کنند(و سرمایه‏ای به دست آورند)، سپس به ویژگی مهم دیگری از آنها اشاره می‏کند:«از شدت خویشتن‏داری و عفاف،افراد بی‏اطلاع،آنها را غنی می‏پندارند، در حالی که آنها را از چهره‏هایشان می‏شناسی، ...یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف تعرفهم بسیماهم... » آری!آنها رنجهای درونی خود را کاملا حفظ می‏کنند و زبان به شکوه نمی‏گشایندو در عین نیازمندی شدید،همچون بی‏نیازان گام بر می‏دارند،ولی برای آگاهان رنگ‏رخساره آنها از سر درونشان خبر می‏دهد. همچنین به بیان ویژگی دیگری پرداخته،می‏افزاید:«هرگز با اصرار چیزی را از مردم‏نمی‏خواهند، ...لا یسئلون الناس الحافا... »  وتا حد امکان،از کسی تقاضا نمی‏کنند و اگر کارد به استخوانشان رسد و ناچار شوند وامی از کسی بگیرند یا کمکی بخواهند،هیچ گونه اصرار به فرد مقابل نمی‏کنند. در پایان آیه می‏فرماید:«و هر چیزی خوبی در راه خدا انفاق کنید،خداوند به آن آگاه‏است، ...و ما تنفقوا من خیر فان الله به علیم ». آری!انفاق بسیار خوب است،خصوصابرای کسانی که عزت نفس و طبع بلند دارند و خویشتن‏دار و عفیفند.

بدیهی است که‏« عفت ‏»در این آیه به معنی خویشتن‏داری در مسایل مالی است،نه‏امور جنسی.جمعی از مفسران،شان نزول آن را«اصحاب صفه‏»دانسته‏اند.آنها یک‏گروه چهار صد نفری از مسلمانان مکه و اطراف مدینه بودند که نه خانه‏ای در مدینه‏داشتند و نه خویشاوندانی که به منزل آنها بروند و نه کسب و کار،ولی در عین حال،در نهایت تعفف در محلی که به صورت سکوی بزرگ در کنار مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله بود،زندگی می‏کردند.آنها مجاهدانی بودند که به فرمان رسول الله صلی الله علیه و اله به میدان‏های جنگ‏حرکت می‏کردند و در عین گرسنگی و نیازمندی شدید،عزت نفس و خویشتن‏داری وعفت‏خویش را حفظ می‏کردند. به هر حال،قرآن مجید این گروه از عفیفان را در آیه فوق با تعبیرات مختلف ستوده‏است و آنها را به عنوان الگو برای سایر مسلمانان معرفی نموده است.

در آیه دوم و سوم،سخن از« عفت »و پاکدامنی یوسف علیه السلام است که در سخت‏ترین‏شرایطی که تمام اسباب گناه در آن آماده بود،خود را حفظ کرد.به خداوند خویش‏پناهنده شد و از کوره یک امتحان بزرگ الهی،آبرومندانه بیرون آمد.چهره زیبا و ملکوتی حضرت یوسف علیه السلام،نه تنها عزیز مصر را مجذوب کرده بود،بلکه همسر عزیز مصر نیز به او علاقه‏مند شده بود.این عشق و علاقه همسر عزیز مصر،پنجه در اعماق جانش داشت که با گذشت زمان داغتر و سوزانتر می‏شد،اما حضرت‏یوسف علیه السلام عفیف و پاکدامن و پرهیزکار،قلبش تنها در گرو عشق به خدا بود. همسر عزیز مصر،از تمام وسایل و روشها،برای رسیدن به‏مقصد خود استفاده کرد،وسایلی که تنها بخشی از آنها برای تحریک یک جوان مجردهم سن و سال حضرت یوسف علیه السلام کافی بود،ولی حضرت یوسف علیه السلام در برابر امواج‏شدید شهوت ایستادگی نمود و خود را به کشتی لطف پروردگار سپرد که اگر نمی‏سپرد،غرق شده بود،همان گونه که آیه بعد می‏فرماید:«آن زن قصد کامجویی را از او(حضرت یوسف علیه السلام)کرد و او نیز-اگر برهان پروردگار را نمی‏دید-قصد وی می‏نمود،این چنین کردیم و  یوسف را در برابر این طوفان شدید تنها نگذاشتیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم،زیرااو از بندگان مخلص ما بود.«من عبادنا»(از بندگان ما)و«مخلصین‏»(خالص شدگان)،تعبیرات بسیار پرمعنایی‏است که در این آیه به عنوان نشان افتخار بر سینه حضرت یوسف علیه السلام نصب شده است. گر چه حضرت یوسف علیه السلام با وجود عفت و پاکدامنی از سوی همسر عزیز مصر متهم‏به خیانتی شد که ممکن بود به قیمت جان او تمام شود،ولی خداوندی که وعده حمایت‏از مؤمنان پاکدامن را داده است توسط گواهی کودک شیرخواری که در گهواره بود،به‏صورت معجزه آسایی،او را نجات داد. فخر رازی در تفسیر این آیه،تعبیر جالبی دارد.او می‏نویسد:«همه،حتی شیطان‏شهادت به پاکی حضرت یوسف علیه السلام دادند،زیرا شیطان در همان زمانی که رانده درگاه خداشد،گفت:من برای گمراه ساختن همه فرزندان آدم تلاش می‏کنم،جز بندگان مخلص تو، قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین×الا عبادک منهم المخلصین » .

در چهارمین آیه که ادامه شرح زندگی پرماجرای حضرت یوسف علیه السلام و بیان مقام والای عفت و پارسایی اوست، ضمن اشاره به آزمون دیگری که مانند طوفانی سخت دربرابر او پدیدار شده بود،می‏فرماید:«هنگامی که آوازه عشق سوزان عزیز مصر به غلام‏کنعانیش حضرت یوسف علیه السلام،در شهر پیچید و زنان مصر،زبان به ملامت و سرزنش اوگشودند،او برای اثبات بی‏گناهی خود،مجلس میهمانی عظیمی ترتیب داد و از زنان‏سرشناس مصر دعوت کرد و در یک لحظه حساس،حضرت یوسف علیه السلام را وادار کرد که واردآن مجلس شود. هنگامی که آنها چشمشان به جمال دل آرای حضرت یوسف علیه السلام افتاد،زمام اختیار را ازدست دادند و با کاردهایی که برای خوردن میوه در دست داشتند،بی‏اختیار دستهایشان رابریدند و همگی گفتند:این جوان،یک انسان نیست که یک فرشته زیبا و عجیب است!» در آن هنگام که همسر عزیز مصر خودش را پیروز می‏دید،رو به آنها کرد و گفت: «این همان کسی است که مرا به خاطر(عشق)به او سرزنش کردید.(آری!)من او را به‏خویشتن دعوت کردم و او خودداری کرد.اگر آنچه را که من دستور می‏دهم،انجام ندهد،به‏زندان خواهد افتاد و به یقین خوار و ذلیل خواهد شد، قالت فذالکن الذی لمتننی فیه و لقدراودته عن نفسه فاستعصم و لئن لم یفعل ما آمره لیسجنن و لیکونا من الصاغرین » .این دومین امتحان سخت و سنگین حضرت یوسف علیه السلام بود.او بر سر دو راهی قرارداشت،یکی،تسلیم شدن در برابر درخواست همسر عزیز مصر و به کام دل رسیدن و ازهر گونه ناز و نعمت و محبت‏برخوردار شدن و دیگری مقاومت کردن و به زندان افتادن‏و اعمال سخت آن را تحمل نمودن. او بدون لحظه‏ای تردید،راه خود را انتخاب کرد و به درگاه خداوند متعال رو آوردو گفت:«پروردگار!زندان(با آن همه مشکلات و رنجهایش)نزد من،محبوبتر است از آنچه‏اینها مرا به آن می‏خوانند.اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، قلب من متمایل به آنهاخواهد شد و از جاهلان خواهم بود، قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه و الاتصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین » .از تعبیرات آیه روشن می‏شود که زنان آن مجلس نیز با همسر عزیز مصر هم صدا شدند و حضرت یوسف علیه السلام را به تسلیم در برابر آن زن دعوت می‏کردند و هر کدام به‏نوعی او را به اجابت دعوت همسر عزیز مصر فرا می‏خواندند.یکی می‏گفت:ای جوان! مگر جمال دل آرا و خیره کننده همسر عزیز مصر را نمی‏بینی؟مگر از عشق و زیبایی اولذت نمی‏بری؟! دیگری می‏گفت:اگر زیبایی خیره کننده او در قلب تو اثر نمی‏گذارد،ولی فراموش‏مکن که او همسر عزیز مصر است،اگر قلب او را به دست آوری،هر چه از مال و مقام‏بخواهی،در اختیار تو قرار خواهد داد. سومی به او هشدار می‏داد که اگر جمال و زیبایی و یا مال و مقام او برای تو اهمیت وارزش ندارد،ولی بدان که اگر آن زن، خشمگین شود،به یک موجود خطرناک‏انتقامجو تبدیل خواهد شد،آنگاه تو را در قعر زندان خواهد انداخت و تو در آنجا برای‏همیشه فراموش خواهی شد. چون آخرین راه،همان زندان وحشتناک بود،حضرت یوسف علیه السلام به درگاه خداوندعرضه داشت:«من برای اطاعت فرمان تو و حفظ پاکی و تقوا و پارسایی و عفت ‏خویش،حاضرم روانه زندان وحشتناک گردم،اما آلوده خواست‏شوم آنها نشوم. این تهدید جدی بود و عملی هم شد.حضرت یوسف علیه السلام به زندان افتاد،ولی روح‏بلندش از محیط ننگین و آلوده کاخ عزیز مصر رهایی یافت.در ادامه همین آیات آمده‏است که خداوند،این زندان وحشتناک را نردبان ترقی حضرت یوسف علیه السلام قرار داد. سرانجام به خواست‏خداوند،او بر تخت قدرت عزیز مصر تکیه زد و با حفظ آبرو وتقوا،به همه چیز رسید،در حالی که همه آلودگان رسوا شده و کنار رفتند.این پاداشی‏بود که خداوند در دنیا به این سلاله نیکان و پاکان عنایت کرد.قرآن کریم در ادامه می‏فرماید:«پروردگار او،دعای خالصانه‏اش را اجابت کرد و مکر ونقشه‏های شوم آنها را از او برگردانید، زیرا او شنوا و داناست، فاستجاب له ربه فصرف عنه‏کیدهن انه هو السمیع العلیم » .

عفت ، صفت‏بارز یک مؤمن

در پنجمین آیه مورد بحث،سخن از صفات برجسته مؤمنان است.قرآن درعبارت‏های کوتاه و بسیار پرمعنی،ضمن بیان بخش مهمی از صفات مؤمنان،پاکدامنی وعفت را یکی از خصلت‏های برجسته آنها دانسته و می‏گوید:«آنها کسانی هستند که دامان‏خود را(از آلودگی به بی عفتی)حفظ می‏کنند و کسانی که غیر از این راهی را طلب کنند،تجاوزگرند، و الذین هم لفروجهم حافظون-الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم‏غیر ملومین-فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون » ؛ جالب این که،قرآن در بیان صفات برجسته مؤمنان، عفت را بعد از نماز و زکات وپرهیز از لغو مطرح کرده و حتی آن را بر مساله امانت و پایبندی به عهد و پیمان نیز مقدم‏داشته است.

عفت ، کلید نجات

در آخرین آیه مورد بحث،قرآن بیان می‏کند که خداوند،ده گروه از مردان و زنان‏برجسته را مورد مغفرت و اجر عظیم قرار می‏دهد که نهمین آنها مردان و زنانی است که‏دامان خود را از آلودگی به بی‏عفتی،نگه داشته و پاکدامن و عفیفند. در بیان اوصاف دهمین گروه،اشاره می‏کند که آنها بسیار یاد خدا می‏کنند و بعیدنیست که بیان این مطلب،دلیل رابطه نزدیکی میان عفت و یاد خدا بودن،باشد که نتیجه‏همه اینها،آمرزش الهی و اجر عظیمی است که عظمتش را تنها خودش می‏داند. در جای دیگر اشاره شده است که روزه نیز یکی از راه‏های مهار طغیان‏«شهوت جنسی‏»است،بنابراین میان عفت و روزه، رابطه مستقیم وجود دارد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می‏فرماید:«یا معشر الشباب ان استطاع منکم الباءة فلیتزوج فانه اغض‏للبصر و احصن للفرج و من لم یستطع فعلیه بالصوم ،ای گروه جوانان!کسی که از شماتوانایی بر ازدواج داشته باشد،ازدواج کند،زیرا ازدواج سبب می‏شود که از نوامیس مردم چشم فرو بندد و دامان خویش را از آلودگی به بی عفتی حفظ کند و کسی که توانایی بر ازدواج ندارد،روزه بگیرد.»

عفت در روایات اسلامی

در منابع حدیثی،اهمیت فوق العاده‏ای به‏« عفت ‏»داده شده است که به بعضی از آنهااشاره می‏کنیم:

1-امام امیر المؤمنین علیه السلام، عفت را برترین عبادت شمرده است:«افضل العبادة‏العفاف » ، تعبیر به عفت در این جا، ممکن است‏به معنی وسیع آن استعمال شده و یاممکن است در مقابل شکم پرستی و شهوت جنسی به کار رفته باشد.

2-امام باقر علیه السلام می‏فرمایند:«ما عبد الله بشی‏ء افضل من عفة بطن و فرج،هیچ‏عبادتی در پیشگاه خداوند،برتر از عفت در برابر شکم و مسایل جنسی نیست‏» .

3-در روایت دیگری از آن حضرت-که تفسیری بر روایت‏سابق است-آمده است‏که مردی خدمت امام علیه السلام عرض کرد:اعمال و طاعات من ضعیف و روزه‏ام کم است،ولی امیدوارم که هرگز مال حرامی نخورده‏ام.امام علیه السلام در پاسخ فرمود:«ای الاجتهادافضل من عفة بطن و فرج،کدام تلاش در راه اطاعت‏خدا،برتر از عفت در مقابل شکم ومسایل جنسی است» .

4-امام علی بن ابیطالب علیه السلام در این رابطه می‏فرمایند:«اذا اراد الله بعبد خیرا اعف‏بطنه و فرجه،هنگامی که خداوند خیر و خوبی برای بنده‏اش بخواهد،به او توفیق می‏دهدکه در برابر شکم و شهوت پرستی عفت پیدا کند» .

5-در حدیث دیگری که مفضل از امام صادق علیه السلام،در توصیف شیعیان واقعی نقل‏شده،آن حضرت چنین می‏فرمایند:«انما شیعة جعفر من عف بطنه و فرجه و اشتد جهاده‏و عمله لخالقه و رجاء ثوابه و خاف عقابه فاذا رایت اولئک فاولئک شیعة جعفر،پیروان‏حقیقی جعفر بن محمد،کسانی هستند که در برابر شکم پرستی و بی بند و باری جنسی، عفت و(در راه بندگی خدا)تلاش و کوشش فراوان دارند،به ثواب او امیدوارند و از عقاب او بیمناک،  به همین دلیل،پیوسته،در راه حق حرکت می‏کنند.هرگاه کسی را با این صفات ببینی،آنهاپیروان و شیعیان جعفر بن محمد علیه السلام می‏باشند» .

6-امیر مؤمنان علی علیه السلام می‏فرمایند:«قدر الرجل علی قدر همته،و صدقه علی قدرمروته،و شجاعته علی قدر انفته و عفته علی قدر غیرته،ارزش هر کس به اندازه همت او  و صداقت هر کس به اندازه شخصیت او و شجاعت هر کس به اندازه زهد و بی اعتنایی او به‏ارزشهای مادی و عفت هر کس به اندازه غیرت اوست» . بدیهی است،افراد غیرتمند راضی نمی‏شوند که کسی نگاه آلوده به نوامیس آنها کند،به همین دلیل،نسبت‏به نوامیس دیگران نیز حساسند و متعرض آنها نمی‏شوند.

7-این بحث را با حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله پایان می‏دهیم،آن حضرت صلی الله علیه و اله در این‏روایت ضمن بیان این که:«سه چیز است که بر امتم از آن سه بیمناکم‏»سومین آنها را«شهوة البطن و الفرج،شکم پرستی و شهوت پرستی جنسی‏» می‏دانند.

نتیجه

آنچه از آیات و روایات فوق حاصل می‏شود،این است که:اسلام اهتمام فوق العاده‏به مساله پرهیزکاری در برابر شهوت شکم و بی بند و باری جنسی دارد تا جایی که آن رانشانه شخصیت،غیرت،ایمان و پیروی از مکتب اهلبیت علیهم السلام معرفی می‏کند.تاریخ نیزسرچشمه بسیاری از گرفتاری‏های انسان را از همین دو امر(شهوت شکم وشهوت جنسی) می‏داند،زیرا شهوت شکم،به انسان اجازه تفکر مشروع را نمی‏دهد تابه وسیله آن،حقوق انسان‏ها را رعایت کند و در مسیر عدالت گام بردارد.به همین علت،انسان را به ارتکاب انواع گناهان وا می‏دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نیز،در این رابطه،درباره مردم آخر الزمان فرموده است‏«یاتی علی‏الناس زمان بطونهم الهتهم و نسائهم قبلتهم و دنانیرهم دینهم،و شرفهم متاعهم،لا یبغی‏من الایمان الا اسمه و لا من الاسلام الا رسمه و لا من القرآن الا درسه،مساجدهم‏معمورة من البناء و قلوبهم خراب علی الهدی،زمانی بر مردم فرا می‏رسد که شکم‏های آنهابت‏های آنهاست و زن‏های آنها قبله آنهاست و دینارهایشان دینشان و شرفشان متاعشان‏است،در آن زمان از ایمان جز نامی و از اسلام جز رسمی و از قرآن،جز درسی باقی نمی‏ماند،مساجدشان از نظر ساختمان آباد و دل‏هایشان از نظر هدایت‏خراب است...» .در ذیل این حدیث آمده است:«خداوند در چنان شرایطی،آنان را به چهار بلا مبتلامی‏کند،جور سلطان ،قحطی زمان ، ظلم والیان و حاکمان » .فرق میان ظلم و جور(که در بسیاری از روایات در برابر هم قرار گرفته‏اند)ممکن‏است از این جهت‏باشد که واژه جور،در اصل به معنی انحراف از مسیر حق است،بنابراین جور سلطان به انحرافات صاحبان سلطه و فرمانروایان اطلاق می‏شود، در حالی که‏ظلم به معنی بی‏عدالتی است.

در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:«ایاک و ادمان الشبع فانه یهیج‏الاسقام و یثیر العلل،از پرخوری بپرهیز که انواع بیماری‏ها را تحریک کرده،و سرچشمه‏مرض‏هاست» .

راه‏های پیشگیری از بی عفتی

برای کنترل شهوات-مخصوصا شهوت جنسی و شهوت شکم-راه‏های بسیاری‏وجود دارد که بخشی جنبه کلی و عمومی دارد،یعنی،در تمام مفاسد اخلاقی ساری و جاری است،مانند:پاک بودن محیط،نقش معاشران و دوستان،تربیت‏خانوادگی، علم وآگاهی به پیامدهای رذایل اخلاقی،مسایل فرهنگی و مانند آن.بخش دیگر،جنبه خصوصی دارد،یعنی،مربوط به‏« عفت »در مسایل جنسی و سایرخواست‏های نفسانی است که امور زیر را می‏توان به عنوان عمده‏ترین راه کنترل در این‏خصوص ذکر کرد:

1- حجاب و ترک خودآرایی در انظار عموم

بی‏شک،یکی از اموری که به شهوت جنسی دامن می‏زند،«برهنگی و خودآرایی زنان‏و مردان‏»برای یکدیگر است که تاثیر آن،به خصوص در میان جوانان مجرد،قابل انکارنیست،به گونه‏ای که می‏توان گفت:آلودگی به بی عفتی رابطه مستقیمی با بی‏حجابی،برهنگی و خودآرایی در انظار عموم دارد،حتی طبق بعضی از آمارهای مستند،هر قدراین مساله تشدید شود، به همان نسبت آلودگی به بی عفتی بیشتر می‏شود،مثلا،درتابستان که به خاطر گرمی هوا،برهنگی زنان بیشتر می‏شود، به همان نسبت مزاحمت‏های‏جنسی افزایش می‏یابد و به عکس،در زمستان که زنان،پوشش بیشتر دارند،این گونه‏مزاحمت‏ها کمتر می‏شود.

به همین دلیل،دستور حجاب یکی از مؤکدترین دستورهای اسلام است.قرآن مجیددر آیات متعددی از جمله:آیات 31 و 60 سوره نور و آیات 33 و 53 و 59احزاب،بر مساله حجاب تاکید کرده است که گاهی زنان با ایمان را مخاطب قرار می‏دهدو گاهی همسران پیامبر صلی الله علیه و اله را و گاهی نیز با استثنا کردن زنان پیر و از کار افتاده،تکلیف‏بقیه را روشن می‏سازد،به این ترتیب با عبارات مختلف،اهمیت این وظیفه اسلامی رابازگو می‏کند. بدیهی است که برداشتن حجاب،مقدمه برهنگی،آزادی جنسی و بی بند و باری‏است که مشکلات و مفاسد ناشی از آن،در عصر و زمان ما بر کسی پوشیده نیست. بی‏حجابی سبب می‏شود که گروهی از زنان،در یک مسابقه بی‏پایان،در نشان دادن‏اندام خود و تحریک مردان هوسباز شرکت کنند.این امر در عصر و زمان ما که به خاطر گرفتاری‏های تحصیلی و اقتصادی سن ازدواج بالا رفته و قشر عظیمی از جامعه راجوانان مجرد تشکیل می‏دهد،آثار بسیار زیانباری دارد.

بی‏حجابی،علاوه بر این که از نظر اخلاقی سبب نا امنی خانواده‏ها و بروز جنایات‏می‏شود،ضمنا سبب ایجاد هیجان‏های مستمر عصبی و حتی بیماری‏های روانی نیزمی‏گردد که ثمره آن سستی پیوند خانواده‏ها و کاهش ارزش شخصیت زن در جامعه‏است.

2- عدم اختلاط زن و مرد

بی‏شک در جامعه مخصوصا در جامعه فعلی نمی‏توان زندگی زن و مرد نامحرم را به‏طور کامل از هم جدا کرد،ولی در مواردی که ضرورتی نداشته باشد،چنان که ازاختلاط پرهیز شود،به یقین،اصول عفت و پارسایی،بهتر حفظ خواهد شد، دلیل آن‏هم مفاسد بسیار وحشتناک و      شرم آوری است که از اختلاط پسران و دختران درکشورهای غربی دیده می‏شود.

3- مطبوعات و رسانه‏های تصویری

مطبوعات و رسانه‏های تصویری نقش بسیار مؤثری در تحریک مسایل جنسی،مخصوصا در میان قشر جوان دارد.افراد سودجو و گروه‏هایی که از این راه به‏درآمدهای هنگفت نامشروعی می‏رسند،دست‏به انتشار مفتضح‏ترین فیلم‏ها،عکس‏ها، رمان‏ها و داستان‏های عشقی کثیف می‏زنند و در شرایطی که امواج رسانه‏ها به آسانی ازیک گوشه جهان به گوشه دیگر منتقل می‏شود،کنترل آنها کار آسانی نیست،ولی به هرحال اگر این امر به طور کامل،امکان‏پذیر نباشد،به طور ناقص امکان پذیر است که غفلت‏از آن،موجب گرفتاری‏های فراوان اخلاقی و اجتماعی است.

با نهایت تاسف،گروهی از نویسندگان و ارباب علم و دانش نیز در این مساله به‏موضع انفعالی روی آورده‏اند و به خاطر این که شرایط زمان،اجازه مخالفت‏با این اموررا نمی‏دهد و یا مخالفت‏با آنها،ما را از نسل جوان جدا می‏سازد،یا در اذهان مردم‏متمدن،به عقب افتادگی متهم می‏شویم،به همین دلیل،دست روی دست گذاشته ومایوسانه به امواج خطرناکی که جوامع اسلامی را در برگرفته،نگاه می‏کنند(اخلاق در قرآن ، جلد دوم،  آیت الله العظمی مکارم شیرازی).

 

 

منبع:مشاور جوان
|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 8:49 |

اضطراب امتحان ؛ به قلم مژده زرگر - كارشناس مشاوره عمومي
اضطراب امتحان ؛ به قلم مژده زرگر - كارشناس مشاوره عمومي 2/3/1386

هركس نگران است مبادادر نظر ديگران ، بي خرد، ناتوان و سراسيمه جلوه كند . درجات كمي از اضطراب براي پيشبرد زندگي طبيعي است ولي مقدار زياد آن مانع پيشرفت بوده و حتي توانايي انجام كاررااز فرد مضطرب مي گيرد .
 

اضطراب امتحان

( به قلم مژده زرگر - كارشناس مشاوره عمومي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران)

مقدمه :‌

هركس نگران است مبادادر نظر ديگران ، بي خرد، ناتوان و سراسيمه جلوه كند . درجات كمي از اضطراب براي پيشبرد زندگي طبيعي است ولي مقدار زياد آن مانع پيشرفت بوده و حتي توانايي انجام كاررااز فرد مضطرب مي گيرد .

آركين و همكاران وي (1995) اضطراب امتحان را ناشي از احساس كارآمدي و درماندگي دانسته ، آن را با كاهش عملكرد مرتبط مي دانند . وقتي كه فرد درخصوص كارايي ذهني خود درموقعيت امتحان دچار نگراني گردد به نحوي كه موجب كاهش عملكرد واقعي شود مي توان گفت كه او دچار اضطراب امتحان است .

 

انواع اضطراب تحصيلي :

  • اضطراب تسهيل كننده يا تسريع كننده : ميزان متوسط اضطراب و فشار موجب تسهيل كاركردفرد مي شود(براهني 49)

  •  اضطراب ناتوان كننده :‌اگر اضطراب از حد معيني فراتر رود باعث پريشاني ، عدم تمركز ، احساس درماندگي ،‌ اختلال ذهني ،‌شناختي و رفتاري /جسمي مي گردد.

عملكرد ضعيف افراد مضطرب تنها به نقايص شناختي مربوط نمي شود. دراين افراد اضطراب مي تواند مربوط به شايستگي و صلاحيت انجام امتحان ، نقص درروش هاي مطالعه و كمبود مهارت هاي امتحان باشد.

در اضطراب امتحان متغيرهاي زيادي مؤثر مي باشد كه در اين ميان اضطراب عمومي و كلي مهم تر مي باشد.

 

زمان شكل گيري اضطراب امتحان :

اضطراب امتحان در سنين 12ـ10 سالگي شكل مي گيرد .

در 25% از دانش آموزان اضطراب امتحان آسيب زا بوده و با افزايش سن ميزان آن افزايش مي يابد.

 

نقش جنسيت در اضطراب امتحان :

به دليل مسايل فرهنگي و نقش هاي جنسيتي دختران مضطرب تر از پسران هستند ،‌زيرا اضطراب توسط دختران و زنان پذيرفته شده است . (‌كريگ و دابسون 1995).

 

گسترش و ثبات اضطراب امتحان :

ساراسون (1973) اعتقاد دارد،‌اضطراب حالتي است كه در تعامل والدين با كودك گسترش يافته و ثبات مي يابد. او ادعا مي كند والدين كودكان داراي اضطراب امتحان ، علاوه بر اين كه نياز به محبت و امنيت آنها راناديده مي گيرند ،‌دركمك كردن به آنها نيز كارا نيستند. اين اوليا فرزندان خود را بون توجه به علايق و استعدادهاي آنهابراي كسب موفقيت مورد نظر خود تحت فشار قرار مي دهند. در برخي موارد والدين آرزوهاي تحقق نيافته ي خود را به فرزندانشان القا مي كنند.

 

 

عوامل مؤثردرميزان اضطراب امتحان :

  •  تنبيه كودك به واسطه ي نمره ي كم

  •  انتظارات معلم

  •  مهارت هاي تحصيلي و روش هاي مطالعه

  •  دشواري امتحان

  •  شرايط برگزاري امتحان

  •  هوش

  • طبقه اقتصادي ،‌اجتماعي

  • انگيزه پيشرفت

  • نوع شخصيت

  •  و ...

  •  

عوامل بوجود آورنده ي اضطراب امتحان :

1.   فردي: انتظاربيش از حد از خود/ضعف اعتماد به نفس/عدم باور مثبت نسبت به موفقيت / رقابت بيش از حد/عدم آمادگي و برنامه ريزي لازم / عدم تمركزبر امتحان و درس خواندن /شخصيت مضطرب و كمال گرا/كم بودن انگيزه / هوش متوسط/ و...

2.   خانوادگي :‌سخت گيري بيش از اندازه /عدم حمايت و تشويق /والدين مضطرب/اختلافات خانوادگي /رقابت غير منطقي/تهديدهاي بي مورد/توجه بيش از حد به مسايل تحصيلي فرزند/ الگوهاي خشك فرزندپروري/سرزنش و تنبيه / وضعيت اقتصادي پايين / عدم تشويق / و...

3.   عوامل مدرسه اي : انتظارات غير واقعي آموزگاران /محيط نامناسب امتحان / مقررات خشك/ نوع پرسش هاي امتحان / ايجاد رقابت هاي ناسالم / عدم توجيه دانش آموزان براي امتحان /عوامل مزاحم مثل سر و صداو نور/ تهويه ي نامناسب

نشانه ها و علايم اضطراب امتحان :

  • oناراحتي هاي گوارشي ،‌آشفتگي معده ،‌سرگيجه، بي اشتهايي، حالت تهوع

  • تپش قلب ، بي خوابي،  تنگي و كوتاهي نفس

  • لرزش در صدا  ، ضعف ، عرق كردن

  • لكنت زبان ،‌خشكي دهان

  • عدم تمركز ، ضعف خود پنداره ، آشفتگي ذهن ، ارزيابي غلط از توانايي هاي خود، افت تحصيلي ، بيزاري از مدرسه ، خطاهاي ادراكي، حواس پرتي، هيجانات افراطي، كاهش سيستم ايمني بدن

 علايم اضطراب پس از امتحان :

  • بي تفاوتي ساختگي و ظاهري

  • احساس گناه ( چرا بيشتر مطالعه نكردم )

  • خشم ( آموزگار نمي خواست من نمره ي قبولي بياورم )

  • سرزنش ( اگر كتاب درسي آنقدر خسته كننده نبود! )

  • افسردگي ( دليلي نمي بينم كه بعد از امتحان در مدرسه بمانم)

  •  

درمان هاي روان شناختي ،‌دارودرماني يا هردو ؟

مطالعات نشان داده است كه انواع خاص مداخله هاي روان شناختي نه تنها از دارو نماهاي معتبرمؤثر-  تر هستند بلكه بهتر از رويكردهاي دارويي موجود بوده و دست كم در موقعيت قابل قبولي قرار دارند . مداخله ي روان شناختي اثر دراز مدت و حتي بيماران تا دوسال بعد نيز وضعيت بهبود خود را حفظ مي - كنند ، درحالي كه داروها عوارض جانبي مانند گيجي ،‌خشكي دهان را ايجاد نموده و قطع آن نيز به دليل وابستگي جسمي و رواني فرد را دچار مشكل مي نمايد .

 

شيوه هاي درماني شناختي ـ‌درماني

  1. تن آرامي

  2. حساسيت زدايي منظم

  3. ايمن سازي در مقابل استرس

  4. آموزش مهارت هاي مطالعه

  5. مقابله با باورهاي غير عقلاني و غير منطقي

  6.  ايمن سازي در مقابل استرس

  7. روش پس خوراند زيستي ( افراد به گونه اي به دستگاه هاي هدايت كننده متصل مي شوند تا بتوانند پيوسته اطلاعات دقيقي درباره ي فعاليت هاي فيزيولوژيكي خود مانند ضربان قلب يا تنش عضلاني رادر اختيار داشته باشند . براساس دستور العمل هاي درمانگر و توجه به علامت هاي دستگاه هدايت كننده بيماران به تدريج مي آموزند كه فعاليت هاي ارادي و حتي فعاليت هاي فيزيولوژيكي غير ارادي خود را مهار كنند . )

  8. آموزش توجه (عدم توجه به  محرك هاي نامربوط به تكليف و توجه به محرك هاي مربوط به تكليف)

 

نقش اولياي مدرسه در كاهش اضطراب امتحان :

-         عدم ايجاد ترس و واهمه از امتحان در دانش آموزان ( جلسه ي امتحان نه انتقام)

-         اطمينان خاطر به دانش آموزان درراستاي طراحي سؤالات از متن كتاب

-         گنجاندن سؤالات دشواردر شماره هاي آخر  

-         اجتناب از ايجاد رقابت ناسالم در ميان دانش آموزان

 

     

 

-         هدف امتحان ارزيابي از دانسته هاي دانش آموزان مي باشد نه آنچه را كه نمي دانند

-         توجه به اصول سنجش و اندازه گيري خصوصاً سطح دشواري سؤالات

-         اجراي امتحانات مستمر و خودآزمايي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با سؤالات و نحوه ي امتحان

-         كاهش اعتبار نمره و ارزش گذاري به فعاليت هاي علمي و تحقيقات

-         آموزش هاي جبراني

-         اجراي مسابقات علمي متعدد

-         و ...

نقش مدير در كاهش اضطراب امتحان :

  • اعلام برنامه ي امتحان به دانش آموزان يك هفته قبل از امتحان

  • تنظيم زمان آزمون ها با توجه به سختي و آساني دروس

  •  اجتناب از برگزاري امتحانات با وقت بسيار كم

  •  هدايت دانش آموزان به محل برگزاري امتحان چند دقيقه قبل از شروع آزمون

  • پيش بيني محل برگزاري و امكانات مناسب مانند تهويه ، نور كافي ، دماي مناسب ، صندلي ، حذف عوامل مزاحم صوتي و ... جهت اجراي آزمون

  •  توسل به دعا و نيايش و توكل به خدا هنگام شروع امتحان

  • عدم جابجايي دانش آموزان هنگام شروع امتحان

  • حضور معلم در جلسه و بيان جملات آرامش بخش به دانش آموزان

  •  عدم گفتگو با دانش آموز در زمان امتحان

  •  عدم توقف مراقبين بالاي سر دانش آموزان

  •  عدم گوشزد نمودن مراقبين به جواب اشتباه سؤال

  •  اجتناب از برخورد شديد با دانش آموزان خاطي

  • پيش بيني سيستم تهيه سؤالات امتحاني با كيفيت بالا و خوانا و مناسب

  • عدم گفتگو با دانش آموزان حين امتحان

نقش خانواده در كاهش اضطراب امتحان :

  •   جو عاطفي دور از تنش و مشاجره

  •  محدود نمودن ميهماني و رفت و آمدهاي مكرر

  •  توجه به خواب ، استراحت و تفريح دانش آموزان

  •  كاهش يا حذف وظايف محوله ي خانگي به دانش آموزان

  • حمايت عاطفي و اطمينان بخشي دردوران امتحانات به دانش آموزان

  •  كاهش زمان تماشاي تلويزيون تا حد امكان

  •  خودداري از ايجاد ترس ودلهره در دانش آموزان

  • خودداري از فشار و توقع بيش از براي مطالعه از دانش آموزان

  •  خودداري از سرزنش دانش آموزان به واسطه ي امتحان ناموفق

  •  خودداري از حبس نمودن دانش آموزان جهت مطالعه

  • ü   پيش بيني تغذيه ي مناسب و قوي ويژه ي دانش آموزان در ايام امتحانات و عدم مصرف مواد كافئين دار مانند : نوشابه ، قهوه و غذاهاي ادويه داردربرنامه ي غذايي  

  • عدم بروز انتظار بالا و كمال گرايي از فرزندان از سوي خانواده نسبت به نمرات بالا

  •  عدم مقايسه فرزندان با يكديگر و با ديگران

  •  عدم تأكيد مكرربه درس خواندن 

  • ايجاد انگيزه ، تقويت روحيه با ارايه ي پاداش و تقويت هاي مطلوب

  •  مروربرگه هاي امتحاني فرزندان به منظور شناسايي  ورفع نقاط ضعف درسي آنان

  • مصرف عرق نعناع ، دوغ ، عرق بيدمشك و كاسني

نقش دانش آموزان در كاهش اضطراب امتحان :

  •  توسل به دعا و نيايش و توكل به خدا هنگام امتحان

  • تقسيم مباحث كتاب ومطالعه ي به مرور دروس

  •  تنظيم وقت با برنامه ي امتحاني

  •  بستن كتاب وتكرار مطلب آموخته شده به منظور كاهش اضطراب

  • تكرار جملاتي مانند : « شروع هركاري درابتدا آنطور كه بايد خوشايند نيست ، وقتي كه پيشرفت كردم انگيزه ي بيشتري پيدا خواهم نمود. »‌ به منظور كاهش اضطراب و افزايش اعتماد به نفس

  •  شب امتحان زمان مرور درس است .

  • اضطراب نوعي احساس فريب انگيز است كه به شما القا مي كند از پس هركاري كه قراراست انجام دهيد بر نمي آييد. پس در شرايط اضطراب دست از تلاش و كوشش برنداريد و به مطالعه ي درس امتحاني مشغول شويد .

  •  بيان اضطراب و قلمداد نمودن اضطراب امتحان به عنوان يك اختلال جزيي

  •  استراحت و غذاي كافي جهت شب امتحان

  •  حفظ سلامتي و آرامش رواني در دوران امتحان

  •  نشستن روي صندلي امتحان و كشيدن چند نفس عميق

  •  رهانمودن عضلات بدن و تنفس عميق

  • پوشيدن لباس مناسب و خوردن تغذيه ي كافي قبل از امتحان

  •  خودداري از القاي منفي مانند : من حتماً قبول نخواهم شد.

  •  ابتدا سؤالات آسان را پاسخ دهيد

  •  به اتفاقات و رخدادهاي خاص درجلسه توجه نكنيد.

  •  از نشستن در كنار دانش آموزان مزاحم خودداري كنيد.

توصيه هاي ويژه آغاز امتحانات دانش آموزان  ( روش هاي صحيح مطالعه ):

بارها شنيده ايم كه دانش آموزان مي گويند : «ديگر حال و حوصله خواندن اين كتاب راندارم »‌و يا « 10 بار خوانده ام و تكرار كرده ام ولي باز ياد نگرفتم » در اين مورد مشكل چيست ؟ مطمئناً اگر چنين باشد، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما چنين نيست. واقعيت اين است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه رانمي دانند و متأسفانه درمدرسه نيز چسزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند. يادگيري و مطالعه ، رابطه ي تنگاتنگ و مستقيم بايكديگر دارند، تاجايي مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست ، براي اينه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت . براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم در حين خواندن ضروري است تا براي مرور مطالب ، دوباره فعال و پويا نوشتن نكات مهم حين خواندن ضروري است تا براي مرور مطالب ،

 

مزاياي شيوه ي صحيح مطالعه :‌

  1. كاهش زمان مطالعه

  2. افزايش ميزان يادگيري.

  3. طولاني تر نمودن مدت نگهداري مطالب درحافظه

  4. بخاطر سپاري آسان اطلاعات

 

شش روش مطالعه :‌

1.  خواندن بدون نوشتن

روش نادرست مطالعه / نيازمند استفاده از تمام حواس براي درك صحيح مطالب / علت مهم فراموشي مطالب

2. خط كشيدن زير نكات مهم

روشي بهتر از خواندن بدون نوشتن / توجه معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد/

روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم : ابتدا مطالب خوانده شود و پس از دريافت مفهوم زير نكات مهم خط كشيده شود.

3.     حاشيه نويسي

  1. جهت يادگيري مطالبي كه از اهميت چنداني برخوردار نيستند مورد استفاده قرار مي گيرد.

  2. خلاصه نويسي

خواندن مطلب /خلاصه نويسي روي دفتر يادداشت

6.كليدبرداري

روش مناسب خواندن و نوشتن نكات مهم / ابتدا درك مطلب و سپس يادداشت برداري ازنكات مهم

كلمه ي كليدي كوتاهترين ، راحت ترين ، بهترين و پرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن ، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود.

7.     خلاقيت و طرح شبكه ي مغزي

اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصاً فرگيري مطالب درسي است . دراين روش مطالب خوانده شده ، بعد از درك حقيقي مطالب مهم به زبان خود فرد يادداشت مي گرددو درنهايت كلمات كليدي برروي شبكه ي مغز نوشته مي شود.

خلاصه اينكه ساماندهي نوشته ها به بهترين شكل و مشخص نمودن نكات اصلي و فرعي به منظور دستيابي به مطالب مهم به جاي دوباره خواني

اين روش درصد موفقيت تحصيلي شمارا تا حدود بسيار زيادي افزايش داده و درس خواندن را آسان نموده و بازده مطالعه را افزايش مي دهد.

 

 

منبع:معاونت آموزش و پرورش عمومي
|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 8:48 |

آیا کلاسهای تربیت بدنی دانش آموزان را به فعالیتهای بدنی تشویق می کنند ؟

آیا کلاسهای تربیت بدنی دانش آموزان را به فعالیتهای بدنی تشویق می کنند ؟

 

 کلاسهای تربیت بدنی چگونه دانش آموزان را به فعالیتهای بدنی تشویق می کنند ؟

از منظر واژه شناسی علم تربیت بدنی ، دانش آموزان باید فواید تربیت بدنی و چگونگی رسیدن به سطوح مختلف اجرای آن را بیاموزند . مشارکت منظم در فعالیت های بدنی به عنوان پایه و اساس پیشرفت کودکان تشخیص داده شده است و تشویق آنان به فعالیت بدنی هم در کودکی و هم در بزرگسالی منجر به حصول اهداف سلامتی ملی می شود . آیا واقعیت ، به معانی تربیت بدنی سازگار است ؟

متزینگر ادعا می کند : ( به طور منطقی میتوان انتظار داشت تجربیات کلاس تربیت بدنی دانشش آموزان بر نگرش آنها در مورد فعالیتهای بدنی تاثیر گذارد اما ممکن است این نگرش در رفتار آنها در کلاس های تربیت بدنی منعکس نشود . ) پورتمن در سال 2003 تعدادی از دانش آموزان را که در آخرین نیمسال تحصیلی برای تکمیل تجربیاتشان به کلاسهای تربیت بدنی نیاز داشتند ، مورد مطالعه قرار داد . او همچنین فرظیه ای را که معتقد بود امریکاییها اساسا می توانند کیفیت زندگیشان را با شرکت در مسابقات عادی و فعالیتهای بدنی رشد دهند ، ارزیابی نمود . او به منظور بررسی پیش بینی های تجربیات دانش آموزان در تربیت بدنی ، 46 نفر از دانش آموزان پایه نهم تحصیلی را مورد بررسی مجدد قرار داد . پورتمن در تست مهارت 26 نفر آنها را در رده های مهارتی بالا و 20 نفر از آنها در رده مهارتی پایین تقسیم بندی کرد . هر دانش آموز 40 دقیقه مصاحبه می شد ، محقق هرمصاحبه را با سوالاتی طراحی کرده بود که شامل گفتگوهایی ساده درباره تجربیات تربیت بدنی دانش آموز بود 

نتایج نشان داد برخی تجربیات بدون توجه به سطوح مهارت ، برای همه دانش آموزان عادی بود . بعضی پاسخ های معمول این گونه بودند : ( وقتی من می توانم ژیمناستیک انجام دهم ، برایم لذت بخش است ) . ( آنچه را که نمی توانم انجام دهم ، دوست ندارم ) و ( ژیمناستیک را وقتی با دوستانم انجام می دهم ، بسیار عالی است ) . سایر تجربیات مطابق با سطح مهارت و جنسیت متفاوت بود . عبارات دیگر اینگونه بود : ( اجرای انفرادی بهتر است ) و ( تلاش برای چه ؟ ) همه دانش آموزان موافق بودند که وقتی در فعالیتی موفق هستند ، کلاسهای تربیت بدنی را بیشتر دوست دارند . دانش آموزان به فعالیت خاصی که از آن لذت می بردند ، ادامه می دادند ، چرا که در آن مهارت دارای توانایی و موفقیت بودند

همچنین دانش آموزان موافق بودند که اگر در فعالیتی موفق نباشند ، آن فعالیت لذت بخش نیست و باید از برنامه درسی ایشان حذف شود و آخرین نظر این بود همه دانش آموزان در حد وسیعی تمایل داشتند با دوستان خود یار یا هم تیمی باشند ، زیرا همراه با دوستان خود ایمن بودند و اشتباهاتشان به باد انتقاد گرفته نمی شد . در ضمن ، دانش آموزان درک کرده بودند که هرگاه اختیاری برای انتخاب بازیهایشان دارند ، بهتر بازی می کنند 

شرکت در فعالیتهای جسمانی سازمان دهی شده با سطح مهارت دانش آموزان متفاوت بود . 19 نفر از دانش آموزانی که در گروه 26 نفری ماهر سطح بالا قرار داشتند ، در خارج از کلاسهای تربیت بدنی خود به فعالیت بدنی می پرداختند 

این دانش آموزان ورزشکار بودند و برای ادامه فعالیت خود در دبیرستان یا شرکت در ورزشهای تابستانی برنامه ریزی کرده بودند . هفت دانش آموز ماهر دیگر برای ثبت نام در کلاسهای تربیت بدنی برنامه ریزی نکرده بودند . هیچ یک از دانش آموزان غیر ماهر نیز برای ثبت نام در کلاسها برنامه ریزی نکرده بودند و حتی برای تداوم فعالیت بدنی سازمان دهی شده ای ، فکر نکرده بودند 

محققین پیشنهاداتی را برای حصول اهداف تربیت بدنی از طریق شرکت در یک روش فعال ارايه داده اند که مشتمل است بر 

تغییر در برنامه درسی

افزایش فرصتهایی برای دانش آموزان به منظور شرکت در مسابقات

ترکیب تیم ها بر اساس توانا ییهایشان

وا داشتن یک گروه از دانش آموزان ماهر برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان ضعیف

حساسیت نسبت به نیاز دانش آموزان

 

 

منبع:ماه نامه زیور ورزش
|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 8:46 |

والديني كه مانع تحصيل فرزندانشان شوند، مجرم هستند
آموزش ابتدایی
والديني كه مانع تحصيل فرزندانشان شوند، مجرم هستند PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
۲۷ تير ۱۳۸۶

 معاون آموزش عمومي وزير آموزش و پرورش گفت: اگر والديني به رغم برخورداري از امکانات آموزشي، مانع تحصيل فرزندانشان شوند، مجرم قانوني شناخته مي‌شوند. به گزارش خبرنگار «آمزش و پرورش» ايسنا، علي باقرزاده در حاشيه بازديد از نمايشگاه فعاليت‌هاي دانش‌آموزان دختر عشاير کشور در اردوگاه گلمكان در جمع خبرنگاران افزود: بر اساس ماده 30 قانون اساسي که بر رايگان بودن تحصيل تاکيد دارد، ماده 52 قانون برنامه چهارم توسعه نيز بر اجباري شدن تحصيل تاکيد كرده كه اين موضوع نقطه عطفي براي افزايش پوشش تحصيلي است. وي همچنين با اشاره به توسعه مدارس شبانه‌روزي به دليل فراهم كردن تحصيل براي اقشار روستايي و عشايري محروم، افزود: نزديک به يك‌هزار و 200 مدرسه راهنمايي شبانه‌روزي با 170 هزار نفر جمعيت دانش‌آموزي در کشور وجود دارد. باقرزاده خاطرنشان کرد: اکنون 550 هزار نفر تحت پوشش آموزش‌هاي پيش‌دبستاني بوده و نيمي از واجدان به دليل نبود تعريف مشخص قانون در تامين نيرو و منابع مالي تحت پوشش نيستند که اين روند نيازمند همكاري بخش خصوصي است. وي ادامه داد: ارتقاي وضعيت فعاليت‌هاي فوق برنامه مدارس، نيازمند تهيه سند نظام فعاليت‌هاي فوق برنامه کلاسي مدارس بوده که در حال طراحي است. معاون آموزش عمومي وزارت آموزش و پرورش بيان کرد: سعي داريم فعاليت‌هاي فوق برنامه مدارس در قالب واحدهاي درسي در مراکز تربيت معلم براي تامين آموزش اين بخش گنجانده شود. وي اظهار كرد: تحقق اجراي طرح ويژه مدرسه زندگي که يک الگو و مدل براي رسيدن به مدارس مطلوب بوده، نيازمند تغيير در اهداف هشت‌گانه تحصيلي و تاسيس مدارس شبانه‌روزي است. باقرزاده ادامه داد: همچنين کارهاي مطالعاتي براي تهيه مباني نظري طرح «مدرسه زندگي» شروع شده که اجراي اين طرح نيازمند مدت زمان زيادي است. معاون آموزش عمومي وزارت آموزش و پرورش اضافه كرد: آموزش و پرورش کنوني ميراث‌دار نظام غلط آموزش کميت محور بوده كه براي تغيير اين نگاه نياز به يک عزم ملي است. وي در ارتباط با ميزان کودکان خارج از مدرسه نيز اظهار كرد: پوشش تحصيلي در مقطع ابتدايي تنها هشت دهم درصد مانده تا به نقطه100 درصدي برسد، اما برخي آمار که مستند به آمار مواليد و يا پرشماري و کم‌شماري‌ها است، نمي‌تواند واقع‌گرايانه باشد، ولي آمار کودکان خارج از مدرسه بسيار ناچيز است. باقرزاده با اشاره به طرح آموزش براي همه افزود: بر اساس اين طرح و تعهد بايد تا سال 2015 برابري جنسيتي و شاخص‌هاي دسترسي به مدرسه را تعميم كنيم که ايران اکنون توانسته بين کشورهاي عضو يونسکو در اجراي اين طرح رتبه برتر را کسب كند

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 8:36 |

والديني كه مانع تحصيل فرزندانشان شوند، مجرم هستند
آموزش ابتدایی
والديني كه مانع تحصيل فرزندانشان شوند، مجرم هستند PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
۲۷ تير ۱۳۸۶

 معاون آموزش عمومي وزير آموزش و پرورش گفت: اگر والديني به رغم برخورداري از امکانات آموزشي، مانع تحصيل فرزندانشان شوند، مجرم قانوني شناخته مي‌شوند. به گزارش خبرنگار «آمزش و پرورش» ايسنا، علي باقرزاده در حاشيه بازديد از نمايشگاه فعاليت‌هاي دانش‌آموزان دختر عشاير کشور در اردوگاه گلمكان در جمع خبرنگاران افزود: بر اساس ماده 30 قانون اساسي که بر رايگان بودن تحصيل تاکيد دارد، ماده 52 قانون برنامه چهارم توسعه نيز بر اجباري شدن تحصيل تاکيد كرده كه اين موضوع نقطه عطفي براي افزايش پوشش تحصيلي است. وي همچنين با اشاره به توسعه مدارس شبانه‌روزي به دليل فراهم كردن تحصيل براي اقشار روستايي و عشايري محروم، افزود: نزديک به يك‌هزار و 200 مدرسه راهنمايي شبانه‌روزي با 170 هزار نفر جمعيت دانش‌آموزي در کشور وجود دارد. باقرزاده خاطرنشان کرد: اکنون 550 هزار نفر تحت پوشش آموزش‌هاي پيش‌دبستاني بوده و نيمي از واجدان به دليل نبود تعريف مشخص قانون در تامين نيرو و منابع مالي تحت پوشش نيستند که اين روند نيازمند همكاري بخش خصوصي است. وي ادامه داد: ارتقاي وضعيت فعاليت‌هاي فوق برنامه مدارس، نيازمند تهيه سند نظام فعاليت‌هاي فوق برنامه کلاسي مدارس بوده که در حال طراحي است. معاون آموزش عمومي وزارت آموزش و پرورش بيان کرد: سعي داريم فعاليت‌هاي فوق برنامه مدارس در قالب واحدهاي درسي در مراکز تربيت معلم براي تامين آموزش اين بخش گنجانده شود. وي اظهار كرد: تحقق اجراي طرح ويژه مدرسه زندگي که يک الگو و مدل براي رسيدن به مدارس مطلوب بوده، نيازمند تغيير در اهداف هشت‌گانه تحصيلي و تاسيس مدارس شبانه‌روزي است. باقرزاده ادامه داد: همچنين کارهاي مطالعاتي براي تهيه مباني نظري طرح «مدرسه زندگي» شروع شده که اجراي اين طرح نيازمند مدت زمان زيادي است. معاون آموزش عمومي وزارت آموزش و پرورش اضافه كرد: آموزش و پرورش کنوني ميراث‌دار نظام غلط آموزش کميت محور بوده كه براي تغيير اين نگاه نياز به يک عزم ملي است. وي در ارتباط با ميزان کودکان خارج از مدرسه نيز اظهار كرد: پوشش تحصيلي در مقطع ابتدايي تنها هشت دهم درصد مانده تا به نقطه100 درصدي برسد، اما برخي آمار که مستند به آمار مواليد و يا پرشماري و کم‌شماري‌ها است، نمي‌تواند واقع‌گرايانه باشد، ولي آمار کودکان خارج از مدرسه بسيار ناچيز است. باقرزاده با اشاره به طرح آموزش براي همه افزود: بر اساس اين طرح و تعهد بايد تا سال 2015 برابري جنسيتي و شاخص‌هاي دسترسي به مدرسه را تعميم كنيم که ايران اکنون توانسته بين کشورهاي عضو يونسکو در اجراي اين طرح رتبه برتر را کسب كند

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 8:36 |

|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 0:49 |

نتایج یک مطالعه یافته های گذشته مبنی بر اثر بی خوابی شب در افت تحصیلی دانش آموزان را تایید می کند

 نتایج یک مطالعه یافته های گذشته مبنی بر اثر بی خوابی شب در افت تحصیلی دانش آموزان را تایید می کند.
به گزارش هلث دی محققان دانشگاه کلرادو پس از بررسی 238 ارزیابی انجام شده توسط دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان دریافته اند دانش آموزانی که نمرات درسی پایین تری داشتند به هنگام خواب با مشکلات بیشتری از جمله درد و خستگی پا ، مشکل تمرکز طی روز ، خروپف کردن در خواب ، مشکل در بیدار شدن به هنگام صبح ، و خواب آلودگی در کلاس مواجه بودند.
در حالیکه مطالعات گذشته نیز نشان داده اند عملکرد تحصیلی نوجوانانی که از کم خوابی ، خواب نامنظم و یا نا مناسب رنج می برند مانند گروهی که خواب خوب وسالمی دارند نیست ، این تحقیق نیز دلیل دیگری برای اثر کیفیت خواب شب بر وضعیت تحصیلی در طول روز فراهم می کند.
در اینجا به برخی نکات مفید جهت بهبود خواب نوجوانان اشاره شده است:
- سعی کنید خواب شبانه کاملی داشته باشید.
حتی الامکان برای انجام تکالیف یا آمادگی امتحان تا دیر وقت بیدار نمانید.
- اگر در عرض 20 دقیقه پس از رفتن به رختخواب به خواب نرفتید ، بلند شوید و کاری انجام دهید ، مثلا کتاب بخوانید تا خسته شده و آنگاه به رختخواب برگردید.
- هر روز در یک زمان مشخص از خواب برخیزید.
- سعی کنید بعد از مدرسه نخوابید.
اگر هم فکر می کنید به استراحت نیاز دارید بیش از یک چرت یک ساعته نباشد.
- برنامه خواب منظمی داشته باشید.
- وقتی به رختخواب می روید از کارهایی مانند نوشتن ، خوردن ، تماشای تلویزیون ، صحبت با تلفن اجتناب کنید. - بعد از ناهار کافئین مصرف نکنید.
- اطاق خواب باید ساکت ، تاریک و کمی خنک باشد.
- گرسنه به خواب نروید اما قبل از خواب غذای سنگین هم نخورید.
- از 6 ساعت پیش از خواب حرکات ورزشی شدید انجام ندهید.
 



( شنبه چهاردهم بهمن 1385  |  8:11   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |   نظرات  )

ترجمه مهتاب صفرزاده خسروشاهي: تعليم و تربيت و معضلات و مشكلات مربوط به آن يكي از بحث‌انگيزترين مسائل در جوامع مختلف بوده و هست. دلايل اين اهميت را نيز مي‌توان به نكاتي چون، لزوم تعليم و تربيت صحيح نسل آتي، حساسيت و شكنندگي كودكان، نوجوانان و جوانان در مقابل مسائل مختلف؛ سرمايه‌گذاري دولتمردان جوامع براي دستيابي به موفقيت بيشتر با استفاده از تخصص نسل جوان؛ تأكيد والدين به تعليم و تربيت درست فرزندان؛ حركت سرسام‌آور جوامع به سوي رشد و ترقي و بسياري نكات ريز و درشت ديگري نسبت داد و درست به دلايل ذكر شده، «ترك تحصيل دانش‌آموزان» يكي از معضلاتي است كه مي‌توان آن را به دلايل مختلف آفتي براي ساختار آموزشي - پرورشي جوامع دانست. آن چه در پي مي‌خوانيم، نتايج مجموعه پژوهش‌هاي پژوهشگران انجمن بين‌المللي مطالعات آموزشي (NEA) درباره دلايل ترك تحصيل دانش‌آموزان و راهكارهاي جلوگيري از آن است. پژوهشگران انجمن بين‌المللي مطالعات آموزشي(NEA) طي يك بررسي گسترده و متمركز طي سه سال بر روي 3 هزار و 500 دانش‌آموز آمريكايي دوره دبيرستان، به نتايج جديدي درباره علل ترك تحصيل دانش‌آموزان اين مقطع تحصيلي دست يافتند. دكتر «رگ ويور» (Dr.Reg weaver) سرپرست گروه پژوهشي درباره اين تحقيق مي‌گويد: «با بررسي 3 هزار و 500 دانش‌آموزان دبيرستاني در آمريكا و در كنار آن والدين، مربيان و همه افرادي كه به هر نحو با امر تعليم و تربيت دانش‌آموزان اين دوره تحصيلي مرتبط هستند دريافتيم ترك تحصيل دانش‌آموزان دبيرستاني به عوامل متعددي وابسته است كه در اين بين نكته به عنوان شاخص‌ترين دلايل برگزيده شدند.» وي در ادامه مي‌افزايد:«هدف اصلي از انجام اين پژوهش ابتدا شناسايي نقاط ضعف بخش آموزش و پرورش و سپس كاهش و در نهايت به صفر رساندن تعداد دانش‌آموزاني است كه به دلايل متعدد از دوره دبيرستان ترك تحصيل كرده و راه ديگري غير از ادامه تحصيل را براي زندگي برمي‌گزينند. شاخص‌ترين دلايل و راهكارهاي جلوگيري از ترك تحصيل دانش‌آموزان دبيرستاني در يازده مورد خلاصه مي‌شود.» 1 - فراهم نشدن زمينه مناسب براي تحصيل همه جوانان و نوجوانان زير بيست و يك سال؛ در بسياري از كشورها حداكثر سن براي تحصيل در دوره دبيرستان، 18 سال است و پس از اين سن دانش‌آموزان به فرض اشتياق به ادامه تحصيل بايد راهي مدارس شبانه شوند. حضور در مدارس شبانه شكستي جدي و عاملي براي ترك تحصيل دانش‌آموزان است. از اين رو با ارتقاء سطح سني اين معضل برطرف شده و دانش‌آموزان بدون ترس و هيجان، به ويژه هيجان ناشي از افزايش سن مي‌توانند به تحصيل بپردازند. به عقيده پژوهشگران در قرن حاضر كه بسياري از دانش‌آموزان با مشكلات فراواني چون ناتواني در تأمين نيازهاي اقتصادي - اجتماعي دست و پنجه نرم مي‌كنند، افزايش سن تحصيل در دبيرستان راهكاري است تا دانش‌آموزان بتوانند در كنار كار به تحصيل نيز بپردازند. بر اساس پژوهش‌هاي انجام شده بالاترين آمار ترك تحصيل مربوط به ترك تحصيل به دليل افزايش سن و امتناع دانش‌آموزان از حضور در مدارس شبانه است. 2 - مدارس ويژه دانش‌آموزان 19 تا 21 سال؛ خجالت دانش‌آموزاني كه نسبت به همكلاسي‌هاي خود سن بالاتري دارد، عاملي براي ترك تحصيل آنها است. بنابر اين با ساخت مدارس ويژه دانش‌آموزان 19 تا 21 ساله، مي‌توان گام مؤثري جهت جلوگيري از ترك تحصيل اين رده سني برداشت. اين مدارس بايد جدا از مدارس شبانه فعاليت كرده و از هر نظر حتي از جهت زماني مانند ساير مدارس مقطع دبيرستان باشند. 3 - بر روي تك تك دانش‌آموزان تمركز كنيم؛ به عقيده پژوهشگران انجمن بين‌المللي مطالعات آموزشي آمريكا (NEA) مركز آموزشي مي‌تواند در زمينه آموزش و پرورش دانش‌آموزان موفق عمل كند كه از وضعيت آموزشي - پرورشي فرد فرد دانش‌آموزان آگاه باشد. اين تمركز با كاهش تعداد كادر آموزشي و انتخاب افراد زبده، ارتباط منظم و مؤثر والدين و اولياء مدرسه، ارتباط صميمانه(در حد معقول و منطقي) بين‌ دانش‌آموزان و آموزگار،‌كاهش تعداد دانش‌آموزان در هر كلاس(حداكثر بين 18 تا 25 نفر)، برنامه‌ريزي منظم براي رسيدگي به وضعيت درسي دانش‌آموزان، برگزاري كلاس‌هاي تقويتي منظم به منظور رفع ضعف‌هاي آموزشي ميسر است. پژوهشگران برگزاري برنامه‌هاي تفريحي دسته جمعي در پايان هفته و حتي در طول تعطيلات تابستان را يكي از شيوه‌هاي افزايش ارتباط ميان دانش‌آموزان با يكديگر و دانش‌آموزان با اولياء مدرسه به ويژه آموزگار مي‌دانند. اين ارتباط زمينه ساز حل بسياري از مشكلات آموزشي - پرورشي است. در حقيقت به هر ميزان موانعي چون، ترس، خجالت و بي‌اعتمادي ميان دانش‌آموزان و آموزگار و... برطرف شود به همان ميزان امكان موفقيت دانش‌آموز افزايش مي‌يابد. 4 - گسترش زمينه تحصيل؛ محدود كردن رشته‌هاي تحصيلي و القاء اين باور كه ادامه تحصيل در برخي رشته‌هاي تحصيلي ضامن موفقيت بوده و ادامه تحصيل در ساير رشته‌ها، آينده روشني را به دنبال ندارد، دانش‌آموز را از ادامه تحصيل دلزده مي‌كند. اين نكته به ويژه در دانش‌آموزاني كه به ادامه تحصيل در برخي رشته‌ها علاقه نداشته و فقط به اجبار اجتماع،‌ والدين و مدرسه ادامه تحصيل در اين رشته‌ها را برمي‌گزينند حائز اهميت بوده و عامل اصل بازدارنده از تحصيل آنها است. بنابر اين مدرسه و در گام بعدي اجتماع و والدين موظفند تا زمينه تحصيل براي همه رشته‌هاي تحصيلي را براي دانش‌آموزان فراهم كنند. از ديدگاهي ديگر شكستن حصار باورهاي نادرست اجتماعي - فرهنگي راهي جهت هموار كردن انتخاب آزادانه دانش‌آموزان و در نتيجه موفقيت آنها است. 5 - ارتباط بخش آموزش و اشتغال؛ ارتباط مؤثر بين بخش آموزش و اشتغال نه تنها باعث مي‌شود آموزش‌ها جهت‌يابي صحيحي داشته و به سمت و سوي برآوردن نيازهاي اجتماع و چرخاندن چرخ‌هاي اقتصادي گام بردارد، بلكه دانش‌آموزان اطمينان مي‌يابند كه پس از فراغت از تحصيل و تحصيل در هر رشته‌اي، بيكار نخواهند ماند. ترس از بيكاري پس از اتمام تحصيلات(چه پس از اخذ مدرك ديپلم يا فارغ‌التحصيلي از دانشگاه) و باور به هدر رفتن سال‌هاي مفيد جواني به دليل ترس از بيكاري پس از تحصيل، در مقايسه با افراد تحصيل نكرده‌اي كه وارد بازار كار شده و از شرايط به مراتب بهتري نسبت به افراد تحصيلكرده برخوردارند، دانش‌آموز را از ادامه تحصيل باز مي‌دارد. در حقيقت مقايسه دايمي قشر تحصيلكرده و بيكار و تحصيلكرده و كم درآمد با قشر تحصيل نكرده و حتي بي‌سواد با درآمد بالا، يكي از دلايلي است كه بسياري از دانش‌آموزان دبيرستاني را از ادامه تحصيل باز مي‌دارد. اين وضعيت در كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته به وضوح مشاهده مي‌شود. 6 - ارتقا سطح كيفي آموزش‌ها و شروع زود هنگام آموزش‌ها؛ پژوهش‌ها نشان مي‌دهد ارتقا سطح كيفي آموزش‌ها، شروع آموزش‌ها به صورت جدي از دوره پيش‌دبستاني؛ پربار كردن مباحث درسي ارائه شده در دوره‌هاي گوناگون تحصيلي: ايجاد اشتياق و علاقه به تحصيل و فراگيري آموزش‌هاي ارائه شده با انتخاب مباحث درسي كه خلاقيت و اشتياق دانش‌آموزان را پاسخگو باشد و... عوامل مؤثري جهت جلوگيري از دلزدگي و ترك تحصيل دانش‌آموزان در مقطع دبيرستان است. به هر ميزان دانش‌آموز از فراگيري لذت ببرد، به همان ميزان امكان ترك تحصيل او كاهش مي‌يابد. از سوي ديگر حذف مباحث درسي وقت‌گير و ايستا و جايگزين كردن مباحث درسي كه پاسخگوي حس اشتياق، پرسشگري و خلاقيت دانش‌آموزان باشد، راهكار مناسبي جهت كاهش خطر ترك تحصيل دانش‌آموزان است. 7 - حضور مؤثر و منطقي والدين در مراحل مختلف تحصيل دانش‌آموزان؛ خانواده در هر جايگاه و موقعيت اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ... كه باشد نقش بسزايي در موفقيت يا شكست تحصيلي دانش‌آموز دارد. آموزش رفتارهاي صحيح فردي و اجتماعي؛ تشويق دانش آموز براي ادامه تحصيل؛ فراهم كردن زمينه مناسب براي ادامه تحصيل فرزندان، رفع مشكلات آموزشي و پرورشي با همكاري اولياء مدرسه و...، همگي عوامل مؤثري براي ادامه تحصيل و موفقيت دانش‌آموز است. اگر اين حمايت‌ها از دوران كودكي و حتي پيش از شروع درس و مدرسه آغاز شود، بي شك نتيجه بهتري را نيز به همراه خواهد داشت. به عقيده پژوهشگران نقش والدين، حتي از عملكرد اولياء مدرسه نيز شاخص‌تر و تأثيرگذارتر است. 8 - حمايت؛ همراهي والدين و اولياء مدرسه و به طور كلي همه افرادي كه به شكلي در آموزش و پرورش دانش‌آموز نقش دارند، شاخصي براي تضمين موفقيت تحصيلي دانش‌آموز است. «اطمينان» از اين كه در شرايط بحراني همواره فرد يا افرادي دانش‌آموز را «حمايت و هدايت» خواهند كرد، او را به ادامه مسير دلگرم مي‌كند. پژوهشگران نقش حمايتي والدين و اولياء مدرسه را تنها به صرف هزينه محدود نكرده و تأكيد دارند اين حمايت بايد همه جانبه باشد. به اين معني كه دانش‌آموز بايد از جهت رواني - عاطفي، اجتماعي، اقتصادي، فكري و... تحت حمايت قرار بگيرد و در بسياري از موارد اصلاً نياز به صرف هزينه نبوده و نياز دانش‌آموز در حمايت‌هايي غير از حمايت‌هاي اقتصادي تعريف مي‌شود. 9 - رفع تبعيض‌ها؛ هر يك از تبعيض‌هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، نژادي، قومي و... مي‌تواند به تنهايي دانش‌آموز را از ادامه مسير بازدارد. در بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكا، شاخص‌ترين آمار ترك تحصيل، به ترتيب متعلق به دانش‌آموزان آفريقايي، آمريكاي لاتين و آسيايي است. دليل اين امر جدا از تبعيض‌هاي اجتماعي، تفاوت‌هاي فرهنگي و به دنبال آن جدا ماندن از جمع دوستان و اجتماع، مشكلات اقتصادي خانواده‌ها، نابه‌ساماني‌هاي روحي - رواني ناشي از اين تفاوت‌ها در دانش‌آموز، ناتواني در فهم آموزش‌ها به دليل عدم تسلط كافي دانش‌آموز به زبان، فرهنگ و... كشور مورد نظر، پذيرفته نشدن از سوي جمع دوستان و حتي اجتماع، فرق‌گذاري‌هاي فاحش اولياء مدرسه به ويژه آموزگاران ميان دانش‌آموزان رنگين پوست و سفيدپوست و... است. رفع اين تفاوت‌ها و تبعيض‌ها راهكار مهمي جهت جلوگيري از ترك تحصيل دانش‌آموزان است. 10 - آموزش به متوليان آموزشي؛ رفتارهاي نامناسب متوليان آموزشي، به ويژه آنهايي كه در رده‌ سني حساسي چون دبيرستان مشغول به فعاليت هستند، يكي ديگر از دلايل ترك تحصيل دانش‌آموزان اين مقطع است. تنبيه بي‌جا، تبعيض‌هاي فاحش ميان دانش‌آموزان برتر و ضعيف، تبعيض‌هاي نژادي - قومي، تبعيض‌هاي جنسيتي، تبعيض ميان دانش‌آموزان كم بضاعت، بي‌بضاعت و متمول؛ ناتواني‌هايي شخصي آموزگار، كه آموزگار آن را به گونه‌اي ديگر جلوه مي‌دهد، ناتواني‌هايي اولياء مدرسه كه در نهايت دانش‌آموزان را به عنوان مقصر معرفي مي‌كنند و بسياري موارد از اين دست، عامل‌هاي مهمي براي ترك تحصيل دانش‌آموزان است. 11 - ابتلا به بيماري؛ ابتلا دانش‌آموزان و يا والدين آنها به بيماري به ويژه بيماري‌هاي حادي چون ايدز(AIDS)، انواع سرطان‌ها و... كه منجر به مرگ والد يا والدين شده و يا خود دانش‌آموز را مورد تهاجم قرار مي‌دهد، عاملي ديگر براي ترك تحصيل دانش‌آموز است. و در نهايت اين كه بر اساس آخرين آمار ارائه شده توسط پژوهشگران انجمن بين‌المللي مطالعات آموزشي (NEA)؛ بخش آموزش و پرورش آمريكا نيازمند 10 ميليارد دلار هزينه براي تأمين نيازهاي آموزشي - پرورشي دانش‌آموزان طي يك دوره يا برنامه 10 ساله است. اين ميزان هزينه فقط براي برآوردن نيازهاي اوليه و ضروري دانش‌آموزان و جلوگيري از ترك تحصيل دانش‌آموزان در دوره‌هاي گوناگون تحصيلي است. ترديدي نيست كه رفع نابه‌ساماني‌هاي آموزشي - پرورشي كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته رقمي به مراتب بالاتر از اين مقدار است كه عدم تأمين آن، ترك تحصيل تعداد بسياري از دانش‌آموزان به ويژه سطوح پاياني تحصيل را به دنبال دارد. منبع: (NEA) انجمن بين‌المللي مطالعات آموزشي آمريكا



( چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |  0:2   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |   یک نظر  )

 حسين حسين‌نژاد قندي:
در همايش ملي نوآوري‌هاي آموزشي، يكي از سخنرانان به تجربه ژاپن در بازانديشي در عمل براي بهبود مستمر آموزشي و غني‌سازي يادگيري در مدرسه پرداخته و اشاره مي‌كند دانشي كه مي‌تواند به توسعه مهارتهاي بازبيني و بازانديشي كمك كند و ظرفيت توانايي عمل اثربخش را توسعه دهد، علم عمل است كه توسط نظريه‌پردازاني چون كريس آرجريس و دونالد شون ارائه شده است.
اهداف اين نظريه را در نهايت يادگيري در حين عمل و تفكر در حين عمل مي‌دانند؛ غافل از اين‌كه در فرهنگ ما قرنها پيش اين نظريات به شكلي ديگر ارائه شده كه متأسفانه مسئولين نظام تعليم و تربيت ما چه در گذشته و چه حال، از آن غافل بوده‌اند. در ابتدا به نكاتي چند كه سعدي عليه‌الرحمه در خصوص علم و عمل بيان داشته، اشاره و سپس به نتيجه‌گيري مي‌پردازيم:

بار درخت علم ندانم، مگر عمل
با علم گر عمل نكني، شاخ بي‌بري

در جاي ديگر مي‌فرمايد:

از من بگوي عالم تفسيرگوي را
گر در عمل نكوشي، نادان مفسري

و باز:

سعديا گرچه سخندان و مصالح‌گويي
به عمل كار برآيد، به سخنداني نيست

و ضرب‌المثل معروف: دو صد گفته، چو نيم كردار نيست كه به زبان رياضي (100×2)2=5/0×2 كه مساوي است با: يك عمل= 400 حرف و گفته و باز از سعدي است كه مي‌فرمايد:

علم چندان كه بيشتر خواني
چون عمل در تو نيست، ناداني
نه محقق بود، نه دانشمند
چارپايي، بر او كتابي چند
(سوره جمعه آيه شماره 5)

و مثال من براي نظام تعليم و تربيت فعلي ما شبيه اين است كه هدف تربيت شناگر ماهر است و ما به صورت تئوري و نظري آنچه را كه در ارتباط با شناخت، به متعلم مي‌آموزيم و او هم انصافاً‌ كليه متون و كتابهاي نوشته شده در مورد شنا را به خوبي فرا مي‌گيرد، ولي اگر در استخر بيفتد، غرق مي‌شود كه نمونه‌اش آموزش قرآن، تعليمات ديني، زبان عربي و انگليسي و علوم تجربي است كه دانش‌آموز پس از 12 سال درس خواندن، در خواندن نماز و روزه گرفتن كاهل است، قادر به ساده‌ترين مكالمه به زبان عربي و انگليسي نيست، اسيد و باز را تشخيص نمي‌دهد و بالاخره نمي‌داند كه هويج ريشه است و سيب‌زميني، ساقه.

در اين‌جا، جا دارد يادي از اولين وزير آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامي، آقاي دكتر شكوهي بكنيم كه قريب 57 سال معلمي كرده و در پاسخ سؤالي كه از وي مي‌پرسند مشكلات آموزش و پرورش را در چه مي‌‌دانيد، پاسخ مي‌دهد: نظام تعليم و تربيت ما قادر نيست مرد كار تربيت كند، پشت ميزنشين تربيت مي‌كند.

كار ضمن تحصيل وجود ندارد، كتابهاي ما عملي نيستند، دانش‌آموز بايد يك ساعت درس بخواند و دو ساعت كار كند،‌كتابهاي ما بي‌‌محتواست، يعني محتواي آن ارزش نظري دارند نه عملي. كتابهاي درسي ما آدم نمي‌سازد، عمقي نيست، بلكه سطحي است.

دكتر شكوهي جهت اثبات اظهارات خود مثال جالبي دارد از دانشجويي ايراني در ژنو كه در پاسخ به سؤال دكتر مبني بر اين‌كه تفاوت مدارس ژنو را با مدارس تهران چگونه مي‌بيني، مي‌گويد من در اينجا آدم مضحكي هستم كه سر كلاس گياه‌شناسي، يك گياه را آن‌چنان توضيح مي‌دهم و تعريف مي‌كنم كه دهان استاد باز مي‌ماند، ولي در باغ نباتات اين گياه را نمي‌شناسم.

اين دقيقاً‌ بيتي از شعري است كه 35 سال پيش سروده‌ام:

با اين‌كه گياهي را بيش از دگران خوانديم
در نام گلي از باغ هستيم همه نادان

اكنون اگر مسئولين نظام تعليم و تربيت ما به اين باور رسيده‌اند كه يادگيري از طريق علم و عمل در قلب و ذهن انسان نفوذ مي‌كند و موجب آگاهي و تغيير در رفتار او مي‌شود و همچنين به انساني قابليت ارتباط مؤثر با جهان خارج از ذهن را مي‌دهد و موجب گسترش قابليت‌هاي انسان شده و بر توانايي‌ها و خلاقيت و نوآوري‌هاي او مي‌افزايد.

از طرفي اگر معتقدند كه كتابهاي درسي بايد اصلاح شود و برنامه‌محوري جايگزين كتاب‌محوري شود تا موجب تغيير در شيوه‌هاي يادگيري و ياددهي گردد، پس هرچه زودتر دست به‌كار شوند و خود جزو اولين كساني ‌باشند كه با عمل به نظريه‌پردازي‌‌هاي خود در جهت اعتلاي نظام‌ آموزش و پرورش قدم بردارند.

چه ايرادي خواهد داشت كه اگر مسئولين آموزش و پرورش حتي براي يك بار هم شده اهداف تعيين شده جهت دوره راهنمايي و دوره متوسطه را مطالعه و وضعيت فارغ‌التحصيلان دوره متوسطه و پيش‌دانشگاهي را با آن هدفها مقايسه كنند.

به عنوان مثال يكي از هدف‌هاي تشكيل دوره راهنمايي تحصيلي كشف و شناخت استعدادها و علائق شخصي و رغبت‌هاي دانش‌آموز بر اساس موازين دقيق علمي و تربيتي است و يا يكي از اهداف دوره متوسطه ايجاد و تقويت يك يا چند مهارت قابل عرضه در بازار كار كه با استعدادهاي فردي تناسب داشته باشد كه متأسفانه ما در عمل شاهد محقق نشدن اين اهداف هستيم.

اي كاش مسئولين آموزش و پرورش ما صدور بخشنامه جهت تعيين مبصر بخاري را به مديران مناطق و مدارس واگذاشته و خود به اهداف عالي تعليم و تربيت بينديشند. در پايان باز بشنويم از شيخ اجل سعدي كه مي‌فرمايد:

سه چيز پايدار نماند:
يك) علم بي‌بحث؛ دو) مال بي‌تجارت؛ سه) ملك بي‌سياست.
 



( چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |  0:2   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |   نظرات  )

 امروزه با ورود به عرصه موسوم به مدرنيته، شاهد اين واقعيت مى‌باشيم که تکنولوژى و مظاهر دنياى کنوني، همه چيز را تحت تاثير خود قرار داده است و اين تاثيرگذارى نه صرفا در روشها بلکه در ماهيت علوم نيز مى‌باشد. حقيقت اين است که امروزه در تحليل‌هاى نوين در ارتباط با سنت و تجدد، اين امر اثبات شده است که تکنولوژى امر خنثاى بدون جهت نمى‌باشد بلکه خود داراى ذات بوده و دنيايى از فرهنگها، آداب، رسوم و منش‌هايى را به همراه مى‌آورد. اين يک ساده‌انديشى است که بگوييم مدرنيته و زندگى ماشينى کنوني، مانند ابزارى است که هم مى‌توان از آن خوب استفاده کرد و هم منفي. اگرچه اين نتيجه‌گيرى در برخى مواقع و در يک نگاه سطحى و ظاهري، ممکن است درست باشد ولى در نگاه عميق بايد گفت فاصله گرفتن از سنت و غرق در تکنولوژى گشتن، فى نفسه داراى تاثيراتى است که ديگر نمى‌توان آن را خنثى و بى‌جهت دانست. آنچه موضوع نوشتار حاضر است، بررسى ارزشى در نفى يا اثبات نظريه فوق نيست ولى هدف اين بوده که به مقوله تجدد و تکنولوژى نبايد ساده نگريست. در نوشته حاضر، درصدد اين هستيم که تاثيرپذيرى يکى از هزاران مقوله متاثر از مدرنيته را مورد بررسى قرار دهيم و آن امر آموزش مى‌باشد. امروزه در کشور نيز جلوه‌هايى از آن مثل تاسيس دانشگاه‌هاى مجازى و آموزش از طريق رايانه به چشم مى‌خورد. آسيب‌شناسى اين روش نوين بسيار حائز اهميت است که مى‌تواند در کنار بررسى‌ آفات اين روش مورد توجه قرار گيرد. به نظر ما اين شيوه نوين آموزش مجازي، به خصوص در دانشگاهها، اگرچه داراى ثمرات مثبت و قابل توجهى است ولى معايب اساسى نيز دارد که ذيلا بدان مى‌پردازيم؛ الف- فوايسد و وجوه مثبت 1- سرعت انتقال اطلاعات در زمان واحد، به چندين دانشجو 2- بهره‌ورى در صرف وقت و هزينه، استفاده از مطالب ارائه شده توسط استاد 3- اعطاى نوعى اختيار وآزادى به دانشجو در نحوه استفاده از مطالبو... ب- معايب 1- يکى از بزرگترين معايب اين شيوه نوين آموزشى اين است که ديگر دانشجو از حضور در کلاس و رويارويى با استاد بى‌نياز مى‌گردد. استفاده از نفس استاد و آموزش حضورى محاسنى دارد که بر هيچ‌کس پوشيده نيست. تاثيرگذارى‌هاى صحبت حضورى و مستقيم از حيث تامين پيش‌زمينه‌هاى روانى تعليم و تعلم امرى انکارناپذير است. 2- وقوف و تسلط استاد بر تک تک دانشجويان در آن واحد، خود زمينه ارزيابى‌هاى واقعى را توسط استاد فراهم مى‌آورد و اينکه استاد هنگام تدريس با جمع کثيرى از دانشجويان که در کلاس حضور يافته‌اند، مواجه مى‌شود. اين امر خود فى نفسه مى‌تواند علاوه بر ايجاد انگيزه در تدريس، در تداعى مطالب آموزشي، يارى‌گر استاد مى‌باشد. اين نقاط مثبت در آموزش‌هاى مجازى وجود ندارد. 3- آموزش مهارت‌‌هاى عملى و غير تئوريک فقط از طريق آموزش‌هاى سنتى و حضورى امکان‌پذير است. تمرين‌هاى عملى دانشجو در کلاس و نظارتها و رفع نقص‌هاى عملى و مستمر استاد، نسبت به عملکرد دانشجو نيز فقط از همين طريق امکان خواهد يافت که آموزش مجازى نمى‌تواند به نحو کامل، عرض فوق را تامين سازد



( پنجشنبه هفتم دی 1385  |  23:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |   2 نظر  )

سخن گفتن از مديريت بدين معنا نيست که انسان چگونه بتواند يک اداره و يا سازمان مشخص را اداره نمايد، بلکه مراد از مديريت اين است که ما چه قوانين را برای مديريت داشته باشيم و چگونه بتوانيم در هر شرايط و زمان خود را به آن قوانين پايبند بدانيم و مديريت خود مان را آنطور با قوانين جامعه مورد نظر هماهنگ كنيم كه نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببيند؟

در همهء تمدن های بشری اين يک امر پذيرفته شده است که اداره کننده ء سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم مي پسندند. همهء اديان و مکتبهای بشری اصولی را در زمينه اي وضع کرده اند تا جامعه را بسوی خير و فلاح بکشانند، اين اشخاص هستند که قانون را زير پای ميگذازند، آنرا توجيه غلط ميکنند و مورد استفادهء سوء قرار ميدهند. بعبارت ديگر مشکل اصلی در نبود قانون نيست بلکه مشکل در عدم رعايت و تطبيق قانون است.
بدون شک قوانين در ذات خود برتری ها و بهتری های نسبت به يکديگر دارند، اما در مجموع هيچ قانون انسانها را تشويق به ظلم و تجاوز به حق ديگران نميکند . پس از ديدگاه شما يك مدير موفق چه كسي است؟

مدير موفق كسي است كه:

1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها

2-تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل

3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش

4-برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها

5-توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن

6-درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها

7-اعتماد وافر نسبت به ساير افراد و مردم

8-انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت

9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه

10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی

11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر

12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق

13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف

14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط

15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل

16-بردباری و صبر در حل مشکلات

17-خويشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده

18-آرامش در برابر بحران

19-واقع بینی در برخورد با مسائل

20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها

احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی

21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)

22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن

23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند

24-روحيه هم كارى وهم بستگی در سيستم مديريتى

25-داشتن روحیه انتقاد پذیر

26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.

27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها

حال شخصي كه مديريت يك اداره ويا مدرسه را بعهده دارد بايد همهء صفات ممتاز را نسبت به سائرين بايد داشته باشد، در اين امر تنها خود پيامبر(ص) بعد از خداوند (ج) شارع دين و معصوم است، باقی همهء جانشينان ايشان از اين امر مستثنی نيستند و بايد در صفات ايمان، تقوی، دانش، عدالت، طهارت، راستی، وفا، شجاعت، همت، مديريت، قاطعيت، فصاحت، بلاغت، حکمت، درايت، شناخت و... در آخر حتی در حسن صورت نسبت به همهء افراد جامعه برتر باشد.
براي تشخيص چنين شخصی چه چيزي لازم است وچگونه مي توان ان را از ديگران تمييز داد؟اين يک سؤال اساسی است. در جوامع عقب مانده که سطح دانش و بينش پايان است، حتی مردم در شناخت اصول و قوانين خود از آگاهی اندکی برخوردار نيستند اين انتخاب خيلی مشکل است .
راه حل اينست که مردم با يک اخلاص و ديد درست کسانی را از ميان خود که به ايشان گمان نيک دارند انتخاب نمايند و آنهارا ملزم بسازند که از ميان خود کسی را برای ادای اين امر خطرناک و بسيار دشوار بر گزينند، اين يگانه راهست .
اگر در انتخاب مردم صفات غير از صفات در بالا ذکر شده، مثل قوم، قبيله، نژاد، زبان، پول و... مقصود و منوط بود اينجاست که از ابتداء ما به سوء مديريت دچار ميشويم، چون در يک بينش بسيار ابتدائی مدير بايد ارضای خاطر کسانی را که برايش بخاطر قوم، قبيله، نژاد، زبان، پول و... رأی داده اند نگاهدارد، در غير اين صورت بقايی خود را نا ممکن ميداند.
هر چه اگر انتخاب به اساس شروط و ارزشهای خوب ياد شدهء قبلی باشد، چنين رئيسی هيچگاه ارزشهای مطرح نزد خود را بخاطر ارضای ديگران زير پای نميگذارد و در صورت بکار گرفتن عدالت اجتماعی حاميان بيشتر و صادقتر پيدا ميکند . پس منتظر معرفي مديران لايق باشيد.... موفق باشيد

زهرا شريف زاده/مدير دبيرستان ومركز پيش دانشگاهي
 



( پنجشنبه هفتم دی 1385  |  23:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |   نظرات  )
|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 0:45 |

کم خوابی و افت تحصیلی
نتایج یک مطالعه یافته های گذشته مبنی بر اثر بی خوابی شب در افت تحصیلی دانش آموزان را تایید می کند.
به گزارش هلث دی محققان دانشگاه کلرادو پس از بررسی 238 ارزیابی انجام شده توسط دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان دریافته اند دانش آموزانی که نمرات درسی پایین تری داشتند به هنگام خواب با مشکلات بیشتری از جمله درد و خستگی پا ، مشکل تمرکز طی روز ، خروپف کردن در خواب ، مشکل در بیدار شدن به هنگام صبح ، و خواب آلودگی در کلاس مواجه بودند.
در حالیکه مطالعات گذشته نیز نشان داده اند عملکرد تحصیلی نوجوانانی که از کم خوابی ، خواب نامنظم و یا نا مناسب رنج می برند مانند گروهی که خواب خوب وسالمی دارند نیست ، این تحقیق نیز دلیل دیگری برای اثر کیفیت خواب شب بر وضعیت تحصیلی در طول روز فراهم می کند.
در اینجا به برخی نکات مفید جهت بهبود خواب نوجوانان اشاره شده است:
- سعی کنید خواب شبانه کاملی داشته باشید.
حتی الامکان برای انجام تکالیف یا آمادگی امتحان تا دیر وقت بیدار نمانید.
- اگر در عرض 20 دقیقه پس از رفتن به رختخواب به خواب نرفتید ، بلند شوید و کاری انجام دهید ، مثلا کتاب بخوانید تا خسته شده و آنگاه به رختخواب برگردید.
- هر روز در یک زمان مشخص از خواب برخیزید.
- سعی کنید بعد از مدرسه نخوابید.
اگر هم فکر می کنید به استراحت نیاز دارید بیش از یک چرت یک ساعته نباشد.
- برنامه خواب منظمی داشته باشید.
- وقتی به رختخواب می روید از کارهایی مانند نوشتن ، خوردن ، تماشای تلویزیون ، صحبت با تلفن اجتناب کنید. - بعد از ناهار کافئین مصرف نکنید.
- اطاق خواب باید ساکت ، تاریک و کمی خنک باشد.
- گرسنه به خواب نروید اما قبل از خواب غذای سنگین هم نخورید.
- از 6 ساعت پیش از خواب حرکات ورزشی شدید انجام ندهید.
 


( شنبه چهاردهم بهمن 1385  |  8:11   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |   نظرات  
|+| نوشته شده توسط محمد فایق مجیدی در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 0:42 |